نقطهٔ تعادل میان کمال‌گرایی و واقع‌بینی کجاست؟

وقتی پای کمال‌گرایی یا فرد کمال‌گرا به میان می‌آید، ناخودآگاه تصویر کسی در ذهن نقش می‌بندد که همه کارش متناسب و دقیق است. هرآنچه می‌داند و هرچه انجام می‌دهد، منظم است و به بهترین شکل ممکن آن را انجام می‌دهد. برعکس زمانی که به واقع‌بینی فکر می‌کنیم، انگار باید همه چیز تلخ باشد. انگار واقعیت مانند همان مثل معروف، همیشه «تلخ» است.

اما آیا کمال‌گرایی آنچنان که می‌پنداریم، ویژگی مثبتی است و برعکس واقع‌بین بودن ما را فردی تلخ و منفی نمایان می‌کند؟

در فرهنگ ما مثال‌های بسیاری برای هردو رویکرد وجود دارد. مثل «سنگ بزرگ علامت نزدن است». مفهوم همان انجام کاری بزرگ و بی‌نظیر است که بیشتر فکرکردن و رؤیاپردازی آن شدنی است تا خود کار.

در مقابل افراد کمال‌گرا، واقع‌بینانی هستند که خود را «رُک» می‌نامند و حقیقت «تلخ» را مدام مانند سیلی به صورت کمال‌گرایان می‌زنند. اینها حقیقت را اینگونه دریافتند. تلخ و ناجوانمرد!

تصویر آیدین حبیبی
آیدین حبیبی
گاهی زندگی ما را از خودِ درون‌مان دور می‌کند. من اینجا هستم تا در فضایی امن و بدون قضاوت، همراهت باشم برای بازنگری، وضوح ذهنی، و شروعی تازه.اگر در جستجوی آرامش و مسیر تازه‌ای هستی، خوشحال می‌شوم همراهت باشم. درخواست جلسهٔ کوچینگ

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

لوگوی کارگاه درون‌گردی بر پایه چهار عنصر

کارگاه درون‌گردی: تجربه‌ای از ۴ عنصر در ۴ هفته

پنجشنبۀ گذشته (۲۲ مرداد ۱۳۹۴)، آخرین جلسه از دورۀ سوم کارگاه «درون‌گردی» بود. این کارگاه با ۳ گروه و ۱۵ نفر در ۴ هفته انجام شد. همراه یکدیگر با چهار عنصر (باد، آب، آتش و خاک) کارکردیم. ۴ عنصر در ۴ هفته هفتۀ اول را با «باد» شروع کردیم. جالب بود که در همان روز در

چمنزار در نور ملایم آفتاب

باید انجامش دهم؛ رویکرد رفتاری سخت و محکم در مقابل نرم و منعطف

این روزها نکته‌ای توجهم را بسیار جلب کرده است. تمرکز و سخت گرفتن. در چند گفت‌وگوی اخیر با دوستان متوجه شدم که از ملایمت صحبت می‌کنیم و اینکه سخت گرفتن، سخت ایستادن و سخت حرکت کردن در زندگی، روندی فرسایشی است و اندکی بعد، از فرط خستگی ادامۀ مسیر ممکن نخواهد بود. حتی اگر آن کار تلاش در جهت

دو نفر در غروب آفتاب کنار دریاچه نشسته اند و در حال صحبت کردن هستند.

گفت‌وگوی آگاهانه

ما در طی روز زمان طولانی را صرف برقراری ارتباط می‌کنیم. در واقع حدودا ۷۰درصد مواقع. به گفته‌ای که از نتیجه تحقیقات در این رابطه استخراج شده، بیش از ۴۵درصد مواقع درحال گوش‌کردن، ۳۰درصد صحبت‌کردن، ۱۶درصد خواندن و ۹درصد نوشتن هستیم. حال این پرسش کلی مطرح می‌شود که چرا با اینکه

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *