مهارت زندگی

انتخاب

انتخاب، مهارتی است که هرلحظه مقابلمان گذاشته می‌شود تا تمرین کنیم و در آن حرفه‌ای شویم. انتخاب‌هایی مانند آمدن به باغ عدن یا انتخاب خواندن مقالهٔ بعدی.
انتخاب در مهارت‌های زندگی

تمام نوشته‌های انتخاب

دیوارهای چندرنگ سخره

چطور حرفه‌ای انتخاب کنیم؟

هرروز گزینه‌های بسیاری برای انتخاب، مقابلمان گذاشته می‌شود. گاهی آن‌قدر انتخاب میان تنوع بی‌انتها، سخت می‌شود که یادگیری مهارت انتخاب یا حرفه‌ای انتخاب کردن، تبدیل به یکی از لازمه‌های زندگی می‌شود.

ادامهٔ نوشته >
انتخاب جاده در کوهستان

یافتن وضوح (شفافیت)؛ دلیل وجودی باغ عدن

مدتی است که به دلایل فعالیت‌هایم فکر می‌کنم. سعی می‌کنم با پرسش‌های کلی و جزئی، چرایی کارم را مشخص کنم. البته این روندی است که تقریباً هرسال انجام می‌دهم و حتی سال گذشته هم در همین‌جا مطرح کردم و بازخورد گرفتم. دلیل وجودی باغ عدن چیست؟ آیا اصلاً بودن چنین چیزی برای کسی فایده‌ای دارد؟ چرا کسی باید علاقه‌ای به نوشته‌ها، ویدیوها یا کارگاه‌هایم داشته باشد؟ پرسش‌های بالا، تنها بخشی از پرسش‌هایی است که برای واضح شدن دلیل وجودی کارم (باغ عدن) از خود می‌پرسم. در چند سال گذشته که به‌نوعی انتخاب کرده‌ام تاجور دیگری زندگی کنم، به‌تناسب آن، شغلم

ادامهٔ نوشته >
کتابخانهٔ مینیمال

چگونه از میان انتخاب‌های متعدد، یکی را برگزینیم؟

هرروز که می‌گذرد، بیشتر متقاعد می‌شوم که زندگی ما سراسر انتخاب است. از انتخاب‌های پایه و اساسی که زندگی را به‌جای زندگانی برمی‌گزینیم تا اینکه چه خوریم و چه پوشیم. به نظرم این گفته کاملاً درست است که ما نتیجهٔ انتخاب‌های خودمان هستیم. از جایی که مسئولیت انتخاب‌های خود را به عهده می‌گیریم و دیگر خانواده و اطرافیان برایمان تصمیم نمی‌گیرند، به‌اصطلاح خود «مصلحت» خود را می‌سنجیم و آن را اساس انتخاب‌هایمان قرار می‌دهیم. در طول سال‌ها که بزرگ‌تر می‌شویم، متوجه می‌شویم که گزینه‌های ما بیشتر و به همان شکل انتخاب‌هایمان دشوارتر می‌شود. در کودکی گزینه‌های کمتری برای خوراک، پوشاک

ادامهٔ نوشته >
همدردی یا هم‌دلی

انتخابی میان همدردی یا هم‌دلی

ازآنجایی‌که این روزها اتفاقات بسیاری در اطرافم می‌گذرد، بسیار درگیر انرژی غالب جامعه شده‌ام و مسیر زندگی کردنم مختل شده است. متوجه شده‌ام که من نیز از اطرافیان و شرایط آن‌ها بسیار تأثیر می‌گیرم. این هم شاید ویژگی افراد حساس یا به توصیف دیگران شامل افراد تأثیرگذار باشد؛ یعنی هرچه میزان تأثیرگذاری‌ات بیشتر باشد، به همان اندازه احتمال تأثیرپذیر بودنت نیز وجود دارد. البته این‌یک تئوری است که این روزها در سرم می‌چرخد. بخشی از این تأثیرپذیری و اخلال درروند زندگی، غیرمستقیم و توسط اخبار است. خبرهایی که ماهیتشان مثبت نیست و بسته به اهمیت و فراگیری آن در شبکه‌های

ادامهٔ نوشته >
قطب نما در دست

برای رشد و یادگیری از خود، به انتخاب‌های ناخوشایند توجه کن

به تهران می‌آمدیم. موژان با دوستش قرار داشت و من هم به دعوت او و برای استراحت (تنوع محیط کاری) همراهش آمدم. کافهٔ محل قرار او را نمی‌شناختم و طبق معمول این مواقع، از نقشه کمک گرفتم. تازگی چند باری است که وِیز را جایگزین نقشهٔ گوگل می‌کنم و تا حدی هم از آن لذت می‌برم. بااینکه رابط کاربری‌اش کمی گیج‌کننده است و حین رانندگی چندان فرصتی برای دیدن و فهمیدن شکلک‌های جدید نداری، اما کاربردش سرراست است.

ادامهٔ نوشته >
دختری روی سخره

انتخاب میان نیازهای سه‌گانه

ما در سطوح مختلف، نیازهای مختلفی داریم. از نیازهای حیاتی (جسمی) تا آن‌هایی که برای غنای روحمان نیاز داریم. نیازهایی چون داشتن شغل بامعنی، پیدا کردن دلیل وجودی خودمان و آنچه به‌عنوان مفهوم زندگی پذیرفته‌ایم. ازاین‌رو نیازهای ما تنوعی است میان جسم، ذهن و روح. قطعاً نیازهای جسم در اولویت است چون بقای ذهن و روح نیز درگرو جسم است. سعی می‌کنم با یک مثال این موضوع را توضیح دهم. نیازهای سه‌گانهٔ ما فرض کن هرکداممان در یک‌خانهٔ سه‌طبقه زندگی می‌کنیم. جسم در طبقهٔ اول، ذهن، دوم و روح در طبقهٔ سوم است. قرار است که این‌ها همسایه‌های مناسبی برای

ادامهٔ نوشته >

چرا به‌جای انگیزه به یکدیگر ترس می‌دهیم؟

برای همهٔ ما پیش‌آمده در زمان‌هایی که نیاز به تشویق و انگیزه داریم، به‌جایش ترس و بی‌انگیزگی گرفته‌ایم. از نزدیکان، دوستان و کسانی که نظرشان برایمان مهم است و گفتارشان نیز بر انتخاب ما تأثیرگذار است. در رفتار ناآگاهانه، بیشتر تصمیم‌های ما خودبه‌خود با ترس مواجه می‌شود اما دشواری انتخاب زمانی بیشتر می‌شود که این ترس از دیگری هم به ما برسد. آیا در روزمره به ترس بیشتری نیاز داریم؟ ترس را نسل به نسل منتقل کرده‌ایم و بی‌آنکه بدانیم چه تأثیری روی سلامت یکدیگر گذاشته‌ایم. اما به‌واقع چرا این‌گونه رفتار می‌کنیم؟ چون نگرانیم؟ چون مطمئن نیستیم که فرزندمان بهترین تصمیم را

ادامهٔ نوشته >
مسیر کوهستانی

از روی علاقه انتخاب کن

این روزها انتخاب کار سخت‌تری شده است. در هر زمینه‌ای، دنیایی از انتخاب مقابلمان گذاشته می‌شود. فرقی نمی‌کند کالا باشد یا خدمات. حتی انتخاب کارهای انسانی هم دشوار شده است! آن‌قدر مؤسسهٔ خیریه و حمایتی وجود دارد که یافتن یکی از آن‌ها مطابق ارزش‌های شخصی، کار دشواری است. اما برای چه انتخاب می‌کنیم؟ انتخاب برای شغل؛ انتخاب برای منزل جدید؛ انتخاب برای روش یادگیری زبان؛ انتخاب برای خرید موبایل؛ انتخاب برای یادگیری مهارت جدید؛ انتخاب برای روابط اجتماعی؛ و انواع دیگر برای هر چیزی گستره‌ای از انتخاب مقابلمان گذاشته می‌شود که در آخر روش برگزیدن بر اساس منابع خودمان است. یکی

ادامهٔ نوشته >
کودک خندان

چرا بااین‌همه سرگرمی، سرمان گرم نمی‌شود؟

در فرهنگ ما توجه بسیاری به سرگرمی داده می‌شود. وقت بسیاری برای دیدن، شنیدن و خواندن مطالب سرگرم‌کننده می‌گذاریم. آن روزهایی که تلگرامی در کار نبود، روزانه چند ده ایمیل فوروارد می‌کردیم. بعدش گروه‌های وایبر و امروز کانال‌های چند صدهزارنفری تلگرام. دیروز فیلم کوتاهی از یک گزارشگر فوتبال دیدم که ۲۶۰ هزار بار دیده‌شده است. من در گروه‌های زیادی عضو نیستم و نمی‌دانم بیشترین آمار بازدید برای این‌گونه محتوا چه تعداد است؛ اما تابه‌حال چنین بازدیدی ندیده بودم. تنوع سرگرمی‌ها بیشتر شده ولی کماکان سرگرم نیستیم. انرژی کنش با واکنش در تعامل مستقیم است؛ یعنی اگر نیرویی به‌شدت ضعیف باشد، نیروی

ادامهٔ نوشته >
قدم زدن در کویر

انتخاب کار جدید برای لب مرزی‌ها

لحظه‌ای تأمل‌کن و تعریف کار را در ذهنت مرور کن. چه نوع فعالیت برایت کار محسوب می‌شود؟ چه مواقعی کار می‌کنی و چه مواقعی فکر می‌کنی که کار می‌کنی؟ و اینکه برای چه‌کاری را انجام می‌دهی که هم‌اکنون مشغولش هستی؟ چقدر کار می‌کنیم؟ بخش عمده‌ای از زندگی بزرگ‌سالی ما برای کار کردن سپری می‌شود. برای عده‌ای می‌شود روزی ۸ ساعت، هفته‌ای ۴۰ ساعت و سالی ۲٫۰۸۰ ساعت. اگر این رویه را با همان سرعت ادامه دهیم می‌شود ۳۰ سال یا ۶۲٫۴۰۰ ساعت! کم نیست؛ یعنی اصلاً زمان کمی نیست. حالا تصور کن کاری را انجام دهی که ۶۲٫۰۰۰ ساعت از آن لذت می‌بری و هرروز

ادامهٔ نوشته >
قدم زدن در برف

تداوم

همیشه یا اگر در گفته‌ام صداقت داشته باشم، بیشتر مواقع، تداوم در زندگی‌ام کم بوده است. آنجایی هم که بوده، طولی نکشیده که رهاشده. در این شرایط نامش هم تغییر می‌کند و احتمالاً می‌شود «تداوم مقطعی»! اما به‌تازگی متوجه شده‌ام که نوعی از تداوم در من درونی شده است. برای ۳۲ روز، صبح‌ها بازی ذهنی Peak را انجام می‌دهم و ۲۶ روز است که با استفاده از برنامهٔ Seven روزی ۷ دقیقه ورزش می‌کنم. [نوعی خاصی از نرمش که به نظرم بهترین فرم و طبیعی‌ترین نوع آن است که فقط با وزن بدن و بدون استفاده از وسیلهٔ دیگری انجام می‌شود.

ادامهٔ نوشته >
تنها روی کوه

۷ پرسش اساسی، وقتی هیچ‌چیز در زندگی‌ات درست کار نمی‌کند

با خانواده‌ات ارتباط سالمی نداری، از شغلت لذت نمی‌بری یا رابطه با دوستانت، بیشتر کاهنده است تا انرژی‌بخش. اینها نمونه‌ای از زمان‌هایی است که می‌توانی نگاه عمیق‌تری به زندگی‌ات بی اندازی و بپرسی که چه چیز در درون و بیرونت باید تغییر کند. چه باید بماند و کدام رها شود؟ گاهی که احساس ناراحتی می‌کنیم و در هیچ بخش زندگی احساس رضایت نداریم، به‌جای طرح پرسش‌های راه گشا، فکر می‌کنیم که سرنوشت و شانس ما این‌طور بوده است و چاره‌ای جز تحمل نیست. البته صبر ویژگی کم یابی است که این روزها مشتری‌اش کم شده و به‌جای آن شتاب‌زدگی و ناشکیبایی

ادامهٔ نوشته >
پِرشی گربهٔ ایرانی

درسی از پِرشی، گربۀ ایرانی

پِرشی، گربۀ ایرانی سفیدرنگی است که ۱۵ سال سن دارد و ناشنواست. یک سالی است که او را می‌شناسم و این اولین باری است که با یک حیوان ناشنوا روبرو می‌شوم. قبل از آن حتی نمی‌دانستم که حیوانات هم مشکلاتی ازاین‌دست دارند. آن‌طور که شنیده‌ام، گربه‌های ایرانی سفید با چشمان آبی یا تابه‌تا ژن ناشنوایی دارند. پرشی هم یکی از گربه‌های خاص‌های این نژاد است و خصوصیت رفتاری‌اش با دیگر گربه‌های نژاد خودش هم متفاوت است. نزدیک شدن به پرشی کار راحتی نیست. چند ماهی طول کشید تا افتخار ناز کردنش نصیبم شد. برای من اتفاق نادری است که به سگ یا گربه‌ای

ادامهٔ نوشته >
پیداکردن عنصر وجودی از طریق واحد پول شخصی

واحد پول شخصی؛ روشی برای یافتن عنصر وجودی

همین لحظه، همین حالا، همین‌جا. کمی توجه کن که چرا کار می‌کنی، چرا بخش بزرگی از روز خودت را به آن اختصاص می‌دهی و چرا این کار بخصوص را انجام می‌دهی؟ برای چه؟ برای گذران زندگی؟ کسب درآمد و توانایی خرید آنچه به آن علاقه داری؟ احساس مفید بودن؟ چون کار دیگری نمی‌توانی انجام دهی؟ آخرین باری که این پرسش‌ها را از خود پرسیدی کِی بوده است؟ پاسخ دادن به آنها را دست‌کم نگیر. چراکه ممکن است مسیر زندگی‌ات را برای همیشه دگرگون کند. آیا تصمیم داری گذران زندگی کنی یا طعم کیفیت زندگی را بچشی؟ کیفیت یا کمیت زندگی. تقابلی که هرروز

ادامهٔ نوشته >
girl stretching over a cliff

یادگیری ورای دایرۀ راحتی (به همراه ۵ پیشنهاد برای کِش آمدن)

دایرۀ راحتی یا به قول دیگری کنج راحتی، فضایی است که انسان ازلحاظ روانی در آن راحت است. این فضا که اغلب همگی به آن تمایل داریم، شامل امکانات، ارتباطات و موقعیت‌های اجتماعی هر شخص است که با داشتن آنها احساس راحتی می‌کند و در صورت از دست دادنش دچار احساس ناراحتی و ناامنی می‌شود. ریشه و زمان استفاده از واژۀ دایرۀ راحتی دقیق مشخص نیست ولی باوری وجود دارد که استفادۀ آن بیشتر از دمای راحتی برای انسان ریشه گرفته که بین ۲۰ تا ۲۲ درجه سانتی‌گراد است. این میزان دمایی است که انسان در آن راحت است و تمایل

ادامهٔ نوشته >
six

۶ تمرین حضور در لحظه که از شما شهروند مسئول‌تری می‌سازد

این روزها حضور در لحظه (mindfulness) یکی از خواسته‌های افراد است. اینکه بتوان در لحظه بود و فکر گذشته و آینده را نکرد. ازاین‌رو تمرین‌های متعددی برای دست یافتن به این کیفیت را می‌توان در گوشه و کنار اینترنت یافت. اما تعدادی از تمرین‌ها وجود دارند که علاوه بر فواید شخصی برای محیط و اجتماع زندگی هم فایده دارد و باعث می‌شود که شهروند مسئول‌تری باشیم. مرتبط: چرا بیش از هر چیز به شهروند مسئول نیاز داریم؟ حضور در لحظه چیست؟ ما در طول روز از بخش‌های مختلف ذهن خود استفاده می‌کنیم که نسبت به‌کار موردنیاز، از قسمت خودآگاه (conscious)، نیمه آگاه

ادامهٔ نوشته >

دانلود یا آپلود؛ رویکرد برداشتن در مقابل اضافه‌کردن

وقتی به آمار جستجوهای گوگل در ایران از  سال ۲۰۰۴ تاکنون نگاهی می‌اندازی، واژۀ «دانلود» در صدر جدول ایستاده و در تمام این لیست می‌درخشد.یعنی از ۱۱ سال پیش تاکنون این واژه جزء پراستفاده‌ترین‌ها بوده است. این جستجو درزمینۀ موسیقی، فیلم و کتاب گستره‌ای طولانی دارد. درواقع هرآن چه که امکان دانلود داشته باشد، شامل این دسته می‌شود. ۷ سال پیش خودم آن‌چنان گرفتار دانلود بودم که اگر به آهنگی علاقه داشتم، کل آلبوم‌های آن هنرمند (دیسکو گرافی) را دانلود می‌کردم و به خاطر وسواس زیادی که در مورد مرتب بودن پوشه‌ها و محتویات آن داشتم، تمامی دانلودها را مرتب

ادامهٔ نوشته >
پاندورا اثر جان ویلیام

زمانی که امید فرصتی برای حیات می‌یابد

به پاندورا جعبه‌ای داده‌شده بود که او را از باز کردنش منع کرده بودند. اما کنجکاوی و علاقه به دانستن محتوای جعبه باعث شد تا سرانجام آن را باز کند. پس از باز کردن جعبه، محتوایاتش بیرون آمد و در زمین پراکنده شد. قبل از آنکه جعبه را ببندد؛ خشم، نفرت، دروغ و بسیاری از پلیدی‌ها از جعبه بیرون آمد و به زمین راه پیدا کرد. اما چیزی در جعبه باقی ماند و هیچ‌وقت فرصت بیرون آمدن نیافت. ته‌ماندۀ جعبه «امید» بود. امید چیست؟ امید، احساسی است برای نیاز به بهبود. در شرایط تلخ و ناراحت‌کننده یا مواقعی که انتظار رویدادی متفاوت داریم. ممکن است بگویید که

ادامهٔ نوشته >

مابین تنوع و سردرگمی چطور انتخاب کنیم

شما انتخاب دارید. برای زندگی یا مرگ. هر دم و بازدم انتخاب است. هر دقیقه انتخاب است. بودن یا نبودن هم انتخاب است. چاک پائولانیک از سال گذشته به فکر خرید دوچرخه بودم. تصمیم داشتم جور دیگر با طبیعت آشنا شوم. برم و با طبیعت حرکت کنم. تعدادی هم تورهای مختلف پیدا کردم که گزینه‌های مناسبی برای سفر کردن هستند. اما انتخاب دوچرخه برایم بسیار مشکل بود. از آخرین باری که حدود ۲۰ سال پیش دوچرخه خریدم، این صنعت به‌کلی تغییر کرده و از گزینۀ محدود به بی‌نهایت انتخاب رسیده. فقط در یک فروشگاه که تنها نمایندۀ یک مارک است، حدود ۱۳۰ مدل برای

ادامهٔ نوشته >
هویت و ارزش واژه‌ها

هویت و ارزش واژه‌ها

زبان تشکیل شده از تعدادی کلمات که اجدادمان برای برقراری ارتباط و رفع نیازهایمان آن را اختراع کرده‌اند. زبانی که سال‌ها و قرن‌ها تکامل پیداکرده تا شده آن چیزی که همگان با آن می‌نویسند یا صحبت می‌کنند. ساختار کلمات از مفهوم آن شکل‌گرفته و طبق قراردادی برای آن انتخاب‌شده و برای استفاده‌ای خاص از آن طراحی شده است. ولی هویت بسیاری از واژگان کم‌کم در طول زمان ارزشش را از دست داده و فقط دارای چهارچوب لغتی است که از تعدادی حرف تشکیل شده‌اند. بگذارید از «عشق» بگویم. کلمه‌ای که محتوایی بسیار غنی داشته و فرهادها و مجنون‌ها برای آن جان دادند ولی

ادامهٔ نوشته >

چرا شروع یا ادامۀ رابطه انتخاب مهمی است؟

ما به‌عنوان انسان، نمی‌توانیم که ارتباط نداشته باشیم. این جمله‌ای بود که از کلاس مربوط به ارتباطات به‌یاد دارم. در آن زمان این جمله برایم خیلی کلیدی بود و کماکان پس از گذشت ۹ سال، وقت‌هایی که آن دوران را یادآوری می‌کنم، بلافاصله کلاس، استاد و این جمله به‌یادم می‌آید. شروع دورۀ «روابط عمومی و تبلیغات» در دانشگاه قبرس، سعی دوباره‌ای برای ادامه تحصیل بود که بعد از پنج سال دور از کلاس امتحان کردم. مطالب جالبی در آن دورۀ کوتاه یک‌ونیم ترمی آموختم. برایم خیلی جالب بود که شرکت در کلاس‌ها و نشستن در ردیف اول چقدر راحت بود.

ادامهٔ نوشته >

ساخته شده با ❤ در تهران و ازمیر

تولید ۱۳۹۷