کارگاه «چطور سال ۹۵ را ببندیم؟»

اسفند، ماه متفاوتی است. شلوغ‌تر است، تنش دارد، بدو بدو دارد، خرید دارد، خانه‌تکانی دارد، برنامه‌ریزی برای سفر دارد و… اسفند که می‌رسد، خیلی‌ها مانند اسپند بالا و پایین می‌پرند. انگار تمام‌وقت از جایی و کاری عقب‌مانده‌اند. این روند تا لحظهٔ تحویل سال ادامه‌دار است. در این روزهای پایانی سال، برنامه‌های متعددی برای شروع سال جدید وجود دارد. همایش، کارگاه و گردهمایی‌های متفاوتی در دسترس‌اند که برای شروع سالی متفاوت ایجادشده‌اند. اما قبل از هر شروعی، نیاز به پایان دادن وجود دارد. پایان دادن به آنچه نیازی به ادامه ندارد؛ پایان دادن کارها، رفتارها و عادت‌هایی که دیگر برایمان...

خلاصهٔ کارگاه «آشنایی با گفت‌وگوی عمیق»

پنجشنبهٔ گذشته (۲۸ بهمن)، گرد هم آمدیم و دربارهٔ گفت‌وگوی عمیق و انواع آن صحبت کردیم. از ۷ نفری که آمدند، ۶ نفر خانم بودند. در نگاه اول به نظر می‌رسد این موضوع برای خانم‌های جامعه ملموس‌تر از آقایان است. البته شاید احساس نیاز بیشتری می‌کنند یا آمادگی بیشتری برای تغییر دارند. مانند کارگاه‌های دیگر، می‌توانستم اشتراکی میان گروهمان پیدا کنم. از دو نسل (والدین و فرزندان) بودیم و جایی که دقیقاً نیاز شدید به گفت‌وگوی عمیق احساس می‌شود. به نظر می‌آید شکاف میان دو نسل، بیش از هرزمانی عمیق‌تر است. برای خانواده‌ها ارتباط با نیازهای فرزند به‌مراتب دشوارتر از...

کارگاه آشنایی با گفت‌وگوی عمیق

کارگاه آشنایی با گفت‌وگوی عمیق

ما بیشتر روز در حال صحبت هستیم. حدود ۷۵ درصد از زمان بیداری‌مان. از این مدت هم حدود ۷۰ درصد حرف می‌زنیم و ۲۰ درصد می‌شنویم. آیا تابه‌حال به دلایل صحبت کردن فکر کرده‌ای؟ شاید این چند دلیل بارزترینش باشد: رسیدن به خواسته‌های بیرونی؛ برقراری روابط اجتماعی؛ نیاز شنیده شدن و باز کردن درون. این مورد آخر ارتباط مستقیمی باکیفیت گفت‌وگو دارد. گاهی فرصتی فراهم می‌کنیم و برای دوستی، از دل می‌گوییم و از دل می‌شنویم؛ اما برعکس گاهی از هر فرصتی استفاده می‌کنیم تا چندجمله‌ای از خود بگوییم تا عطش شنیده شدنمان برطرف شود، اما این کجا و...

خلاصهٔ دو کارگاه گیجی و تغییر

کارگاه‌های خویش

پنجشنبه و جمعهٔ پیش (۷ و ۸ بهمن ۱۳۹۵)، دو کارگاه برگزار شد. یکی برای یادگیری از دوران گیجی و دیگری برای تغییر بود. یادگیری از گیجی گیجی موضوع عجیبی نیست و مفهوم پیچیده‌ای ندارد. هرکدام از ما ممکن است چندین بار در زندگی، اساسی گیج شده باشیم. زمان‌هایی که مطمئن نیستیم چه می‌خواهیم. عده‌ای از ما می‌دانیم که گیج هستیم و با این موضوع راحتیم ولی عده‌ای دیگر نمی‌دانند که گیج هستند و با ندانستنش راحت‌ترند. هرچه می‌دانند را توشهٔ راه می‌کنند و به سمت مقصدی حرکت می‌کنند که خود می‌دانند. این کارگاه برای دستهٔ اول بود. آن‌هایی که از پس...

آخر هفته با دو کارگاه

سردرگمی موضوعی است که گه گاهی با آن سروکله می‌زنیم. دورانی که نمی‌دانم‌ها بیشتر از می‌دانم‌هاست. پر از تردید است و اگر حواسمان نباشد و آگاهانه رفتار نکنیم، می‌تواند مخرب باشد. اما ماهیت این دوران، تخریب نیست و برعکس فرصتی است برای یادگیری از خویش. دوران گیجی و سردرگمی، معمولاً دوران تاریکی است. شک و تردید، قضاوت و تخریب، همگی در این دوران تکرار می‌شوند. اما جایی یادگیری ناقص می‌ماند که فکر می‌کنیم، گیجی سازنده نیست و تا می‌شود باید وارد آن نشد یا از آن بیرون رفت. برای همین انواع سرگرمی، حواس‌پرتی و فراموشی دوروبرمان پیدا می‌کنیم تا...