۳ روش برای بهبود کیفیت گفت‌وگو

یکی از نکات مهم که در گفت‌وگو، فهمیدن نوع مکالمه است. می‌توان حس کرد که این نوع مکالمه برای دو طرف چطور خواهد بود. به‌خصوص در مکالمهٔ تلفنی که امکان درک شرایط محیطی و زمانی در ابتدا دشوار است. همزمان با در نظر گرفتن دلیل مکالمه می‌توان به چند موردتوجه کرد:

  • آیا طرف مقابل زمان کافی برای من دارد؟
  • می‌خواهم حرف بزنم یا آماده‌ام که بیشتر بشنوم؟
  • آیا فرصت برای باز کردن مسائل و موضوعات عمیق وجود دارد؟

معمولاً در روابط صمیمی پرسیدن این پرسش که «آیا الآن وقت داری؟» جایگزین این حس می‌شود. بااین‌حال در این نوع رابطه نیز برای حفظ روند طبیعی گفت‌وگو می‌توان حس کرد که آیا حرف یا موضوع موردنظر نیاز به گفته شدن دارد یا بابیان آن تعادل گفتن و شنیدن برهم می‌خورد.

باید دقت کرد که توجه به این موارد برای پیچیده کردن گفت‌وگو نیست. آنچه مهم‌تر است توجه به این نکات در گفت‌وگوهای عمیق است؛ توجه به این موارد برای گفت‌وگوهای سطحی و یا به‌اصطلاح صحبت کوتاه مناسب نیست و بیشتر باعث تعجب شنونده می‌شود و فضای صحبت را سنگین می‌کند. در گفت‌وگوهای عمیق در نظرگرفتن این موارد بیشتر موردنیاز است؛ در این صورت هم شنونده و هم گوینده با رضایت از سخن گفتن و شنیدن یاد خواهند کرد.

ارتباط‌های روزمره در هر شرایطی سطحی نیستند. بسیاری از افراد توجه ویژه‌ای به روابط روزمرهٔ خوددارند و به چندوچون آن آگاه‌اند. ازاین‌رو معتقدم که توجه به روزمره و بهبود آن باعث ایجاد تغییر ژرفی در کیفیت زندگی می‌شود. به همین خاطر صحبت‌های کوتاه و سطحی روزمره هم می‌تواند به نوع عمیق و تأثیرگذارش تبدیل شود.

بهبود کیفیت نیاز به توجه و ریزبینی دارد. در کل برای ساختن و سازندگی نیاز به کل‌نگری و بزرگ‌بینی و برای بالا بردن کیفیت و تکامل نیاز به جزءنگری و کوچک بینی است.

درواقع توجه به هر چیزی باعث بهبود کیفیت آن می‌شود و در مورد گفت‌وگو هم همین‌طور است.

به‌عنوان پیشنهاد می‌توان به موارد زیر توجه کرد:

انتخاب محیط و زمان مناسب

شاید میدان انقلاب یا صبح اول وقت، مکان و زمان مناسبی برای مطرح کردن موضوعی مهم نباشد. بهتر است قبل از هر چیز با خودت هماهنگ باشی. چه زمان و مکانی را برای گفت‌وگو دوست داری؟ اگر مطمئن نیستی، می‌توانی از طرف مقابل بپرسی کِی و کجا را برای صحبت ترجیح می‌دهد.

گفت‌وگوی رودررو

میان سخنگو و شنونده یا به عبارتی ارتباط فرستنده و گیرنده شرایطی وجود دارد که گاه باعث اختلال مکالمه می‌شود و مانع سالم رسیدن پیام می‌شود. آلودگی‌های صوتی و تصویری، صداهای مزاحم، سوءتفاهم، پیش‌داوری، جمله‌های مبهم یا ایهام‌دار همگی از انواع موانع هستند.

از طرفی چون نمی‌توان همیشه در اتاق بسته و رودررو و بدون هیچ‌گونه مانعی گفت‌وگو کرد، بهتر است به این موانع آگاه بود و مطمئن شد که مکالمه تا حد ممکن سالم انجام می‌شود. بیشتر اوقات می‌توان به‌راحتی پرسید «آیا متوجه منظورم هستی؟»

اگر زمانی بخشی از حرف را متوجه نشدی یا حواست به موبایل رفت تا نگاه کنی که چه کسی عکست را در اینستاگرام «لایک» کرده یا حین شنیدن در حال تلفن کردن ذهنی بودی، از گوینده درخواست کن تا دوباره حرفش را تکرار کند. حتی می‌توانی در پایان صحبت، حرف‌های گوینده را جمع‌بندی کنی تا ببینی آیا درست شنیده‌ای و صحیح برداشت کرده‌ای؟

تکرار و تکرار

حس کردن با تمرین تقویت می‌شود. سعی کن حداقل هفته‌ای یک‌بار با یک نفر گفت‌وگوی عمیق داشته باشی. برای شروع، در انتخاب شرایط و موضوع گفت‌وگو آسان برخورد کن. ساده گرفتن شانس ادامه‌دار بودن این کار را بیشتر می‌کند.

مثلاً:

  • در تلگرام به دوستت بگو «می شه ساعت ۵ چند دقیقه تلفنی صحبت کنیم؟»
  • در دیدار دوستت، فرصتی پیدا کن و بگو «می‌خواهم موضوعی را مطرح کنم. حوصلهٔ شنیدنش راداری؟»
  • سر صبحانه با اعضای خانواده در مورد موضوعی که ناراحت هستی صحبت کن.

مرتبط: چند پیشنهاد برای گفت‌وگوی عمیق

تصویر آیدین حبیبی
آیدین حبیبی
گاهی زندگی ما را از خودِ درون‌مان دور می‌کند. من اینجا هستم تا در فضایی امن و بدون قضاوت، همراهت باشم برای بازنگری، وضوح ذهنی، و شروعی تازه.اگر در جستجوی آرامش و مسیر تازه‌ای هستی، خوشحال می‌شوم همراهت باشم. درخواست جلسهٔ کوچینگ

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

why i need to be beginner

چرا برای یادگیری باید مبتدی شوم؟

زندگی مشکلی نیست که باید حل شود، بلکه واقعیتی است که باید تجربه شود.– سورن کییرکگور سال گذشتۀ میلادی گواهینامۀ رانندگی اماراتم بعد از ۱۰ سال باطل شد. حدود سه‌سالی که در دوبی زندگی می‌کردم، به‌جز چندماه اول، تقریباً تمام جابه‌جاییم با ماشین بود و در زمان کوتاهی مسیرها را سریع یادگرفتم و به قولی در دوبی

چرا به رفتارهایی جذب یا از آن طرد می‌شوم؟

بارها شده دیدن افرادی یا بهتر بگویم رفتاری از آنها باعث می‌شود که در محیط راحت نباشم. وقتی که دقیق‌تر می‌شوم می‌بینیم که تمام این افراد اغلب دارای ویژگی‌هایی مشترک بودند که در من به اندازۀ کافی رشد نکرده بود. اینگونه رفتارها باعث می‌شد تا عده‌ای برای من مناسب و عده‌ای

نمایی از هواپیما

همین لحظه کافی است

در هواپیمایی بودم که برای توقفی کوتاه در حال نشستن در پورت لند بود و به درخشش صورتی‌رنگ طلوع آفتاب بر کوه‌های آبی و بنفش چشم دوخته بودم و قلبم به درد آمده بود. به‌طور غریزی روبه اِوا کردم تا او را در این لحظهٔ پرشور شریک کنم، اما او

2 دیدگاه ثبت شده، نظر تو چیه؟

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *