چرا نقش داستان‌سرا در گفت‌وگو مهم است؟

گفت‌وگو همراه با قهوه

زمانی که کلمهٔ «داستان‌سرایی» را می‌شنوی، چه تصویری در ذهنت شکل می‌گیرد؟ پیرزنی که برای نوه‌اش داستان نقل می‌کند؟ مرشدی که در قهوه‌خانه داستان رستم و سهراب را بازگو می‌کند؟ یا اعضای خانواده که در کودکی برایت قصه می‌خواندند؟ ممکن است یکی از این‌ها به‌درستی یادآور داستان‌سرایی و قصه‌گویی باشد. مهارتی که با آمدن کتاب‌های سخن‌گو، اَپ‌های مختلف و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، کم‌کم به فراموشی سپرده‌شده است. اما این مهارت تنها به نقل قصه و داستان‌های خاله‌سوسکه، دختر پیرهن قرمزی و چوپان دروغ‌گو ختم نمی‌شود. داستان‌سرایی، مهارتی است که در گفت‌وگو نیز کاربرد بسیار دارد. زمانی که از...

رفتار؛ سیستم عاملی که با خودمان ارتقاء می‌یابد

مردی میان پنجره

  می‌گویند «چیزی در دلش نیست. ناراحت نشو!» و تو می‌مانی میان ناراحتی از رفتار او و حرف‌های دلگرم‌کنندهٔ دیگران. این‌زمانی است که به‌نوعی از رفتار و برخورد کسی می‌رنجی و از دیدگاه اطرافیان متعجب می‌شوی. تشابه ویندوز با رفتار انسان سال‌ها پیش، زمانی که تازه با کامپیوتر آشنا شده بودم، مفهوم ویندوز را نمی‌فهمیدم. نمی‌دانستم که «پنجره‌های مایکروسافت» برای چه‌کاری است! آشنایی من با کامپیوترهای اولیه از آتاری آغاز شد و پس‌ازآن کومودور ۶۴ را تجربه کردم. زمانی که در سال سوم دبیرستان برایم کامپیوتر خریدند، دنیای من زیرورو شد. شب و روز با آنچه نمی‌دانستم و تا...

گفت‌وگو چیست و چه تفاوتی با صحبت و مذاکره دارد؟

در حال گفت‌وگو در غروب

آخرین صحبت لذت بخشی که به یاد داری، چه زمانی بود؟ چه ویژگی‌هایی داشت و چرا در ذهنت متمایز شده است؟ گاهی فرصتی فراهم می‌کنیم و مقابل دوستی، از دل می‌گوییم و از دل می‌شنویم؛ اما برعکس گاهی نیز از هر فرصتی استفاده می‌کنیم تا چندجمله‌ای از خود بگوییم تا عطش شنیده شدنمان برطرف شود، اما این کجا و آن کجا! ما یا صحبت می‌کنیم یا صحبت می‌شنویم و فقط مدت کوتاهی را در سکوت می‌گذرانیم. البته این روزها انواع آلودگی‌های صوتی، سکوت را نیز برهم زده است. بیایید کمی به عقب‌تر برویم. اصلاً برای چه صحبت می‌کنیم؟ دلایلت...

تا چه حد آمادهٔ شنیدن حرف راست هستی؟

دو نفر در حال گفت‌وگو

در فکرم که راستش را بگویم یا اصلاً نگویم یا دروغ تحویلش دهم. سبک‌سنگین که می‌کنم، راست‌گویی در این شرایط کمکی نمی‌کند، از آن‌سو دروغ گفتن هیچ‌وقت انتخابم نیست. پس می‌ماند نگفتن. راه چهارمی هم به ذهنم نمی‌رسد! واقعاً راست گفتن و بیشتر از آن راست شنیدن کار دشواری است. آنهایی هم که بی‌ملاحظه از این ابزار برای بیان عقایدشان استفاده می‌کنند و خود را «رُک‌گو» می‌نامند، از بیرون خشک، بی‌احساس و مخرب دیده می‌شوند. در شرایط من، بازگو کردن واقعیت (حداقل از دید خودم) ماجرا، مرا به فردی خودمحور، خودخواه و بی‌توجه به دیگران تبدیل می‌کند. به نظرم دشواری درراه...

چطور بدون خودتخریبی، خود را برای دیگران باز کنیم؟

دو نفر در حال صحبت در کویر

هر نادانی می‌تواند انتقاد، شکایت یا کسی را محکوم کند. ولی برای درک کردن و گذشت، شخصیت و خویشتن‌داری لازم است. – دِیل کارنِگی در حال چَت‌کردن با پویا بودم. در همان چند جملهٔ اول متوجه شدم که بی‌پرده و از درونم صحبت می‌کنم. یعنی از ظاهرسازی‌های مرسوم در مراودات روزمره، استفاده از واژه‌های بی‌روح خوبم، شکر یا بدنیستم پرهیز می‌کنم و از اصل حالم صحبت می‌کنم. می‌توانستم از فرصت استفاده کنم و خود را بازکنم، یا اینکه اصلاً احساسم را بیان نکنم. من اولی را انتخاب کردم. می‌دانستم که این بهترین کار است. هرازگاهی و اغلب در فصل بهار، روزهای...