چگونه از میان انتخاب‌های متعدد، یکی را برگزینیم؟

کتابخانهٔ مینیمال

هرروز که می‌گذرد، بیشتر متقاعد می‌شوم که زندگی ما سراسر انتخاب است. از انتخاب‌های پایه و اساسی که زندگی را به‌جای زندگانی برمی‌گزینیم تا اینکه چه خوریم و چه پوشیم. به نظرم این گفته کاملاً درست است که ما نتیجهٔ انتخاب‌های خودمان هستیم. از جایی که مسئولیت انتخاب‌های خود را به عهده می‌گیریم و دیگر خانواده و اطرافیان برایمان تصمیم نمی‌گیرند، به‌اصطلاح خود «مصلحت» خود را می‌سنجیم و آن را اساس انتخاب‌هایمان قرار می‌دهیم. در طول سال‌ها که بزرگ‌تر می‌شویم، متوجه می‌شویم که گزینه‌های ما بیشتر و به همان شکل انتخاب‌هایمان دشوارتر می‌شود. در کودکی گزینه‌های کمتری برای خوراک،...

چطور برای ساخت زندگی مینیمال از مانع وابستگی عبور کنیم؟

گلدان ساده

وابستگی؛ بیشتر ما بیش ازآنچه بدانیم، وابسته هستیم. به‌وسیله‌ای، به شخصی یا حتی به یک باور خود. شاید بپرسی مگر نباید باشیم؟ بگذار جواب را از جای دیگر شروع کنم و آن را به موضوع این نوشته ربط دهم. اگر با مینیمالیزم (ساده‌زیستی) آشنا باشی ولی تصورت از آن‌یک نوع زندگی سخت است، ممکن است که دلیلش به وابستگی‌هایت برگردد. شاید با خودت بگویی که چطور این‌همه وسایل که برای به دست آوردنش ساعت‌ها کارکرده‌ام و پول خرج کرده‌ام، رها کنم؟ از آنجایی زندگی مینیمال برای انسان وابسته دست‌وپا گیر می‌شود که لازم است تا هر آنچه فضا می‌گیرد...

انتخابی میان همدردی یا هم‌دلی

همدردی یا هم‌دلی

ازآنجایی‌که این روزها اتفاقات بسیاری در اطرافم می‌گذرد، بسیار درگیر انرژی غالب جامعه شده‌ام و مسیر زندگی کردنم مختل شده است. متوجه شده‌ام که من نیز از اطرافیان و شرایط آن‌ها بسیار تأثیر می‌گیرم. این هم شاید ویژگی افراد حساس یا به توصیف دیگران شامل افراد تأثیرگذار باشد؛ یعنی هرچه میزان تأثیرگذاری‌ات بیشتر باشد، به همان اندازه احتمال تأثیرپذیر بودنت نیز وجود دارد. البته این‌یک تئوری است که این روزها در سرم می‌چرخد. بخشی از این تأثیرپذیری و اخلال درروند زندگی، غیرمستقیم و توسط اخبار است. خبرهایی که ماهیتشان مثبت نیست و بسته به اهمیت و فراگیری آن در...

کارگاه «ساخت زندگی بر پایهٔ استانداردهای شخصی»

کارگاه ساخت زندگی برپایهٔ استانداردهای شخصی

از زمانی که به‌اصطلاح «پا به اجتماع» می‌گذاریم، تعاریفمان از زندگی کم‌کم شکل می‌گیرد و تا حدی با آنچه پیش‌تر در ذهن داشته‌ایم تغییر می‌کند. برای من نیز این‌چنین بود. در پایان دوران دبیرستان، تصمیم گرفتم که دانشگاه و ادامهٔ تحصیل، مسیر من نیست و می‌خواهم شروع به کارکنم. خوشبختانه نیاز به پافشاری چندانی هم نداشتم، چون میان گزینه‌های خانواده (درس یا کار)، یکی را انتخاب کرده بودم. چند سالی در ایران کارکردم و پس‌ازآن چند سال دیگر را در خارج از ایران مشغول شدم. آن زمان در دوران ۲۰ سالگی‌ام، حدود ۱۲ ساعت در روز کار می‌کردم. بااینکه...

تظاهر؛ دلیلی برای بی‌تعادلی

تعادل سنگ‌ها روی سنگ

تظاهر در رفتار افراد بیش از هر چیزی نشانگر عدم تعادلشان دارد. تناقض در نوع فکر و نگرششان با رفتارشان. آنچه بیش از هر چیزی مرا ناامید و نگران می‌کند، دیدن هرچه بیشتر افراد متظاهر است. این‌گونه افراد تصویری از آیندهٔ ناخوشایندی از جامعهٔ بشری است که متأسفانه دوروبرمان هم کم نیست از این افراد. البته هر نوع تظاهری را نمی‌شود در یک دسته خلاصه کرد و افراد را بی‌محابا بخشی از آن دسته دانست. من آن‌ها را به گونهٔ (نا)آگاهانه و ناآگاهانه تقسیم می‌کنم. این دودسته شبیه به هم نیستند و تفاوتی میان نوع (نا)آگاهانه و ناآگاهانه آن وجود...