نقطهٔ تعادل میان کمال‌گرایی و واقع‌بینی کجاست؟

وقتی پای کمال‌گرایی یا فرد کمال‌گرا به میان می‌آید، ناخودآگاه تصویر کسی در ذهن نقش می‌بندد که همه کارش متناسب و دقیق است. هرآنچه می‌داند و هرچه انجام می‌دهد، منظم است و به بهترین شکل ممکن آن را انجام می‌دهد. برعکس زمانی که به واقع‌بینی فکر می‌کنیم، انگار باید همه چیز تلخ باشد. انگار واقعیت مانند همان مثل معروف، همیشه «تلخ» است.

اما آیا کمال‌گرایی آنچنان که می‌پنداریم، ویژگی مثبتی است و برعکس واقع‌بین بودن ما را فردی تلخ و منفی نمایان می‌کند؟

در فرهنگ ما مثال‌های بسیاری برای هردو رویکرد وجود دارد. مثل «سنگ بزرگ علامت نزدن است». مفهوم همان انجام کاری بزرگ و بی‌نظیر است که بیشتر فکرکردن و رؤیاپردازی آن شدنی است تا خود کار.

در مقابل افراد کمال‌گرا، واقع‌بینانی هستند که خود را «رُک» می‌نامند و حقیقت «تلخ» را مدام مانند سیلی به صورت کمال‌گرایان می‌زنند. اینها حقیقت را اینگونه دریافتند. تلخ و ناجوانمرد!

تصویر آیدین حبیبی
آیدین حبیبی
گاهی زندگی ما را از خودِ درون‌مان دور می‌کند. من اینجا هستم تا در فضایی امن و بدون قضاوت، همراهت باشم برای بازنگری، وضوح ذهنی، و شروعی تازه.اگر در جستجوی آرامش و مسیر تازه‌ای هستی، خوشحال می‌شوم همراهت باشم. درخواست جلسهٔ کوچینگ

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

در جستجوی عنصر وجودی

پذیرش؛ مانعی برای رسیدن به عنصر وجودی

اگر عنصر وجودی را همان تلاقی استعداد و علاقه بدانیم، درجایی باید حاضر شویم و جرئت کنیم تا این دو را تبدیل به شغل ایدئال خود کنیم. تنها زمانی که این سه عنصر (علاقه، استعداد و تمایل تبدیل آن به حرفه) با یکدیگر همراه شوند، امکان یافتن عنصر وجودی میسر

صحرا در باد

احساساتی که برای دیدنش باید شنید

چند روز پیش در اینستاگرام، از ناشناسی پیغام گرفتم. چون از دوستانم نبود، باید ابتدا درخواست پیغامش را تأیید می‌کردم. از من خواسته بود تا در مورد مسئله‌ای مهم صحبت کند. ترجیح می‌داد که ابتدا حرف‌هایش را بخوانم و سپس حضوری قرار بگذاریم.

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *