موسیقی برای هر زمان

موسیقی بخش جدانشدنی از زندگی من است. زمان زندگی را از آنجایی به یاد دارم که موسیقی در گوش‌های من جاری شد.

یادش به خیر، دایی کوچکم در کودکی‌ام چند نوار داشت که مدام به آن گوش می‌داد. بعد از رفتن او من جانشین شنیدن ترانه‌های تکراری ABBA شدم. همان دایی‌ام خاطره‌ای از من تعریف می‌کند که خنده‌دار و هم اذیت کننده است.

حدود چهار-پنج ساله بودم که به‌شدت با نوار داستانی پلنگ صورتی آخت گرفته بودم. البته نمی‌دانم چرا پلنگ صورتی باید نوار داستانی داشته باشد. آن‌هم پلیسی و به زبان فارسی!

روزی نبود که آن نوار ۶۰ دقیقه‌ای را یک‌بار از اول تا آخر نشنوم. چون دایی، پرستار نیمه‌وقت من بود، به‌شدت دوست داشتم که او را در شادی خود شریک کنم و او را هم به شنیدن (البته به‌زور) پلنگ صورتی دعوت کنم. ظاهراً تنها شنیدن او هم مقبول نبود و می‌بایست حین شنیدن، مانند من به ضبط‌صوت خیره شود. (آخ چه زجری!)

بماند مسافرت‌هایی که با خانواده و در مسیر ۱۳ ساعته سفر، نوار من هم باید فرصتی برای پخش شدن میافت.

به یاد ندارم که آن نوار چه شد. البته الآن متوجه می‌شوم که چندان هم نوار محبوبی در خانواده نبود و گویا کم‌کم از دسترس خارج شد. (بیچاره‌ها حق داشتند.)

موسیقی

تا به امروز روند تکامل موسیقی برایم بسیار جالب و لذت‌بخش است. نوار، والکمن، سی‌دی، MP3 و حالا استریم کردن موسیقی.

یادش به خیر. خاطره‌ای به یادم آمد که هر وقت به آن فکر می‌کنم، برای لحظه‌ای خنده‌ای روی صورتم نقش می‌بندد.

داستان مربوط به حدود سال ۱۳۷۷ است. آن زمان هنوز فایل‌های MP3 چندان فراگیر نشده بود و تنها دوستانم چند سی‌دی از موسیقی‌های مشخصی داشتند. آن روزها در اطراف ما مغازهٔ خدمات کامپیوتری بازشده بود که چند جوان با تجهیزات محدود آن زمان، آنجا را اداره می‌کردند. روزی برای خرید نرم‌افزار تبدیل MP3 رفتم و یکی را از میان چند گزینهٔ محدود انتخاب کردم و سریع به خانه برگشتم.

جزئیات فنی روند تبدیل را به خاطر ندارم ولی یادم هست که ابتدا می‌بایست یک‌بار فایل audio را به wav و در مرحلهٔ بعد آن را mp3 تبدیل می‌کردیم. با این نرم‌افزار من قسمت اول را انجام دادم و تعدادی فایل wav پس از تبدیل آماده شد. از آن به بعد را نمی‌دانستم و با هوشی که خرج کردم، انتهای فایل را از wav. به mp3. تبدیل کردم. نتیجهٔ این هوش و ذکاوت، تعدادی فایل با حجم‌های ده برابری mp3 بود که ازقضا با نرم‌افزار محبوب پخش موسیقی آن زمان (Winamp) قابل‌اجرا بود.

البته بعد از چند بار سعی و خطا توانستم تعدادی فایل mp3 باکیفیت 128kbps درست کنم.

این روزها به‌جای انتخاب‌های محدود و مشخص آن روزها، بی‌نهایت انتخاب برای حس و حال‌های مختلف وجود دارد. البته که با هر تنوعی، چالش انتخاب میان گزینه‌های مختلف نیز همراهش می‌آید. بعد از سال‌هایی که دسته‌بندی موسیقی به فهرست‌های مختلف که اساساً بر پایهٔ امتیاز (ستاره) بود، چند سالی است که با Spotify، موسیقی را بر اساس حال (Mood) آن تقسیم کرده‌ام که تجربهٔ جالبی است.

خلاصهٔ آمار موسیقی من از قول اسپاتیفای در سال ۲۰۱۷
خلاصهٔ آمار موسیقی من از قول اسپاتیفای در سال ۲۰۱۷

در پایین هم چند فهرست موسیقی محبوبم را به اشتراک می‌گذارم تا درصورتی‌که از سرویس اسپاتیفای استفاده می‌کنی، از آن لذت ببری یا اگر نام فهرست با حس و حالت هماهنگی دارد، آن را از طریق دیگری (ترجیحاً قانونی) دانلود کنی.

سازهای ایرانی

کمانچه

تنبور

سه‌تار

تار

سازهای دیگر

پیانو

خانوادهٔ ویولن

گیتار

عود

برای حالِ خاص

سفر آرام

خلسهٔ ذهن

مقصد نامعلوم

تنهایی ایرانی

ریتمی برای کار

آرامش عمیق

تصویر آیدین حبیبی
آیدین حبیبی
گاهی زندگی ما را از خودِ درون‌مان دور می‌کند. من اینجا هستم تا در فضایی امن و بدون قضاوت، همراهت باشم برای بازنگری، وضوح ذهنی، و شروعی تازه.اگر در جستجوی آرامش و مسیر تازه‌ای هستی، خوشحال می‌شوم همراهت باشم. درخواست جلسهٔ کوچینگ

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

تصویر پیش‌زمینهٔ اولین دیدار اینترنتی وقتی برای خویش - چه چیز برای من مهمه؟

اولین دیدار (اینترنتی) وقتی برای خویش؛ چه چیز برای من مهمه؟

سال ۹۶، حدودای همین زمان، دوره‌ای را با همکاری ۲۰تا۳۰ به نام «وقتی برای خویش» شروع کردم. روند کار کمی با کارگاه‌هایم تفاوت داشت. اینجا قرار بود من کمتر صحبت کنم و بیشتر فضای صحبت را به شرکت‌کنندگان بدهم و فضای امنی ایجاد کنم تا یادگیری جمعی فراهم شود. در

نقطهٔ عطفی در میانهٔ راه

نقطهٔ عطفی در مسیر باغ عدن

چند هفتهٔ پیش، نقطهٔ عطفی در فعالیت کاری من بود و آن‌هم برگزاری پنجاهمین رویدادی که در مدت ۷ سال کارم در حوزهٔ رشد فردی و آموزش مهارت‌های (نرم) زندگی، میسر شد. دوست داشتم از این فرصت استفاده کنم تا هم نگاه شخصی به این راهِ آمده کنم و هم

دو نفر در حال صحبت در کویر

چطور بدون خودتخریبی، خود را برای دیگران باز کنیم؟

هر نادانی می‌تواند انتقاد، شکایت یا کسی را محکوم کند. ولی برای درک کردن و گذشت، شخصیت و خویشتن‌داری لازم است. – دِیل کارنِگی در حال چَت‌کردن با پویا بودم. در همان چند جملهٔ اول متوجه شدم که بی‌پرده و از درونم صحبت می‌کنم. یعنی از ظاهرسازی‌های مرسوم در مراودات روزمره، استفاده

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *