پادکست «بهترین خودت شو»؛ گفت‌وگویی پیرامون ساده‌زیستی (مینیمالیسم) و مصرف‌گرایی

مینیمالیسم این روزها محبوب شده و فرصتی است برای توجه به سادگی در زندگی. این سبک که از طراحی آغاز شده، بر کاهش اضافات بدون از بین رفتن ماهیت تأکید دارد. ساده‌زیستی به سلامت ذهن و لذت از زندگی کمک می‌کند. تجربه و صحبت‌های من درباره این موضوع را در پادکست بشنوید.

این روزها موضوع‌های ساده کردن زندگی یا همان مینیمالیسم داغ‌تر شده که هرچند ممکن است مانند هر موضوع داغ (ترند)، عمرش کوتاه باشد اما بد نیست که این فرصت را غنیمت شماریم و به عمق آن توجه کنیم. همچنین جدا از اخبار و آمارهای نگران‌کننده‌ای که هرروز از نابودی طبیعت می‌شنویم، لازم است که دست‌کم برای سلامت روح و ذهن خود، این موضوع را جدی بگیریم.

گمان می‌کنم موضوع مینیمالیسم از طراحی و معماری آمده و سپس به سبک زندگی راه پیداکرده است. همان تعریفی که بیشترمان آن را با اسکاندیناوی‌ها می‌شناسیمش. جالب است که آنها تعریفی از طراحی مینیمال دارند که می‌گویندگویند «آنقدر کم کن تا جایی که دیگر نشود چیزی را حذف کرد.» خلاصه این حرف می‌شود، تا جایی که ماهیت چیزی زیر سؤال نرود، بودنش ضروری نیست.

البته که ساده زیستن تنها در وسایل خلاصه نمی‌شود ولی ازآنجا آغاز می‌شود. خلوت کردن زندگی و کنترل ورودی‌های آن کمک بزرگی به سَبُک زندگی کردن و به طبع آن راحت زیستن و لذت بردن از اصل زندگی است.

من هم چند سالی است که بیشتر به ساده زیستی توجه می‌کنم و تأثیر آن را حس کرده‌ام که بخشی از تجربیاتم را در کتابچه «راهنمای کوتاه ساده زیستی» خلاصه کرده‌ام.

چند ماهی است که با پادکست «بهترین خودت شو» آشنا شده‌ام و شانس آن را داشتم تا در این سفر در استودیوی آنها حضور پیدا کنم و درباره مینیمالیسم صحبت کنیم. خلاصه صحبتمان تبدیل به پادکستی شد که در اینجا یا از طریق کانال تلگرامی خودشان قابل‌شنیدن است.

https://soundcloud.com/aydinhabibi/behtarin-show-podcast-aydin-habibi/s-qYesv

تصویر آیدین حبیبی
آیدین حبیبی
گاهی زندگی ما را از خودِ درون‌مان دور می‌کند. من اینجا هستم تا در فضایی امن و بدون قضاوت، همراهت باشم برای بازنگری، وضوح ذهنی، و شروعی تازه.اگر در جستجوی آرامش و مسیر تازه‌ای هستی، خوشحال می‌شوم همراهت باشم. درخواست جلسهٔ کوچینگ

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

کارگاه ساخت زندگی برپایهٔ استانداردهای شخصی

کارگاه «ساخت زندگی بر پایهٔ استانداردهای شخصی»

از زمانی که به‌اصطلاح «پا به اجتماع» می‌گذاریم، تعاریفمان از زندگی کم‌کم شکل می‌گیرد و تا حدی با آنچه پیش‌تر در ذهن داشته‌ایم تغییر می‌کند. برای من نیز این‌چنین بود. در پایان دوران دبیرستان، تصمیم گرفتم که دانشگاه و ادامهٔ تحصیل، مسیر من نیست و می‌خواهم شروع به کارکنم. خوشبختانه

روغن زیتون و سرکه

راه حل کارهای مشکل را به مغزت نسپار

افراد و شرایط اطرافم، مرا به کسی که هستم تبدیل نمی‌کند بلکه آن را نمایان می‌کند. ~ لارا شیلسینگر در فیلمی (به‌گمانم «ما میلرها هستیم») نکته جالبی یادگرفتم. شروع بسیاری از کارهای سخت فقط با گفتن یک، دو، سه انجام‌پذیر است. سه شماره بشمار و انجامش بده. این کار فراموشم

انتخاب جاده در کوهستان

یافتن وضوح (شفافیت)؛ دلیل وجودی باغ عدن

مدتی است که به دلایل فعالیت‌هایم فکر می‌کنم. سعی می‌کنم با پرسش‌های کلی و جزئی، چرایی کارم را مشخص کنم. البته این روندی است که تقریباً هرسال انجام می‌دهم و حتی سال گذشته هم در همین‌جا مطرح کردم و بازخورد گرفتم. پرسش‌های بالا، تنها بخشی از پرسش‌هایی است که برای

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *