نقطهٔ تعادل میان کمال‌گرایی و واقع‌بینی کجاست؟

وقتی پای کمال‌گرایی یا فرد کمال‌گرا به میان می‌آید، ناخودآگاه تصویر کسی در ذهن نقش می‌بندد که همه کارش متناسب و دقیق است. هرآنچه می‌داند و هرچه انجام می‌دهد، منظم است و به بهترین شکل ممکن آن را انجام می‌دهد. برعکس زمانی که به واقع‌بینی فکر می‌کنیم، انگار باید همه چیز تلخ باشد. انگار واقعیت مانند همان مثل معروف، همیشه «تلخ» است.

اما آیا کمال‌گرایی آنچنان که می‌پنداریم، ویژگی مثبتی است و برعکس واقع‌بین بودن ما را فردی تلخ و منفی نمایان می‌کند؟

در فرهنگ ما مثال‌های بسیاری برای هردو رویکرد وجود دارد. مثل «سنگ بزرگ علامت نزدن است». مفهوم همان انجام کاری بزرگ و بی‌نظیر است که بیشتر فکرکردن و رؤیاپردازی آن شدنی است تا خود کار.

در مقابل افراد کمال‌گرا، واقع‌بینانی هستند که خود را «رُک» می‌نامند و حقیقت «تلخ» را مدام مانند سیلی به صورت کمال‌گرایان می‌زنند. اینها حقیقت را اینگونه دریافتند. تلخ و ناجوانمرد!

تصویر آیدین حبیبی
آیدین حبیبی
گاهی زندگی ما را از خودِ درون‌مان دور می‌کند. من اینجا هستم تا در فضایی امن و بدون قضاوت، همراهت باشم برای بازنگری، وضوح ذهنی، و شروعی تازه.اگر در جستجوی آرامش و مسیر تازه‌ای هستی، خوشحال می‌شوم همراهت باشم. درخواست جلسهٔ کوچینگ

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

نقطهٔ عطفی در میانهٔ راه

نقطهٔ عطفی در مسیر باغ عدن

چند هفتهٔ پیش، نقطهٔ عطفی در فعالیت کاری من بود و آن‌هم برگزاری پنجاهمین رویدادی که در مدت ۷ سال کارم در حوزهٔ رشد فردی و آموزش مهارت‌های (نرم) زندگی، میسر شد. دوست داشتم از این فرصت استفاده کنم تا هم نگاه شخصی به این راهِ آمده کنم و هم

قدم زدن در مه

آیا توقع «به‌جا» هم داریم؟

دوستی داشتم که هرگاه او را می‌دیدم یا تماس می‌گرفتم، بی‌مقدمه و قبل از احوال‌پرسی، از من گلایه می‌کرد و ناراحت بود که چرا زودتر تماس نگرفته‌ام. فرقی نمی‌کرد که چقدر از آخرین دیدار یا تماسمان گذشته باشد یا اصلاً کدام مان آخرین بار حال دیگری را پرسیده؛ او انتظار

دو مرد برروی قایق پارویی

۱۲ درس مهم از شَمَن‌ها؛ تجربه ۱۲ سال یادگیری و تحول شخصی

برای مدت ۱۲ سال تجربۀ فوق‌العادۀ زندگی با مردم هوچول (huichol) را داشتم. یک قبیلۀ بومی که در منطقۀ کوهستانی مکزیک زندگی می‌کنند. در مدتی که آنجا بودم در مورد شَمَن‌ها مطالعه می‌کردم و شاگرد یکی از آن‌ها به نام دون خوزه ماتسوا بودم که ۱۱۰ سال عمر کرد. در آنجا

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *