۳۱ اردیبهشت: روز جهانی ستایش تفاوت‌های فرهنگی برای گفت‌وگو و سازندگی

از سال ۲۰۰۲ سازمان ملل ۳۱ اردیبهشت را روز جهانی «ستایش تفاوت‌های فرهنگی برای گفتگو و سازندگی» نام‌گذاری کرده است.

من نیز مناسب دیدم این روز را اعلام کنم و شاید هرساله این روز را همۀ ما به عنوان سمبل هم‌بستگی فرهنگی نیز یادآوری کنیم. چرا که ما کشوری غنی از فرهنگ‌ها و رسومات گوناگون داریم که نیاز به درک و شناخت آنهاست.

سازمان ملل ۱۰ پیشنهاد برای ارزش‌گذاری در این روز دارد:

  1. بازدید از نمایشگاه یا موزه که مختص به فرهنگ دیگری است.
  2. میزبانی دوستان یا فامیل از فرهنگ یا عقاید مذهبی دیگر و گفتگو درمورد جهان‌بینی آنها.
  3. دیدن فیلم یا مطالعه کتاب درمورد فرهنگ‌های مختلف.
  4. دعوت عده‌ای برای اشتراک فرهنگ و سنت‌های خودتان.
  5. مطالعه درمورد متفکران و صاحب‌نظران از اقوام دیگر. (سقراط، مولانا، ابن‌سینا، ارسطو)
  6. دیدن مراسم مذهبی دیگران.
  7. بازی پیش‌داوری*: (بدون اینکه ببینید، کاغذی با نام کشوری رو پیشانی‌تان بنویسید و از بقیه بخواهید که پیش‌داوری‌هایشان دربارۀ مردم آن کشور را توضیح دهند. درصورت حدس زدن نام کشور شما برنده می‌شوید.)
  8. درباره جشن‌های مرسوم در اقوام مختلف اطلاعات بگیرید. (ماه رمضان، روز عید پاک، فستیوال چینگ‌مینگ در چین)
  9. مراسم خودتان را در شبکه‌های اجتماعی ترویج و توضیح دهید.
  10. موسیقی از ملل مختلف گوش کنید.

همچنین می‌توانید صفحه فیسبوک رسمی این روز را دنبال کنید.

*توضیح: پیش‌داوری (stereotype) لزوماً قضاوت نیست، بلکه ذهنیتی‌است که اغلب از طریق رسانه یا گفتارهای اجتماعی شکل می‌گیرد. مثلا:

  • افرادی که عینک استفاده می‌کنند باهوش‌ترند.
  • افراد سیاه‌پوست ورزشکارند و به موسیقی رپ علاقه دارند.
  • افراد چاق مهربان‌ترند.

شما چطور این روز را جشن می‌گیرید؟

تصویر آیدین حبیبی
آیدین حبیبی
گاهی زندگی ما را از خودِ درون‌مان دور می‌کند. من اینجا هستم تا در فضایی امن و بدون قضاوت، همراهت باشم برای بازنگری، وضوح ذهنی، و شروعی تازه.اگر در جستجوی آرامش و مسیر تازه‌ای هستی، خوشحال می‌شوم همراهت باشم. درخواست جلسهٔ کوچینگ

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

کارگاه ساخت زندگی برپایهٔ استانداردهای شخصی

کارگاه «ساخت زندگی بر پایهٔ استانداردهای شخصی»

از زمانی که به‌اصطلاح «پا به اجتماع» می‌گذاریم، تعاریفمان از زندگی کم‌کم شکل می‌گیرد و تا حدی با آنچه پیش‌تر در ذهن داشته‌ایم تغییر می‌کند. برای من نیز این‌چنین بود. در پایان دوران دبیرستان، تصمیم گرفتم که دانشگاه و ادامهٔ تحصیل، مسیر من نیست و می‌خواهم شروع به کارکنم. خوشبختانه

تهران در بهار

تهران، شهر زیبا؛ البته از نگاه قدردان‌گونه

چند سال پیش برای تمرینی سعی کردم نکات مثبت اطراف خود را بیابم. این تمرین از دیدگاه «قدردان گونه» شکل‌گرفته بود. تلاشم این بود تا نکاتی که در شهر، رفتار و فرهنگ جامعۀ اطرافم وجود داشت را شناسایی کنم. پس از یک هفته توجه، برای مطرح کردن دست‌یافته‌هایم با دوستم

دو نفر در حال گفت‌وگو

تا چه حد آمادهٔ شنیدن حرف راست هستی؟

در فکرم که راستش را بگویم یا اصلاً نگویم یا دروغ تحویلش دهم. سبک‌سنگین که می‌کنم، راست‌گویی در این شرایط کمکی نمی‌کند، از آن‌سو دروغ گفتن هیچ‌وقت انتخابم نیست. پس می‌ماند نگفتن. راه چهارمی هم به ذهنم نمی‌رسد! واقعاً راست گفتن و بیشتر از آن راست شنیدن کار دشواری است. آنهایی

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *