مهارت زندگی

تعادل

اگر فقط می‌توانی در یک مهارت حرفه‌ای شوی، متعادل بودن را انتخاب کن. در هر چیز و هرلحظه می‌توان نقطهٔ تعادل را یافت. کافی است تا میان دو سر بام، وسط را پیدا کنی.
تعادل در مهارت‌های زندگی

تمام نوشته‌های تعادل

چیدمان سنگ‌ها روی هم

نقطهٔ تعادل میان کمال‌گرایی و واقع‌بینی کجاست؟

وقتی پای کمال‌گرایی یا فرد کمال‌گرا به میان می‌آید، ناخودآگاه تصویر کسی در ذهن نقش می‌بندد که همه کارش متناسب و دقیق است. هرآنچه می‌داند و هرچه انجام می‌دهد، منظم است و به بهترین شکل ممکن آن را انجام می‌دهد. برعکس زمانی که به واقع‌بینی فکر می‌کنیم، انگار باید همه چیز تلخ باشد. انگار واقعیت مانند همان مثل معروف، همیشه «تلخ» است. اما آیا کمال‌گرایی آنچنان که می‌پنداریم، ویژگی مثبتی است و برعکس واقع‌بین بودن ما را فردی تلخ و منفی نمایان می‌کند؟ در فرهنگ ما مثال‌های بسیاری برای هردو رویکرد وجود دارد. مثل «سنگ بزرگ علامت نزدن است». مفهوم

ادامهٔ نوشته >
فرفره در حالت تعادل

چطور (با تمرین چرخ زندگی) زندگی متعادل‌تری بسازیم؟

در زمان‌های مختلف زندگی متوجه شده‌ام که توصیفم از تعادل با گذشته متفاوت است و در چند سالی که با تمرین چرخ زندگی آشنا شده‌ام، هرازگاهی آن را انجام می‌دهم تا بتوانم شرایط متعادل‌تری برای زندگی ایجاد کنم.

ادامهٔ نوشته >
ایستادن در حالت تعادل

چگونه تعادل را به زندگی خود بازگردانیم؟

مدتی است که فکر می‌کنم تعادل زندگی‌ام به‌هم‌خورده است. در ابتدا فکر می‌کنم که شاید بد نباشد معنی و مفهوم تعادل را برای خود بازنگری کنم. پیش‌تر در سردر دستهٔ «تعادل» سایت، تعادل را این‌گونه توصیف کرده‌ام: در هر چیز و هرلحظه می‌توان تعادل یافت. کافی است تا میان دو سر بام، وسط را یافت. این بدان معنی است که هرلحظه می‌توان در دو سر بی‌نهایت (افراط) زندگی کرد که راه میانه یا آنچه بودا آن را The Middle Path نامیده است، همان تعادل است. زمانی که از راه میانه فاصله می‌گیریم، رفتارهای افراطی و به دنبال آن بی‌تعادلی پدیدار

ادامهٔ نوشته >
تعادل سنگ‌ها روی سنگ

تظاهر؛ دلیلی برای بی‌تعادلی

تظاهر در رفتار افراد بیش از هر چیزی نشانگر عدم تعادلشان دارد. تناقض در نوع فکر و نگرششان با رفتارشان. آنچه بیش از هر چیزی مرا ناامید و نگران می‌کند، دیدن هرچه بیشتر افراد متظاهر است. این‌گونه افراد تصویری از آیندهٔ ناخوشایندی از جامعهٔ بشری است که متأسفانه دوروبرمان هم کم نیست از این افراد. البته هر نوع تظاهری را نمی‌شود در یک دسته خلاصه کرد و افراد را بی‌محابا بخشی از آن دسته دانست. من آن‌ها را به گونهٔ (نا)آگاهانه و ناآگاهانه تقسیم می‌کنم. این دودسته شبیه به هم نیستند و تفاوتی میان نوع (نا)آگاهانه و ناآگاهانه آن وجود دارد.

ادامهٔ نوشته >
قدم زدن روی ریل قطار

۳ اصل برای حفظ تعادل در رابطه

به نظرت نقطهٔ تعادل کجاست؟ از نگاه من، تعادل جایگاهی در وسط است. نقطه‌ای در میانه که از خواص دو سوی یک ویژگی بهره برده ولی به هیچ طرف سنگینی نمی‌کند. اهرم نمونهٔ مناسبی از تعریف تعادل است. همیشه به سمتی خم می‌شود تا زمانی که در دو طرف آن وزنهٔ یکسان قرار دهیم.

ادامهٔ نوشته >
دوستان در حال گفت‌وگوی به شکل دایره

تفاوت توجه، کنجکاوی و دخالت در چیست؟

یک روز عادی در حال رانندگی‌ام و از جادهٔ خلوت لذت می‌برم. بعد از چند دقیقه ترافیک عجیبی من را وادار به توقف می‌کند. بعد از چند دقیقه به قسمتی می‌رسم که ترافیک روان می‌شود و حرکت ماشین‌ها سریع‌تر می‌شود. با تعجب از خود می‌پرسم «چه شد؟» حتماً حدس می‌زنی مشکل کجاست؟ بله. عده‌ای برای کنجکاوی و بررسی تصادف، آهسته حرکت می‌کنند و ترافیک ایجاد می‌شود. هرکدام باکمی کنجکاوی به حادثه نگاه می‌کنند و رد می‌شوند. ممکن است هرکدام در همان چند لحظهٔ کوتاه کنجکاوی، دیدگاهی داشته باشند، مقصر را تشخیص دهند یا برای خود یا دیگری درس عبرتی برداشت کنند. اما چقدر دیده‌ایم

ادامهٔ نوشته >
چرخه احوال آیدین حبیبی

آیا چرخهٔ احوال درست می‌چرخد؟

حدود ۳ ماه است که روند روزم را در چرخهٔ احوال یادداشت می‌کنم. در ۷ دستهٔ سلامتی، خوشحالی، انرژی، احساس، انگیزه، انجام شدن کارها و رضایت از روز، هرروز میان ۱ تا ۱۰ امتیاز می‌دهم. چند ماهی است که متوجه چرخه‌ای در زندگی‌ام می‌شوم. برای مدتی سرحال‌ترم، کارهای بیشتری انجام می‌دهم و کارهایم روی روال است. اغلب این دوره بین یک هفته تا ۱۰ روز دوام دارد. بعدش اوضاع عوض می‌شود و گاهی نیز دشوار می‌شود. جالب است که در آن ۱۰ روز چقدر شرایط متفاوت است. انرژی بیشتری دارم، پیغام‌های انرژی‌بخش دربارهٔ فعالیت‌هایم دریافت می‌کنم و محبت بیشتری شامل حالم می‌شود. کلاً بیشتر

ادامهٔ نوشته >
تعادل

تمرین چرخ تعادل برای یافتن نقطهٔ تعادل زندگی

این نوشته بخشی از مجموعه آموزش‌های «علم و هنر راهبری» است. گاهی می‌خواهیم در زندگی خود متعادل شویم، ولی نمی‌دانیم از کجا و چطور شروع کنیم. برایم چندین بار پیش‌آمده که کسی برای تغییر درخواست جلسهٔ راهبری کند ولی مطمئن نباشد از کجا شروع کند. معمولاً این‌گونه افراد می‌دانند که چیزی در زندگی‌شان درست کار نمی‌کند، رضایت کافی ندارند و آن‌چنان‌که بایدوشاید از توانایی‌های خود استفاده نمی‌کنند. این‌ها را می‌دانند ولی دقیق نمی‌دانند که برای تنظیمش چه کنند. به‌عنوان‌مثال، از کار خود راضی هستند ولی وقت کافی برای روابط اجتماعی ندارند. یا برعکس روابط قوی دارند ولی شغل موردعلاقهٔ خود را پیدا نکرده‌اند. زندگی

ادامهٔ نوشته >
مردی ایستاده برروی سخره

تجربهٔ زندگیِ باکیفیت؛ ورای جسم

اگر قرار بود سلامت روح و جسم از طریق وسایل و رفاه مالی تأمین شود، در دوران کنونی می‌بایست در بهترین شرایط روحی و جسمی می‌بودیم. اما آیا این‌طور است؟ از حدود ۱۰۰ سال پیش با رواج شهرنشینی در غرب، رشد کارخانه‌هایی با شعار «تولید بیشتر، سود بیشتر» آغاز شد. هرروز کالایی بارنگ و لعاب جدید به بازار می‌آید و تولیدکنندگان با بهره‌گیری از تبلیغات گسترده و ساخت تصویر رضایت در ذهن مصرف‌کننده، سعی درفروش بیشتر دارند. کالایی را می‌خریم چون فکر می‌کنیم به آن نیاز داریم و با داشتن آن احساس راحتی و درنتیجه رضایت خواهیم داشت. وسایلی را به زندگی‌مان راه می‌دهیم به

ادامهٔ نوشته >
چگونه کمک کنیم و کمک بگیریم؟

چگونه به دیگران کمک کنیم و کمک بگیریم

چطور کمک کنیم؟ پرسشى بسیار مهم. اول بدانیم که چرا کمک می‌کنیم؟ آیا برای بهبود رفتار، رویکرد یا روشی کمک می‌کنیم یا سعی می‌کنیم سنگی را از جلوی پای کسی برمی‌داریم؟ به نظرم، ما به هیچ‌کس و هیچ‌چیز جز خودمان کمک نمی‌کنیم ولی لازم است که به آن آگاه باشیم چون در غیر این صورت متوقع می‌شویم و درنتیجه دلخور! دلخور از زمانه، روزگار و مردم که من چه‌کارهایی در این دنیا و برای چه کسانی انجام داده‌ام ولی در آخر هیچ خیری ندیده‌ام. البته درست است که ما در کمک کردن کاری برای دیگری انجام می‌دهیم، ذهن او را راحت

ادامهٔ نوشته >
روغن زیتون و سرکه

راه حل کارهای مشکل را به مغزت نسپار

افراد و شرایط اطرافم، مرا به کسی که هستم تبدیل نمی‌کند بلکه آن را نمایان می‌کند. ~ لارا شیلسینگر در فیلمی (به‌گمانم «ما میلرها هستیم») نکته جالبی یادگرفتم. شروع بسیاری از کارهای سخت فقط با گفتن یک، دو، سه انجام‌پذیر است. سه شماره بشمار و انجامش بده. این کار فراموشم شده بود تا چند هفته پیش، بردیا پسر سه‌سالۀ پرانرژی و بامزه به من یادآوری کرد. بردیا برای پریدن از روی مبلی به مبل دیگر که ظاهراً به‌تازگی انجامش می‌دهد و کاملاً بر این‌کار مهارت ندارد، از این متد استفاده می‌کند. یک، دو، سه و بعد پرش به مبل بقلی. یک،

ادامهٔ نوشته >

ساخته شده با ❤ در تهران و ازمیر

تولید ۱۳۹۷