رفتن به محتوا

طبیعت رقابت است یا همکاری؟ سه ویدیو و یک پرسش

طبیعت بر پایهٔ رقابت است یا همکاری؟ سه ویدیو، سه تفسیر، و درسی که از همان همکاری‌های «زیبا» گرفتم: هیچ‌کدام به آن سادگی نیست.

نویسنده
انتشار
زمان خواندن

6 دقیقه

زاغی روی پشت گوزنی سفید که در چمن آرمیده است
فهرست این نوشته
  1. سه ویدیو، سه تفسیر
  2. نه فقط رقابت، نه فقط همکاری
  3. پیشنهاد: سه پرسش برای هر «قصهٔ همکاری»

چند روزی است که دوباره ذهنم مشغول مفهومی است که به‌گمانم Gregg Braden در مجموعهٔ Missing Links به آن اشاره کرد. او می‌گفت طبیعت، برخلاف باور عمومی، بر پایهٔ رقابت نیست؛ همکاری است که ارگانیسم‌های طبیعی را پیش می‌برد.

این استدلال را درک می‌کنم، ولی هنوز نمی‌توانم در ذهنم پاسخ کسانی را بدهم که از رفتار سودجویانه و نفع شخصی دلیل می‌آورند و «قانون جنگل» را مثال می‌زنند: «اگر نخوری، می‌خورندت!» با این حال حس می‌کنم ماجرا واقعاً این‌طور نیست.

سه ویدیو، سه تفسیر

آهو و پرنده‌ها. این روزها ویدیویی در X توجهم را جلب کرد: دسته‌ای پرندهٔ تیره روی گردن و پشت یک آهو نشسته‌اند و موهای او را می‌کنند، برای ساخت لانه یا پیدا کردن غذا. آهو هم در این میان از انگل‌ها رها می‌شود. به‌نظرم نمونه‌ای زیبا از همکاری بود.

عکسش را به Claude دادم و تحلیلش را خواستم. گفت پرنده‌ها احتمالاً از خانوادهٔ کلاغ‌اند و شاید دارند انگل‌هایی مثل کنه و مگس را از پوست آهو برمی‌دارند؛ چیزی که زیست‌شناس‌ها «همیاری» (mutualism) می‌نامند.

ولی وقتی خود ویدیو را چند بار تماشا کردم، چیز دیگری دیدم: پرنده‌ها تکه‌های مو را در منقار می‌گیرند و می‌برند، شبیه جمع‌کردن مواد برای لانه. کنه‌ای نمی‌بینم. آهو هم آرام است و انگار تحمل می‌کند. اگر این‌طور باشد، شاید این رابطه بیشتر یک‌طرفه باشد تا دوطرفه. توضیح‌هایی که زیر ویدیوها می‌آید معمولاً قشنگ‌ترین روایت را انتخاب می‌کنند.

بعد از Claude پرسیدم همزیستی (symbiotic relationship) در طبیعت یعنی چه و چند مثال بیاورد. خلاصهٔ جوابش این بود: وقتی دو گونه مدت‌ها کنار هم زندگی می‌کنند، رابطه‌شان سه شکل کلی دارد.

  • همیاری (mutualism): هر دو سود می‌برند؛ مثل ماهی دلقک و شقایق دریایی، یا گل و زنبور.
  • هم‌سفره‌گری (commensalism): یکی سود می‌برد و دیگری نه سود می‌کند نه زیان؛ مثل حواصیل گاوی که پشت دام‌های بزرگ حشره‌های رمیده را می‌گیرد.
  • انگل‌وری (parasitism): یکی به هزینهٔ دیگری سود می‌برد؛ مثل کنه و سگ، یا فاخته که تخم‌هایش را در لانهٔ پرندهٔ دیگری می‌گذارد.

پرنده و ماهی. ویدیوی دیگری دیدم که پرنده‌ای به ماهی کمک می‌کند. در حالت عادی ماهی غذای آن پرنده است، ولی وقتی گرسنه نیست، او را نجات می‌دهد.

این ویدیو را هم چند بار دیدم. دو صحنه دارد و دو پرندهٔ متفاوت. در صحنهٔ اول، پرنده‌ای خاکستری‌قهوه‌ای کنار ماهی‌ای در آب کم‌عمق ایستاده؛ کلاغی از کنارشان می‌گذرد و ماهی بعداً در آب تکان می‌خورد. در صحنهٔ دوم، حواصیلی سفید چیزی شبیه ماهی کوچکی را در منقار می‌گیرد. چیزی که می‌توانم بگویم همین است؛ اینکه کدام لحظه «نجات دادن» است را از تصویر نمی‌فهمم.

اینجا باید صادق باشم: کلیپ‌ها کوتاه‌اند و توضیح زیرشان تفسیر کسی است که دیده است. شاید پرنده ماهی را به آب برگرداند، شاید چند لحظه بعد خورد. ولی اینکه دلمان می‌خواهد چنین صحنه‌ای را «مهربانی» ببینیم، خودش نکته‌ای است.

دارکوب و درخت. ویدیوی دیگری هم دیدم که دارکوب تنهٔ درخت را می‌شکافد و کرم‌های درخت را می‌خورد. درخت از کرم‌ها خلاص می‌شود و دارکوب غذا پیدا می‌کند.

این بار از Gemini پرسیدم و جوابش مرا متوقف کرد. گفت این صحنه روی ظاهر شبیه یک تبادل دوسویه است، ولی معمولاً آن را «شکار و تغذیه» می‌دانند، نه همیاری واقعی. دارکوب غذا می‌گیرد، اما درخت نتیجهٔ ترکیبی می‌گیرد: برداشتن لارو آفت‌های چوب‌خوار شاید جلوی هجوم شدید را بگیرد، ولی حفره‌ای که برای رسیدن به آن‌ها کنده می‌شود تنه را ضعیف می‌کند و راه ورود قارچ و پوسیدگی را باز می‌کند. درخت هم مثل پوست حیوان ترمیم نمی‌شود؛ آسیب را از اطراف می‌پوشاند و بخش آسیب‌دیده را جدا می‌کند (به این فرایند compartmentalization می‌گویند)، ولی چوب آسیب‌دیدهٔ داخل برای همیشه همان‌جا می‌ماند.

وقتی ویدیو را تماشا کردم، نکتهٔ دیگری هم دیدم: چوب تنه تیره و کهنه به‌نظر می‌رسد، نه شبیه درختی سرحال. اگر درخت دیگر زنده نباشد، اصلاً پرسش «درخت چه سودی می‌برد؟» معنا ندارد.

نه فقط رقابت، نه فقط همکاری

بعد از این سه ویدیو پرسشم عوض شد. دیگر نمی‌پرسم «کدام درست است؟»؛ می‌پرسم «هر کدام کجا و چطور کار می‌کند؟» چند نکته که در همین گشت‌وگذار پیدا کردم:

  • داروین هم «مبارزه برای بقا» را به معنایی گسترده و استعاری به‌کار می‌برد و می‌گفت وابستگی یک موجود به موجود دیگر را هم شامل می‌شود.
  • همکاری هم بی‌خطر نیست. ماهی‌های پاک‌کننده که انگل بدن ماهی‌های بزرگ‌تر را می‌خورند، گاهی به‌جای انگل از مخاط خود آن ماهی‌ها می‌خورند؛ یعنی «تقلب» می‌کنند. پژوهشگران دیده‌اند ماهی‌های بزرگ‌تر در برابر این تقلب واکنش نشان می‌دهند. رابطه‌ای که ظاهرش مهربانی است، با «هزینهٔ تقلب» سرپا می‌ماند.
  • در همیاری‌های کلاسیک هم همه‌چیز روشن نیست. دربارهٔ پرنده‌هایی که روی بدن پستانداران بزرگ آفریقایی می‌نشینند و کنه می‌خورند، بعضی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که گاهی از زخم و خون هم تغذیه می‌کنند.
  • بعضی از عمیق‌ترین همکاری‌ها آن‌قدر قدیمی‌اند که دیگر «دو موجود» نمی‌بینیم: میتوکندری‌های سلول‌های ما نوادگان باکتری‌هایی‌اند که زمانی مستقل زندگی می‌کردند.

پس «قانون جنگل» دروغ نیست؛ نیمی از حقیقت است. «همه همکارند» هم نیمی دیگر. پرسش بهتر شاید این باشد: همکاری کِی پایدار می‌ماند؟ به‌نظر می‌رسد وقتی که تقلب هزینه دارد و دو طرف بارها همدیگر را می‌بینند.

پیشنهاد: سه پرسش برای هر «قصهٔ همکاری»

حالا هر وقت قصه‌ای از همکاری یا رقابت می‌شنوم، چه دربارهٔ طبیعت و چه دربارهٔ کار و رابطه‌ها، این سه پرسش را می‌پرسم:

  1. چه کسی سود می‌برد؟ هر دو طرف، یا یکی بیشتر؟
  2. هزینه‌اش را چه کسی می‌دهد؟ (مثل درخت در ویدیوی سوم)
  3. چه چیزی این رابطه را پایدار نگه می‌دارد؟ دیدار دوباره، اعتماد، یا هزینهٔ تقلب؟

یادداشتی صادقانه: من زیست‌شناس نیستم. آنچه نوشتم حاصل دیدن چند ویدیو و پرسیدن از دو دستیار هوش مصنوعی است، نه پژوهش علمی. اگر جایی اشتباه شده، زیر همین نوشته بگو.

نظرسنجی

به‌نظرت طبیعت بیشتر بر پایهٔ چیست؟

ارسال برای دیگران

وقتی چیزی برای گفتن داشتم، خبرت می‌کنم

نوشتهٔ تازه یا کارگاه بعدی که آمد، یک ایمیل کوتاه می‌فرستم؛ نه بیشتر. هر کدام را که خواستی انتخاب کن. هفده دوره از کارگاه «وقتی برای خویش» برگزار شده و اگر دوره‌ای برنامه‌ریزی شود، اول به تو خبر می‌دهم.

چه چیزی برایت بفرستم؟

اگر این نوشته چیزی در تو بیدار کرد، دوست دارم بشنوم. نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *