این نوشته، بخش دومی با عنوان «معجزهٔ مرگ» دارد.
دیروز متوجه شدم که مدتیاست سعی میکنم کاری را انجامدهم و بیشتر از آنکه اقدامیکنم، بهقولی گوشهٔ ذهنم نگهمیدارم. این زمان برای دوهفته اخیر بههمین شکل بوده ولی حواسم بهش جمعنشده بود. البته دقت که میکنم متوجه میشوم این از آن دسته کارها بود که نیاز به همکاری و پیگیری چندنفره و گروهی بود و بهتنهایی کار زیادی پیش نمیرفت.
داستان از آنجا شروع شد که سعیکردم در کاری که برای خودم واضح نبود، مشارکت کنم. معمولاً وقتی پیشنهادی میشود که برایم مشخص نیست، ذهنم در حالت آمادهباش قرار میگیرد و راحتترین راه را انتخاب میکند. و آن هم جواب «نه» است.
متوجهشدم که این «نه»، جوابیست به چندین رفتار:
- نه به تغییر
- نه به بیرون آمدن از دایرهٔ راحتیام
- نه برای پیشگیری از قضاوت
اینبار عامدانه و بهاصطلاح آگاهانه قصدم از مشارکت و همکاری، شکستن این الگوی رفتاری (Pattern) بود.
الگوی رفتاری چیست؟
به مجموعه رفتارهایی گفته میشود که در ما تکرارپذیر است و با ساختن شرایط مشابه، این رفتار نیز تکرار میشود.
الگوی رفتاری به مجموعهای از رفتارهای تکرارپذیر در ما اشاره دارد که در شرایط مشابه تکرار میشوند. این الگوها میتوانند ناشی از تجربیات گذشته، محیط اجتماعی، و عوامل فرهنگی باشند. در زیر به برخی از ویژگیهای اصلی الگوی رفتاری اشاره میشود:
تکرارپذیری: الگوهای رفتاری معمولاً در شرایط مشابه تکرار میشوند. این تکرارپذیری به ما کمک میکند تا در زندگی روزمره خود راحتتر عمل کنیم و از طریق تجربیات گذشته، پاسخهای مناسب را برای شرایط مختلف بیابیم.
شکلگیری از تجربیات: این الگوها از تجربیات گذشته، یادگیریها، و تعاملات اجتماعی ما شکل میگیرند. محیط و فرهنگ نیز در شکلدهی به این الگوها نقش مهمی دارند.
ناخودآگاه: بسیاری از الگوهای رفتاری ناخودآگاه هستند و ممکن است سالها بدون اینکه ما به آنها توجه کنیم، تکرار شوند. این الگوها میتوانند بر اعتماد به نفس و خودپنداره ما تأثیر بگذارند.
قابلیت تغییر: با آگاهی و تلاش میتوان این الگوها را تغییر داد. تغییر الگوی رفتاری معمولاً در مراحل مختلف رخ میدهد و نیازمند تصمیمگیری آگاهانه است.
تأثیر بر روابط اجتماعی: الگوهای رفتاری بر تعاملات اجتماعی ما نیز تأثیر میگذارند. این الگوها میتوانند در برقراری روابط یا ایجاد چالشهای اجتماعی نقش داشته باشند.
نمونهای از آن زمانیست که مشکلی در جامعه میبینیم و از آن بهعنوان «مشکل جامعه» یاد میکنیم و خود را از کل آن جدا میبینیم. این رویکرد در شرایط مختلف ممکناست تکرار شود و رفتار ما نیز پیرو آن تکرار خواهدشد. در رانندگی، هنگام برخورد با شهروند دیگر یا در صحبت با کارشناس فنی شرکت اینترنتی.
الگوی رفتاری چطور ایجاد میشود؟
ذهنمان یا بهاصطلاح، «خودآگاهمان» توانایی تحلیل بسیاری از مسائل را ندارد و سعی میکند از تجربهها (خود یا دیگران) و دانشمان بهبررسی صورتمسئله بپردازد و برای آن پاسخی فراهمکند. از آنجا که برای ذهن، نامفهومی، پاسخنداشتن و صبرکردن برای پاسخ راحتنیست و همواره تلاش میکند تا برای هر پرسشی و هر موقعیتی جوابی داشته باشد، تلاش میکند تا با استفاده از هرکدام از منابع خود که جلوتر به آن اشاره شد، به راه حل برسد. در این حالت است که ذهن خشنود است و از اینکه اینبار نیز پاسخی یافته و راهی برای تعامل با مشکل پیشرو فراهم کردهاست، راضیست.
حال اینکه این راه حل از چه روشی نتیجهگیریشده و چه فاکتورهایی درنظر گرفتهنشده، در کل قضیه برای ذهن تفاوتی ایجاد نمیکند.
اما الگوها از «ناخودآگاهمان» سرچشمه میگیرند. از آنجا که بسیاری از رفتارهایمان ناشناخته و غیرقابل باور است. این رفتار یا الگو ممکناست سالیان سال تکرارشود و شخص، خود را انسان غیرقابل اعتماد، آسیبپذیر یا شکستخورده ببیند. این رویه تا زمانیکه تشخیص دادهنشده و بهآن توجه نشود، ادامهدار خواهد بود.
شناسایی الگوی رفتاری
در شرایط مشابه، زمانی که اطلاعات ذهنی من از اطراف ماجرا کافی نبوده و از ترس عقبکشیده و گفتن «نه» را ترجیح میدادم. این نه، برای آن بود که مبادا فرصت جدید، شرایط فعلیام را تغییردهد و این تغییر برایم ناخوشایند باشد.
این در شرایطیست که «نه گفتن» در مواقعی که تمایل به آن داریم و توانایی گفتن آن را نداریم، بسیار کارآمد و لذتبخش است.
چه اتفاقی برای الگوی رفتاریم افتاد؟
الگو شکسته شد.
تصمیمگرفتم که همکاری کنم. البته همواره ذهنم پیغامهای مختلفی میفرستاد و هرروز شرایط جدیدی ایجاد میکرد که نکنه:
- این امتحان باعثشود که بیش از آنکه فکرش را میکنی تغییر ایجادکند؛
- شاید این زمان همکاری طولانیتر شود؛
- امکان بیرونآمدن از آن بسیار دشوار شود و از تمرکز اصلی زندگیام بهدور شوم.
جنس تمامی این نگرانیها، «ترس» بود و از ندانستن نشأت میگیرد و دور از واقعیت و حاصل داستانهای ذهنی بود.
تمرین امروز
یک رفتار تکراری را که این ماه چند بار دیدی انتخاب کن و بنویس: چه چیزی آن را شروع میکند و بعدش چه میشود؟
در مرحلهٔ بعد که الگو شناسایی و شکستهشد، نیاز به قطع یا مرگ آن است. قسمت دوم این پست درخصوص معجزهٔ مرگ را بخوانید.
آیا درحال حاضر الگویی در زندگی شما وجوددارد که نیاز به شکستنداشته باشد؟
خواندن بخش دوم این نوشته.




دیدگاهتان را بنویسید