تظاهر؛ دلیلی برای بی‌تعادلی

تعادل سنگ‌ها روی سنگ

تظاهر در رفتار افراد بیش از هر چیزی نشانگر عدم تعادلشان دارد. تناقض در نوع فکر و نگرششان با رفتارشان. آنچه بیش از هر چیزی مرا ناامید و نگران می‌کند، دیدن هرچه بیشتر افراد متظاهر است. این‌گونه افراد تصویری از آیندهٔ ناخوشایندی از جامعهٔ بشری است که متأسفانه دوروبرمان هم کم نیست از این افراد. البته هر نوع تظاهری را نمی‌شود در یک دسته خلاصه کرد و افراد را بی‌محابا بخشی از آن دسته دانست. من آن‌ها را به گونهٔ (نا)آگاهانه و ناآگاهانه تقسیم می‌کنم. این دودسته شبیه به هم نیستند و تفاوتی میان نوع (نا)آگاهانه و ناآگاهانه آن وجود...

کارگاه «چطور سال ۹۵ را ببندیم؟»

اسفند، ماه متفاوتی است. شلوغ‌تر است، تنش دارد، بدو بدو دارد، خرید دارد، خانه‌تکانی دارد، برنامه‌ریزی برای سفر دارد و… اسفند که می‌رسد، خیلی‌ها مانند اسپند بالا و پایین می‌پرند. انگار تمام‌وقت از جایی و کاری عقب‌مانده‌اند. این روند تا لحظهٔ تحویل سال ادامه‌دار است. در این روزهای پایانی سال، برنامه‌های متعددی برای شروع سال جدید وجود دارد. همایش، کارگاه و گردهمایی‌های متفاوتی در دسترس‌اند که برای شروع سالی متفاوت ایجادشده‌اند. اما قبل از هر شروعی، نیاز به پایان دادن وجود دارد. پایان دادن به آنچه نیازی به ادامه ندارد؛ پایان دادن کارها، رفتارها و عادت‌هایی که دیگر برایمان...

چطور از ناخودآگاه خود، آگاه‌تر شویم

مردی ایستاده در غار

در روز با روش‌های مختلف با یکدیگر در تعاملیم. کار می‌کنیم، دادوستد داریم و از حال یکدیگر می‌پرسیم. اندکی خودآگاه و مابقی ناخودآگاه. بخش بزرگی ازآنچه رفتار ما را تشکیل می‌دهد، از ناخودآگاهمان سرچشمه می‌گیرد. آنجاست که ماهیت هر آنچه انجام می‌دهیم، سخن می‌گوییم و رفتار می‌کنیم، ساخته می‌شود. آیا شده کاری انجام دهی یا حرفی بزنی و سریع پشیمان شوی؟ یا پس‌ازآن متعجب شوی و بگویی که «نمی‌دانم چه شد!» «خودم نبودم!» ماجرا از همین «خود» شروع می‌شود. این «خود» دو وجه دارد. بخشی از آن خوشایند است که با ارتباط برقرار می‌کنی و هویت می‌گیری اما بخش دیگر ناخوشایند است و از...

مسیر خوشبختی – بخش دوم؛ چطور خوشحال‌تر زندگی کنیم؟

دختر آرام با قهوه

قسمت اول این نوشته را بانام «خوشحالی، رضایت و آرامش کجاست؟» بخوانید. در قسمت دوم می‌خواهم دربارهٔ کارهایی که منجر به خوشحالی و رضایت می‌شود، صحبت کنم. علاوه بر اینکه افراد خوشحال‌تر این کارها را انجام می‌دهند، تبدیل آنها به عادت می‌تواند رضایت بیشتری در زندگی ایجاد کند. قدردانی و شکرگزاری اگر در روز زمانی برای قدردانی و شکرگزاری از داشته‌ها و نداشته هایت اختصاص دهی، متوجه خواهی شد که بیش ازآنچه فکر می‌کردی داری و نداری. امکانات، رفاه و سلامتی داری اما درد و رنج نه. می‌توانی خوش باشی و از زندگی لذت ببری. برای شروع می‌توان از...

یک دلِ باز، دلی آسیب‌پذیر نیست

دختری در غروب

«اما اگر درونم را بیش‌ازحد بازکنم آسیب می‌بینم؟» این جمله یا مشابه آن را در کارگاه‌هایی که با عنوان «نوشتن با دلِ باز» درس می‌دهم، می‌شنوم. مردم مشتاقانه، به این جمع‌ها می‌آیند؛ باوجود این‌که زخمی و خسته‌اند و نمی‌دانند آیا درون‌مایهٔ دنبال کردن این مسیر رادارند یا نه. می‌خواهند سفرهٔ دلشان را باز کنند، داستانشان را بی‌غل‌وغش و بدون ترس تعریف کنند. می‌خواهند باوجود حساسیت خود، بدون حائل زندگی کنند، اما هم چنان می‌ترسند. ترس از اینکه قضاوت یا شرمنده شوند، از اینکه کسی به آنها بگوید باارزش نیستند یا پایشان را از گلیمشان درازتر کرده‌اند. آنها پیش‌ازاین آسیب‌دیده‌اند...