دست‌هایی برای برکت

۹ مانع رسیدن به پول چیست؟

چند سالی است که کتاب و فیلم «راز» منتشرشده و علاوه بر استقبال جهانی، در ایران هم طرفداران خاص خود را پیداکرده است. عده‌ای از آن به امیدی وسیله‌ای برای خواسته‌هایشان استفاده کرده و آن را چند ده باری خوانده‌اند. قانون جذبی که در این کتاب صحبت می‌شود، آن‌قدر ساده و سهل به نظر می‌آید که گویی فقط با تصویر کردن رؤیاها فقط باید منتظر

احساس امنیت؛ پیش‌نیازی برای گفت‌وگو

هفتهٔ گذشته، سومین کارگاه «چرا گفت‌وگو مهم است؟» را برگزار کردم. روند کارگاه برایم جالب بود ولی چند جایی بالا و پایین داشت. درجایی حتی احساس کردم که فضای کارگاه از بین رفته و به‌جایش صحبت‌های شخصی افراد جایگزین شده است. البته که توجه به هر دو بخش مهم و ضروری بود. هم کامل کردن موضوعی که عده‌ای را گرد هم آوردیم و هم موضوع

کتاب کافه‌ای به نام چرا

پیشنهاد کتاب: کافه‌ای به نام چرا (مکانی برای یافتن چراهای زندگی)

آخر کارگاه بود که حامد جلو آمد و گفت «کتاب کافه چرا را خوانده‌ای؟» او معتقد بود که صحبت‌های من در کارگاه «ساخت زندگی بر پایهٔ استانداردهای شخصی»، شباهت زیادی با حرف‌های این کتاب دارد. او در کارگاه بعدی هم حضور داشت و برایم این کتاب را هدیه آورد. این کتاب کوتاه است ولی بااین‌حال خواندن ۱۰۰ صفحه‌اش برایم چند روزی طول کشید. خواندنش روان

تعادل سنگ‌ها روی سنگ

تظاهر؛ دلیلی برای بی‌تعادلی

تظاهر در رفتار افراد بیش از هر چیزی نشانگر عدم تعادلشان دارد. تناقض در نوع فکر و نگرششان با رفتارشان. آنچه بیش از هر چیزی مرا ناامید و نگران می‌کند، دیدن هرچه بیشتر افراد متظاهر است. این‌گونه افراد تصویری از آیندهٔ ناخوشایندی از جامعهٔ بشری است که متأسفانه دوروبرمان هم کم نیست از این افراد. البته هر نوع تظاهری را نمی‌شود در یک دسته خلاصه کرد

سنجاقک قرمز روی غنچهٔ گل

توجه چیست؟

توجه کردن فعالیتی است برای مکث کردن، تأمل یا اختصاص ذهن به رویداد یا چیزی مهم. از کودکی و از زمان مدرسه ما را به توجه کردن هدایت کرده‌اند اما هیچ زمینه‌ای برای یادگیری آن پیشنهاد نداده‌اند. یاد گرفته‌ایم کسی توجه ما را نیاز دارد به او نگاه کنیم یا بشنویم؛ اما آیا نگاه کردن ما همان دیدنی است که او انتظار دارد یا شنیدنمان

بدون موسیقی زندگی نیست

موسیقی برای هر زمان

موسیقی بخش جدانشدنی از زندگی من است. زمان زندگی را از آنجایی به یاد دارم که موسیقی در گوش‌های من جاری شد. یادش به خیر، دایی کوچکم در کودکی‌ام چند نوار داشت که مدام به آن گوش می‌داد. بعد از رفتن او من جانشین شنیدن ترانه‌های تکراری ABBA شدم. همان دایی‌ام خاطره‌ای از من تعریف می‌کند که خنده‌دار و هم اذیت کننده است. حدود چهار-پنج

کویر شنی

برای شروع، دنبال انگیزه نباش!

از فردا شروع می‌کنم. برای انجامش انرژی فراوان دارم. می‌خواهم آن را به کار اصلی خود تبدیل کنم. آیا این جمله‌ها آشناست؟ تو را نمی‌دانم ولی من برای بیشتر زندگی‌ام این‌طور بوده‌ام. برای انجام کاری انگیزهٔ مثال‌زدنی در من جاری می‌شود و ازآن‌پس دوست دارم هرچه دارم را برای آن بگذارم. این کارها بازه‌های کوتاه و بلند دارد. برای بعضی از آن‌ها چند روزی انگیزه