راه‌هایی برای رهایی از وابستگی‌ها

مدتی بود که خواب پرواز کردن نمی‌دیدم. البته آنهایی هم که یادم مانده، محدود است. یکی از آنها را چند سال پیش دیدم. با پدربزرگم بالای کوهی در اروپای شرقی، به گمانم لهستان، رفته بودیم. در آنجا دشتی بزرگ بود. آنها با ایتالیا در جنگ بودند و همگی خود را برای جنگ آماده می‌کردند. نبرد آنها خیلی جالب بود. تن‌به‌تن و هوایی بود. تک‌تک پرواز می‌کردند

تهران، شهر زیبا؛ البته از نگاه قدردان‌گونه

چند سال پیش برای تمرینی سعی کردم نکات مثبت اطراف خود را بیابم. این تمرین از دیدگاه «قدردان گونه» شکل‌گرفته بود. تلاشم این بود تا نکاتی که در شهر، رفتار و فرهنگ جامعۀ اطرافم وجود داشت را شناسایی کنم. پس از یک هفته توجه، برای مطرح کردن دست‌یافته‌هایم با دوستم قرار گذاشتم. باعث تأسف بود که دست‌خالی بودم و در آن زمان نکته‌ای توجهم را

اولویت زندگی بر اساس پول یا عنصر وجودی

بشر در ابتدا برای تبادل کالاهای موردنیاز خود به فکر استفاده از پول افتاد. قبل از آن از غلات و احشام به‌عنوان وسیلۀ تبادل استفاده می‌کرد. قبل‌تر از آن روش‌های دادوستد کالابه‌کالا و خیلی قبل‌تر اقتصاد هدیه دادن استفاده می‌شد. همۀ این روش‌ها برای بدست‌آوردن آن چیزی بود که شخص در اختیار نداشت و امکان تولید برایش میسر نبود. ازاین‌جهت محله به محلۀ دیگر، شهر به

کمیت یا کیفیت زندگی؟

من تنها نام این نوع از دایناسور رو می‌دانم. نامش T-Rex است. اصلا هم به‌یاد ندارم که چطور شد این گونه را می‌شناسم. این همان دایناسوری‌است که مرورگر کروم هم در نبود اینترنت نمایشش می‌دهد. شاید گوگلی‌ها هم منظورشان این است که در حال حاظر نه به دایناسور و نه به اینترنت دسترسی وجود ندارد. اینقدر من هرجا رفتم و اسم این جانور را تکرار