خلاصهٔ دو کارگاه گیجی و تغییر

پنجشنبه و جمعهٔ پیش (۷ و ۸ بهمن ۱۳۹۵)، دو کارگاه برگزار شد. یکی برای یادگیری از دوران گیجی و دیگری برای تغییر بود. یادگیری از گیجی گیجی موضوع عجیبی نیست و مفهوم پیچیده‌ای ندارد. هرکدام از ما ممکن است چندین بار در زندگی، اساسی گیج شده باشیم. زمان‌هایی که مطمئن نیستیم چه می‌خواهیم. عده‌ای از ما می‌دانیم که گیج هستیم و با این موضوع راحتیم

تخیل؛ گام نخست برای تغییر

این نوشته بخشی از مجموعه آموزش‌هایی دربارهٔ «علم و هنر راهبری» است. برای هرکسی تغییر تعریف متفاوتی دارد و رسیدن به آن از روش‌های مختلف انجام می‌شود. ولی روشی وجود دارد که می‌گوید هر تغییر از سه مرحله تشکیل می‌شود. ۱. درک شرایط ناخوشایند ۲. تخیل وضعیت خوشایند ۳. اولین قدم به سمت آینده‌ای خوشایند شاید بگویی که تخیل کار دشواری است و از عهده‌اش برنمی‌آیم. اما همین‌که می‌توانی

آخر هفته با دو کارگاه

سردرگمی موضوعی است که گه گاهی با آن سروکله می‌زنیم. دورانی که نمی‌دانم‌ها بیشتر از می‌دانم‌هاست. پر از تردید است و اگر حواسمان نباشد و آگاهانه رفتار نکنیم، می‌تواند مخرب باشد. اما ماهیت این دوران، تخریب نیست و برعکس فرصتی است برای یادگیری از خویش. دوران گیجی و سردرگمی، معمولاً دوران تاریکی است. شک و تردید، قضاوت و تخریب، همگی در این دوران تکرار می‌شوند.

تعادل

تمرین چرخ تعادل برای یافتن نقطهٔ تعادل زندگی

این نوشته بخشی از مجموعه آموزش‌های «علم و هنر راهبری» است. گاهی می‌خواهیم در زندگی خود متعادل شویم، ولی نمی‌دانیم از کجا و چطور شروع کنیم. برایم چندین بار پیش‌آمده که کسی برای تغییر درخواست جلسهٔ راهبری کند ولی مطمئن نباشد از کجا شروع کند. معمولاً این‌گونه افراد می‌دانند که چیزی در زندگی‌شان درست کار نمی‌کند، رضایت کافی ندارند و آن‌چنان‌که بایدوشاید از توانایی‌های خود استفاده نمی‌کنند. این‌ها را

هدف‌گذاری هوشمند چیست؟

این نوشته بخشی از مجموعه آموزش‌هایی دربارهٔ «علم و هنر راهبری» است. مقاله‌های پیشین را در اینجا مطالعه کنید. هدفی برای خود می‌گذاریم. بعد از مدتی نمی‌دانیم کجای کار هستیم. طی مسیر می‌کنیم یا به بیراهه رفته‌ایم. متوجه می‌شویم یک جای کار می‌لنگد. ولی دقیق نمی‌توانیم اشکال کار را پیدا کنیم. خواسته‌هایی داریم. مثلاً: می‌خواهیم لاغر شویم؛ می‌خواهیم بیشتر حواسمان به خودمان باشد؛ می‌خواهیم کمتر از موبایل استفاده

مسیر آیندهٔ باغ عدن

مدتی است که در فکر پیدا کردن سمت‌وسوی جدیدی برای کار هستم. چند روز پیش ایده‌ای از Shawn Blanc گرفتم. او در حال تولید دوره‌ای است که مقدمهٔ آن را رایگان در دسترس قرار داده است. موضوعش همان چیزی است که لازم دارم. «پیدا کردن چشم‌انداز و ارزش‌های زندگی». این روزها در حال بازنگری ایده‌ها، ارزش‌ها و اولویت‌های زندگی هستم. در جایگاهی قرار دارم که جهت بعدی

داستان بازنشستگی من در ۲۵ سالگی

دو سال پیش در سن ۲۵ سالگی بازنشسته شدم، بدون اینکه برنامه‌ای برای بازنشستگی داشته باشم. درواقع کارم را رها کردم و قصد پیدا کردن کار جدید هم نداشتم، چون از اینکه به من بگویند فقط دو هفته در سال آزاد هستم خوشم نمی‌آید. ممکن است این تنها باری باشد که ما به این دنیا می‌آییم. فقط به این دلیل که یک نفر دیگر به