فهرست این نوشته
در زمانهای مختلف زندگی متوجه شدهام که توصیفم از تعادل با گذشته متفاوت است و در چند سالی که با تمرین چرخ زندگی آشنا شدهام، هرازگاهی آن را انجام میدهم تا بتوانم شرایط متعادلتری برای زندگی ایجاد کنم.
آخرین بار، این تمرین را چند روز پیش انجام دادهام. اما این بار تصمیم داشتم جور دیگری تمرین را آغاز کنم. میخواستم قبل از شروع، معنای شخصی هرکدام از بخشهای تمرین را دوباره تعریف کنم. میخواستم بدانم که احتمالاً تعریف کنونیام از آن بخش چیست یا در صورت نیاز، برای آن تعریفی ایجاد کنم.
احساس میکردم که در این سالها، بخشهای مختلف زندگی (کار، تفریح، سلامتی و…) هرکدام جدای از هم رشد کرده و گاهی بهبودیافته است. اما ازآنجاییکه این تمرکز منحصر به همان بخش خاص بوده، تعادلی میان قسمتهای دیگر ایجاد نشده و بهاصطلاح زندگی من «ارگانیک» رشد نکرده و فقط در همان قسمت موردنظر مطلوبتر شده است.
این موضوع دلیلهای مختلفی دارد و گاهی بر اساس اولویت، توجه یا بحران، یکی از آن بخشها برای مدتی در دایرهٔ توجه قرار میگرفته و احتمالاً کیفیت آن در بازهٔ مشخص بهبود میافت.
متوجه شدهام که این روش سالم نیست و لازم دارم تا این رویه را اصلاح کنم و چرخهٔ متعادلتری را میان تمام بخشهای زندگی ایجاد کنم.
ازاینرو، برای این کار ابتدا لازم داشتم تا قسمتهای مختلف زندگی را واضح کنم و برای هرکدام میزان رضایت را مشخص کنم.
تعاریف شخصی از ۸ بخش مهم زندگی

اگر با تمرین «چرخ زندگی» آشنا باشی، میدانی که ما به میزان رضایت فعلی (نه ایدئال و نه آنچه میخواهیم برسیم)، صادقانه از ۱ تا ۱۰ امتیاز میدهیم. قسمت شروع بسیار مهم و شخصی است. یعنی هرکسی میتواند عناوین پیشنهادی را با گزینهٔ دیگری عوض کند یا حتی از ابتدا آن را جور دیگری نامگذاری کند.
ازآنجاییکه تعریف هرکسی از موارد چرخ زندگی متفاوت است، پس بهتر است تا به تعاریف کلی اکتفا نکرده و توصیف خودمان را جایگزین کنیم. پس بهتر است که از ابتدا خودمان دربارهٔ روابط عاطفی، تفریح و سرگرمی، سلامتی، پول، رشد شخصی، محیط زندگی، شغل و دوست و فامیل تعریف شخصی خود را مشخص کنیم.
بهتر است قبل از شروع تمرین، زمانی به بازتعریف بخشهای مهم زندگی اختصاص داد. میتوان این مرحله را با پرسش سادهٔ «تعریف من از … چیست؟» شروع کرد. سپس هرکدام از بخشها (پول، محیط زندگی، سلامتی و…) را در جای خالی گذاشت.
من هر بار این کار را انجام میدهم و هر بار متوجه تغییر محسوسی در بعضی از این موارد میشوم. این دفعه تصمیم گرفتم که بهجای فکر کردن ذهنی به این موارد، تعاریفم از آنها را بنویسم. پیشنهاد میکنم که تو نیز همین کار را بکنی. نوشتن هم موضوع را واضحتر میکند و هم در آینده میتواند برای درک تغییرها و اولویتهای زندگی، تصویر واضحتری ترسیم کند.
اما اگر ایدهای نداری که چه چیزی میتواند در توصیف هر بخش سنجیده شود و چه چیز نیاز به نوشتن دارد، من در اینجا تعریف فعلیام از بخشهای مهم زندگی خودم را مینویسم.
شغل
فعالیت یا فعالیتهایی است که فعال (active) و غیرفعال (passive) انجام میدهم. بعضی از آنها زودبازده و تعداد دیگری دیربازده هستند. شغل درآمدزایی مستقیم دارد یا غیرمستقیم به درآمدزایی کمک میکند.
محیط زندگی
موقعیت جغرافیایی است که قسمتی از آن تحت تأثیر مستقیم از محیط بزرگتر (محله، شهر و کشور) است و همچنین خود دارای هویتی است. برای من محیط زندگی علاوه بر قسمتهای اشارهشده، شامل فضا و امکانات ساختمان محل زندگی و شرایط رفتوآمد نیز میشود. برای یافتن محیط زندگی مطلوبم، پاسخ به پرسشهای زیر برایم مهم است:
- آیا مسیرهای متعددی برای پیادهروی در اطراف آن وجود دارد؟
- آیا میتوان عناصر طبیعی، موجودات و حیوانات در محیط آن دید؟
- حس و حالم به فضای داخلی آن چطور است؟
رشد شخصی
رشد شخصی، وضعیت است که در مقایسه با گذشته سنجیده میشود و ازآنجاکه (رشد) تمامی ندارد و گزینهٔ بله و خیر هم (برای رشد) وجود ندارد، پس همیشه رشدی در جریان است. این قسمت کاملاً به مربوط به آگاهی و تجربههایی است که در مدت خاص داشتهام. پرسشهای زیر در پاسخ به این قسمت میتواند کمک بسیاری کند:
- آیا در این مدت، تجربههایی داشتهام که از دایرهٔ راحتیام بیرون بیایم؟
- آیا بهطور مستمر شرایطی را فراهم کردهام تا به خودم بیشتر توجه کنم؟
- آیا از نیازها و خواستههای فعلیام باخبرم؟
پول
برای من پول در دو قسمت دارایی (سرمایه) و نقدینگی (محل تأمین هزینههای جاری برای بخشهای مختلف زندگی) تعریف میشود. معمولاً در کوتاهمدت، میزان دارایی (داشتهها)، چندان تأثیری در رضایتم ندارد و برعکس نقدینگی، باعث افزایش میزان رضایت و اعتمادبهنفس میشود.
اما میزان اندوختهها همیشه برای برنامههای بلند، شهامت و امیدواری میدهد. در این جدول پول برای من نمایندهٔ پول فعال و در گردش است؛ یعنی اینکه چقدر پول وارد چرخهٔ زندگیام میشود و قدرت خرید من (برای خواستهها و نیازها) چقدر است.
سلامتی
این مقولهٔ بزرگی است و ریشه در جسم، ذهن و روح دارد. تنها در شرایطی که هر سهٔ آنها در سلامت باشد، میتوانم ابراز سلامتی کنم و احساس آن را داشته باشم.
تفریح و سرگرمی
نام تفریح که به زبان میآید، خودبهخود به بازی فکر میکنم. پرسش بعد هم بلافاصله این است که آیا بهاندازهٔ دلخواهم در زندگی بازی میکنم؟
از نگاه من بازی چند دسته است.
یکی فیزیکی است و حرکت دارد. دیگری با کنسول است و بیشتر FIFA و کمی هم Call of Duty دارد. سومین دسته، بازی گروهی است که میتواند ابزار خاصی هم داشته باشد.
اما سرگرمی را جور دیگری تعریف میکنم. سرگرمی، آن قسمتی از زندگی است که کاری را برای سرگرم شدن انجام میدهم. ممکن است حتی مهارتی یاد میگیرم، ذهنم را تقویت میکنم یا فیلمی میبینم یا موسیقی میشنوم اما لزوماً برای انتظار خاصی جز سرگرمی آنها را انجام نمیدهم.
گمان میکنم که تفریح، نیاز به برنامهریزی و ارادهٔ انجام آن دارد ولی سرگرمی، غیرفعال و خودجوشتر شکل میگیرد.
روابط عاطفی
این مورد یا دستکم ترجمهٔ آن برایم کمی ناواضح است. منظور از روابط عاطفی دقیقاً چیست؟ اگر جز دستهای باشد که در آن عاطفه میدهم و میگیرم، پس بیشتر حول دایرهٔ اول اطرافیان میچرخد. پس من به همین تعریف اکتفا میکنم و پاسخ میدهم.
دوست و فامیل
میزان رضایت از سطح ارتباط باکسانی که در این دسته جای دارند.

نظرسنجی، چند گزینه
فکر میکنی در کدام بخش(های) از زندگی رضایت* بیشتری داری؟
۱۷۷ رأی
*میتوانی بعد از انجام تمرین، دوباره به پاسخت در نظرسنجی برگردی و نتیجه را مقایسه کنی.
پیشنهاد
کل این تمرین برای آن است که تصویر کلی از (بخشهای مهم) زندگی داشته باشیم و سپس برای قسمتهایی که نمیدانستیم و اکنون متوجهش شدهایم، تلاشی کنیم تا بهبود یابد.
ازاینرو، چند پیشنهاد زیر شاید برای یافتن زندگی متعادلتر راهگشا باشد.
۱. بهتر است تا این تمرین (چرخ زندگی) را چند بار در سال انجام دهی تا تغییرش را با توجه به تلاشی که برای تغییر کردهای، بهتر متوجه شوی. پیشنهاد من انجام این تمرین در پایان هر فصل است. [نسخهٔ خام این تمرین را در زیر برای دانلود گذاشتهام.]
۲. بخشی از روند تغییر، آگاهی به آن چیزی است که باید تغییر کند. پس لازم است تا در ابتدا شرایطی را برای خود فراهم کنی که در بخشهای مختلف زندگیات آگاهتر شوی.
۳. تغییر زمان میبرد و باید برای آن صبوری کرد. یادت باشد که هیچچیز در زندگی، بهسرعت ایجاد نمیشود که بتوان آن را بهسرعت تغییر داد. این را هم به خاطر بسپار که هر چیز سریع بیاید، سریع میرود و برعکس هرچه کند پدیدار شود، آهسته هم میرود.





دیدگاهتان را بنویسید