۷ راز (کوتاه) جوانی به سبک مانک‌های شائولین

اگر در مورد روش‌های زندگی مانک‌های شائولین و نگرش آنها به دنیای اطرافشان کنجکاو هستید یا می‌خواهید در مورد انضباط سفت‌وسختشان بدانید، این مقاله به شما کمک خواهد کرد تا اطلاعاتی در مورد روش‌های جوان ماندن به سبک مانک‌ها، به‌دست آورید.

این موارد برگرفته از متون کلاسیک مانک‌های شائولین است که توسط یک مانک فرزانه که باهنرهای رزمی آن‌ها آشنا و هماهنگ بوده، ترجمه‌شده است. سخنان حکیمانۀ او در مورد رازهای جوانی و سلامتی:

۱. به خودت زمان کافی اختصاص بده

وقتی مشغول انجام کاری هستی، به خودت زمان کافی بده و کارها را باعجله انجام نده. بهتر است با سرعتی حرکت کنی که برایت مناسب و راحت است.

۲. هرگز پرخوری نکن

مواظب باش که در خوردن زیاده‌روی نکنی. هرگاه احساس گرسنگی کردی، کمی غذا بخور، به‌اندازه‌ای که احساس گرسنگی‌ات برطرف شود.

۳. خشم خود را کنترل کن

وقتی عصبانی می‌شوی سعی کن به خودت مسلط باشی. عصبانیت می‌تواند به‌شدت به کبد و روده‌هایت آسیب بزند.

۴. سرعت و حد خودت را پیدا کن

وقتی شروع به‌کار می‌کنی، به خاطر داشته باش که تنها به مدت ۴۰ دقیقه کارکنی و بعدازآن، ۱۰ دقیقه به خودت استراحت بدهی. اگر هرروز برای زمان طولانی به چیزی خیره شوی، ممکن است به اعضای درونی بدنت و چشم‌هایت آسیب بزنی، همچنین ناتوانی برای برقراری صلح و آرامش با دنیای بیرونت افزایش پیدا می‌کند.

۵. میزان شادی خود را کنترل کن

وقتی احساس خوشحالی می‌کنی، توجه کن که میزان شادی‌ات را تنظیم کنی و آن را مدیریت کنی. اگر تعادل خوشحالی را از دست دهی، امکان از دست دادن انرژی شش‌هایت وجود دارد.

۶. حرف زدن بدون فکر

سعی کن کم و گزیده صحبت کنی. بیشتر مردم تصمیم می‌گیرند که یا فکر کنند یا عمل. همیشه بهتر است به‌جای حرف زدن دست‌به‌کار شوی.

۷. بیش‌ازحد در مورد مسائل فکر نکن

وقت خود را بافکر کردن زیادی به مسائل هدر نده. فکر کردن انرژی زیادی می‌گیرد. اگر بیش‌ازحد فکر کنی تقریباً تمام انرژی خود را از دست می‌دهی.

منبع

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

نسخهٔ دوم قدم زدن در باغ عدن

سومین سالروز راه‌اندازی «قدم زدن در باغ عدن»

امروز، ۱۶ فروردین، سومین سالروز راه‌اندازی «قدم زدن در باغ عدن» است. اولین نوشته‌ام را در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ نوشته‌ام. به یاد دارم قبل از سال اشتیاق زیادی برای راه انداختن وبلاگ و نوشتن داشتم. از آن روز تاکنون ظاهر وبلاگ ۳ بار عوض‌شده و مسیرش نیز کمی تغییر کرده است. هرچند که هنوز هم

راه‌هایی برای رهایی از وابستگی‌ها

مدتی بود که خواب پرواز کردن نمی‌دیدم. البته آنهایی هم که یادم مانده، محدود است. یکی از آنها را چند سال پیش دیدم. با پدربزرگم بالای کوهی در اروپای شرقی، به گمانم لهستان، رفته بودیم. در آنجا دشتی بزرگ بود. آنها با ایتالیا در جنگ بودند و همگی خود را برای

دو نفر در حال گفت‌وگو

تا چه حد آمادهٔ شنیدن حرف راست هستی؟

در فکرم که راستش را بگویم یا اصلاً نگویم یا دروغ تحویلش دهم. سبک‌سنگین که می‌کنم، راست‌گویی در این شرایط کمکی نمی‌کند، از آن‌سو دروغ گفتن هیچ‌وقت انتخابم نیست. پس می‌ماند نگفتن. راه چهارمی هم به ذهنم نمی‌رسد! واقعاً راست گفتن و بیشتر از آن راست شنیدن کار دشواری است. آنهایی

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *