تغییر همسو با طبیعت؛ آهسته و پیوسته

چندهفته‌ای بود که در اینجا کم‌پیدا بودم. دلم خیلی برای نوشتن تنگ‌شده بود ولی در دنیای غیرمجازی، موارد زیادی نیاز به توجه من داشت که در این مدت مشغول آن بودم و در پس همۀ آنها هم نوعی جدید از رشد شخصی و یادگیری وجود داشت و از این‌رو نیاز به توجه دوچندان دارد. در این مدت در سطوح مختلف تغییر احساس می‌کنم. در زندگی شخصی،

فیلم مستند خانه

پیشنهاد فیلم: مستند خانه (تصویری از تعامل بشر با طبیعت)

پیش‌تر تعجب می‌کردم چرا بسیاری از فیلم‌ها و انیمیشن‌هایی که در مورد زمان آینده ساخته می‌شوند، وضعیت ناخوشایندی از زندگی را به تصویر می‌کشند. اما در چند سال اخیر کم‌کم نگاه و دیدگاه خودم هم هماهنگ با تصویرگران آن فیلم‌ها شد. به این نتیجه رسیدم که رویۀ کنونی تعامل (تخریب) انسان با طبیعت، طولی نخواهد کشید که گریبان گیر و یا حتی شاید باعث انقراضش

کتاب تائو ته چینگ (دائو د جینگ)

پیشنهاد کتاب: تائو ته چینگ (دائو دِ جینگ)

تائو ته چینگ ساده ولی پیچیده است. کوتاه است، اما به‌اندازۀ عمر  هستی وسعت دارد. نامفهوم است، ولی عمقی از معنا دارد. یک بازیگر اصلی دارد اما تمام هستی را توضیح می‌دهد. چند روز پیش زمانی که به فکر پیشنهاد این کتاب افتادم، در بین دوستان صحبت از این کتاب شد و آن را با کتاب «چهار میثاق» مقایسه کردند. البته قصدشان مقایسه نبود و بیش‌تر برای آگاهی از فضای کتاب بود.

عکس از Superfamous

آیا طبیعت هم کیفیت را به کمیت ترجیح می‌دهد؟

گزینش طبیعی یا انتخاب طبیعی فرایندی است که در طی نسل‌های پیاپی، سبب شیوع آن دسته از صفات ارثی می‌شود که احتمال زنده ماندن و موفقیت زادوولد یک ارگانیسم را در یک جمعیت افزایش می‌دهند. طبیعت مکانیسمی برای بقا دارد. شرایطی فراهم می‌کند که گونه‌ای تکامل یابد و خود را با تغییر هماهنگ کند و یا منقرض شود! ما نیز از این تغییر بی‌نصیب نمانده‌ایم. هم توانایی‌ها و هم آگاهی‌مان

فرصتی برای یادآوری ناپایداری

معمولاً هفته‌ای چند بار صبح‌ها چند ساعتی در کافه می‌نشینم و کار می‌کنم. البته بیشتر می‌نویسم و نوشته‌های اینجا اغلب محصول چنین روزهایی است. این روزها آن‌چنان برایم سازنده و خلاقانه است که تاکنون نمونه‌اش را در هیچ شرکت یا محیط کاری تجربه نکرده‌ام. در ماه رمضان این فرصت نبود و بیشتر وقتم را در خانه و دفتر می‌گذراندم. دیروز، اولین روزی بود که تصمیم داشتم مجدداً

باید انجامش دهم؛ رویکرد رفتاری سخت و محکم در مقابل نرم و منعطف

این روزها نکته‌ای توجهم را بسیار جلب کرده است. تمرکز و سخت گرفتن. در چند گفت‌وگوی اخیر با دوستان متوجه شدم که از ملایمت صحبت می‌کنیم و اینکه سخت گرفتن، سخت ایستادن و سخت حرکت کردن در زندگی، روندی فرسایشی است و اندکی بعد، از فرط خستگی ادامۀ مسیر ممکن نخواهد بود. حتی اگر آن کار تلاش در جهت تغییری مثبت و سازنده همچون تغییر در عادت، سبک زندگی یا تغذیه باشد. ولی تا زمانی

چگونه با اصل زندگی ارتباط نزدیک داشته باشیم؟

توجه به اتفاق‌های روزمره از جالب‌ترین روش‌ها و یادگیری متسقیم از اصل زندگی‌است. دیروز چند اتفاق جالب افتاد و جالب‌ترینش، آخری و در تاکسی بود. تکه‌تکه مسیر را پیاده رفتم و گمانم حدود ۹کیلومتری پیاده این‌طرف و آن‌طرف کردم. بعدازظهر بود و خسته بودم، تاکسی گرفتم تا سریع‌تر به خونه برسم.