بالای ابرها

توجه؛ فرصتی برای یادگیری، رشد و آگاهی

  آنچه دلیل یادگیری، شناخت و آگاهی از خود و پیرامونمان می‌شود، توجه به جزئیات است. درواقع هرلحظه و در هر شرایطی، موارد بسیاری برای توجه کردن وجود دارد و تصمیم انتخاب آن مقابلمان است. توجه به قسمت آموزنده یا بخش منفی و مخرب آن. همین هفتهٔ گذشته و در کارگاه «موانع رسیدن به شغل بامعنی» بود که بار دیگر تمرینی از همین نوع مقابلم

تولد ۳۶ سالگی آیدین حبیبی

هدیه‌ای برای تولد ۳۶ سالگی‌ام

  چند سالی است که رسم هدیه دادن به خود را برای تولدم آغاز کرده‌ام. قبلاً در ۳۳، ۳۴ و ۳۵ سالگی این کار را انجام داده‌ام. درواقع این رسم، روشی است برای قدردانی از زندگی. در سال گذشته همچون زمان‌های دیگر، از بالا و پایین‌های زندگی بهره‌مند بودم. تجربه‌های فراوان و یادگیری بسیار داشته‌ام. امسال، ۲۷ تجربه را برای اولین بار انجام داده‌ام. مثل

ترس؛ نیروی محرک یا عامل بازدارنده؟

هدف، زندگی بدون ترس نیست. این کار غیرممکن است! هدف، یادگیری برای چگونگی کنترل و رهایی از آن است. – ورونیکا رات از بدو شکل‌گیری موجودات چند سلولی تاکنون، ترس یکی از عوامل بقاء جانوران و انسان بوده است. همهٔ موجودات به‌نوعی با ترس رابطه دارند. می‌دانند برای حیات چه‌زمانی باید بر ترس خود غلبه کنند و کجا آن را به‌عنوان نیروی بازدارنده استفاده کنند و

شناخت و یادگیری از یک الگوی رفتاری

هفتهٔ گذشته بیشتر بی‌انرژی بودم. متوجه شدم در من یک الگوی رفتاری مدام در حال تکرار است. در خودم انرژی تولید می‌کنم، برای مدتی باانگیزه و علاقه حرکت (زندگی) می‌کنم ولی بعد از مدتی و بدون پیش‌زمینه و هشدار باتری خالی می‌کنم. چند روزی در این وضعیت سر می‌کنم تا دوباره انرژی‌ای از درونم جرقه می‌زند و باانگیزه و مصمم‌تر از قبل به زندگی ادامه می‌دهم.

۳۵ درسی که در ۳۵ سال زندگی آموخته‌ام

از دو سال پیش، هم‌زمان با راه‌اندازی «قدم زدن در باغ عدن»، سنت هدیه دادن به خودم را آغاز کردم. قبلاً در ۳۳ و ۳۴ سالگی نیز این کار را انجام داده‌ام. سنتی که برای خودم جالب بود که با انجام آن متوجه شدم، بیش ازآنچه فکر می‌کردم، لحظات خوش و لذت‌بخش در طول سال داشته‌ام و می‌توانم قدردان‌تر از گذشته زندگی کنم. اما امسال رویکردم در اینجا متفاوت است.

ایجاد فضای امن برای دیگران یعنی چه؟ به همراه ۸ روش ارائۀ آن

زمانی که مادرم در بستر مرگ بود، من، خواهر و برادرهایم دورهم جمع شدیم تا در روزهای آخر کنارش باشیم. هیچ‌کدام نمی‌دانستیم چگونه یک نفر را در دوران گذارش از این زندگی به زندگی بعدی همراهی کنیم. اما تا حدی مطمئن بودیم که می‌خواهیم او را در خانه نگه‌داریم و همین کار را هم کردیم. هنگامی‌که از مادرم نگهداری می‌کردیم، پرستاری استثنایی به نام آنا ما

هدیه‌ای برای تولد ۳۴ سالگی‌ام

سال گذشته کاری برای خودم انجام دادم که بسیار لذت‌بخش بود. در سال گذشته برای تولد، هدیه‌ای به خودم دادم. قبلاً این کار را با خرید کادویی انجام داده بودم. امسال هم تصمیم گرفتم که این کار را مجدد تکرار کنم. البته این بار باکمی تفاوت. بنا بود که به مهمانان هم هدیه‌ای بدهم. هنوز به جمع‌بندی برای هدیۀ شما نرسیده‌ام. قرار بود که بگویید «هدیۀ من به شما