چطور (با تمرین چرخ زندگی) زندگی متعادل‌تری بسازیم؟

فرفره در حالت تعادل

در زمان‌های مختلف زندگی متوجه شده‌ام که توصیفم از تعادل با گذشته متفاوت است و در چند سالی که با تمرین چرخ زندگی آشنا شده‌ام، هرازگاهی آن را انجام می‌دهم تا بتوانم شرایط متعادل‌تری برای زندگی ایجاد کنم....

چطور حس شنیده شدن را (به‌خصوص برای یک درون‌گرا) ایجاد کنیم؟

دوستی انسان و سگ

اگر مدتی است که نوشته‌های من را دنبال می‌کنی، شاید متوجه جایگاه گفت‌وگو از دیدگاه من و اهمیت فراگیری این مهارت شده باشی. ولی اگر اولین بار است که اینجایی یا گذری توجهت به باغ عدن جلب شده، پس لازم است مقدمه‌ای از گفت‌وگو برایت بگویم. قبل از هر چیز باید خیالت را راحت کنم که گفت‌وگو آن چیزی نیست بیشترمان در طول روز انجام می‌دهیم. گفت‌وگو: احوال‌پرسی‌های پشت سرهم در تلفن یا حین رد شدن با همسایه نیست؛ صحبت‌های کوتاه میان همکارهای شرکت نیست؛ به‌قول‌معروف «اجتماعی بودن» هم نیست؛ در عوض: گفت‌وگو آن صحبتی است که رفت‌وبرگشت داشته...

چگونه تعادل را به زندگی خود بازگردانیم؟

ایستادن در حالت تعادل

مدتی است که فکر می‌کنم تعادل زندگی‌ام به‌هم‌خورده است. در ابتدا فکر می‌کنم که شاید بد نباشد معنی و مفهوم تعادل را برای خود بازنگری کنم. پیش‌تر در سردر دستهٔ «تعادل» سایت، تعادل را این‌گونه توصیف کرده‌ام: در هر چیز و هرلحظه می‌توان تعادل یافت. کافی است تا میان دو سر بام، وسط را یافت. این بدان معنی است که هرلحظه می‌توان در دو سر بی‌نهایت (افراط) زندگی کرد که راه میانه یا آنچه بودا آن را The Middle Path نامیده است، همان تعادل است. زمانی که از راه میانه فاصله می‌گیریم، رفتارهای افراطی و به دنبال آن بی‌تعادلی...

پذیرش؛ مانعی برای رسیدن به عنصر وجودی

در جستجوی عنصر وجودی

اگر عنصر وجودی را همان تلاقی استعداد و علاقه بدانیم، درجایی باید حاضر شویم و جرئت کنیم تا این دو را تبدیل به شغل ایدئال خود کنیم. تنها زمانی که این سه عنصر (علاقه، استعداد و تمایل تبدیل آن به حرفه) با یکدیگر همراه شوند، امکان یافتن عنصر وجودی میسر می‌شود. همهٔ ما تعاریفی از شغل ایده آل شنیده‌ایم. نمونه‌هایی چون: شغلی که یک‌لحظه هم احساس کار کردن در آن نداشته باشی. شغل لذت‌بخش که دیگر لازم نیست میان کار و زندگی تفکیک کنی. چون کار هم بخشی از زندگی شخصی‌‌ات می‌شود. شغلی که موفقیت در آن، طولانی اما...

چطور خودم را بیشتر دوست داشته باشم؟

سفری برای خود

حتماً این جملهٔ معروف را شنیده‌ای که می‌گوید، «برای دوست داشتن دیگری، باید اول خودت را دوست داشته باشی.» فکر می‌کنی چرا این‌طور است؟ به نظرم چون دوست داشتن مانند سایر توانایی‌های فردی، یک مهارت است و شروع آن از طریق تمرین شخصی است. یعنی تا زمانی که توانایی دوست داشتن خودت را نداشته باشی، نمی‌توانی دیگری را دوست داشته باشی. بگذار مثالی بزنم که شاید این موضوع برایت واضح‌تر شود. این مثالی است که شاید بارها شنیده باشی ولی در اینجا می‌خواهم آن را دوباره یادآوری کنم. هر بار بعد از سوارشدن در هواپیما و قبل از پرواز،...