حالت چطوره؟

عکس: ساخته‌شده با هوش مصنوعی

در این روزها که حال و احوال بامعنی انجام نمی‌شود، یاد یکی از افراد فامیل می‌افتم. ازاین‌جهت که او فقط می‌خواهد بشنود که خوبی و اوضاع کار هم روبه‌راه است. حتی اگر سرحال نباشی و از شرایط کار گلایه کنی، بازهم در انتهای جمله می‌گوید که «پس کار خوبه دیگه؟». من هم در تعجب پاسخ می‌دهم، بله!

این موضوع، وصف این روزهاست که اگر نگویم همه، بیشتر افراد، تنها به همان پرسیدن حال و احوال معمول و مرسوم اکتفا می‌کنند و فراتر نمی‌روند. البته شاید نمی‌خواهند عمیق‌تر شوند یا احوال‌پرسی عمیق را بلند نیستند. برای گروه اول شاید این‌گونه باشد که نخواهند خود را در معرض داستان‌های خوشایند یا ناخوشایند دیگری قرار بدند. اما داستان گروه دوم کمی متفاوت است.

بگذار منظورم را توضیح دهم.

مهارت‌های نرم زندگی

عموماً اگر گفت‌وگو (شنیدن عمیق) را در کنار دیگر مهارت‌های نرم زندگی مانند مهارت انتخاب کردن، مهارت متعادل زندگی کردن یا توجه کردن بگذاریم، متوجه می‌شویم که تقریباً در هیچ‌کدام، آموزشی به ما داده نشده ولی در عوض از ما انتظار می‌رفته که در انتخاب کردن، ماهر بوده یا بتوانیم در تمام ابعاد زندگی متعادل باشیم و به جزئیات و کلیات زندگی همواره توجه کنیم.

حال داستان احوال‌پرسی هم این‌چنین است. نه اینکه نپرسیم، بلکه چندباره هم می‌پرسیم ولی فقط می‌پرسیم. گاهی در یک تماس تلفنی، پرسش «چطوری؟» در یک مکالمه، به چند نوع مختلف پرسیده می‌شود ولی هیچ‌وقت نه واضح پاسخ داده می‌شود و نه شنیده می‌شود. ازاین‌رو، این موضوع مانند تعارف آزاردهندهٔ «قابل نداره» تبدیل به تعارفی شده که پشتش هیچ مفهومی نیست.

به نظرم بهتر است یا احوال‌پرسی این‌چنینی را از فرهنگ رایج روزمره حذف کنیم یا اینکه کم‌کم به پرسیدن و پاسخ دادن آن، آگاهانه رفتار کنیم. یعنی مواقعی که تمایلی برای دانستن حال دیگری نداریم، به‌جایش مستقیم بریم سر اصل مطلب و در زمان‌های دیگر و با افراد دیگر، آگاهانه این پرسش را مطرح کنیم. جایی که زمان و توان شنیدن حال (واقعی) افراد را داریم.

پیشنهاد

  • به‌جای پاک کردن صورت‌مسئله و انتظار شنیدن خوبم، خوبه یا بدنیستم، صبر کن تا اصل حال دیگری را بشنوی. البته درصورتی‌که تمایلی به بازگو کردن دارد. گاهی افراد، برای بیان احساسات خود، نیاز به فضای امن (دور از قضاوت) دارند.
  • از اینکه ممکن است کاری در بهبود شرایط طرف مقابل از دستت برنیاید، نگران نباش. گاهی تنها همان جملهٔ «آیا کاری از من برمی‌آید؟» کافی ست. یادت باشد که شنیدن بدون قضاوت و تا حد ممکن، بدون نصیحت کارگشاست.
  • سعی کن تا حد ممکن به بیان احوال‌پرسی حساس باشی. یعنی زمانی بگو که واقعاً احوال فرد مقابلت برایت مهم است. این موضوع باعث بهبود تمرکز و خودآگاهی (mindfulness) می‌شود که این روزها یافتنش نادر است.

راستی، الان حالت چطوره؟

دورهٔ تغییر خویش - نسخه‌ٔ تابستان - آبی

از این نوشته لذت بردی؟ به اشتراک بگذار

2 Responses

  1. برای من یکی از دلایل دوری از به‌خصوص جمع‌های خانوادگی، همین حال و احوال‌های مصنوعی است که می‌دونم طرف مقابل هیچ علاقه‌ای به ستچنیدن حال واقعی من نداره و گاهی سریع سوال بعد رو می‌پرسه، مثل چه خبر!به نظر من این حتی باعث دوری تو روابط میشه..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های مرتبط