۷ پرسش اساسی، وقتی هیچ‌چیز در زندگی‌ات درست کار نمی‌کند

تنها روی کوه

با خانواده‌ات ارتباط سالمی نداری، از شغلت لذت نمی‌بری یا رابطه با دوستانت، بیشتر کاهنده است تا انرژی‌بخش. اینها نمونه‌ای از زمان‌هایی است که می‌توانی نگاه عمیق‌تری به زندگی‌ات بی اندازی و بپرسی که چه چیز در درون و بیرونت باید تغییر کند. چه باید بماند و کدام رها شود؟

گاهی که احساس ناراحتی می‌کنیم و در هیچ بخش زندگی احساس رضایت نداریم، به‌جای طرح پرسش‌های راه گشا، فکر می‌کنیم که سرنوشت و شانس ما این‌طور بوده است و چاره‌ای جز تحمل نیست. البته صبر ویژگی کم یابی است که این روزها مشتری‌اش کم شده و به‌جای آن شتاب‌زدگی و ناشکیبایی رونق بیشتری یافته است.

دیدن و پذیرفتن دشواری‌های زندگی با ماندن یا تغییر ندادن شرایط به سمت دلخواهمان تفاوت دارد.

پرسشی دارم. چطور و در چه شرایطی متوجه می‌شوی که زندگی ارزش تجربه کردن را داشته است؟

کمی برای پاسخ دادن تأمل‌کن.

حال اگر امکانش را داشتی که پرسش دیگری از تمام ۷ میلیارد نفر بپرسی، چه جوابی می‌گرفتی؟

شنیدن جواب‌ها باید جالب باشد. اما به گمانم در عین تنوع پاسخ‌ها، تشابهی میان آنها می‌توان یافت.

اگر از همهٔ افراد دنیا بپرسی خواستهٔ نهایی‌ات از زندگی چیست، همگی به‌اتفاق پاسخ خواهند داد: رضایت، راحتی و احساس آرامش.

هرکس به‌گونه‌ای به دنبال این سه ویژگی کیفی است و بر اساس سلیقه، آگاهی و فرهنگ خود، راهی را برای خوشبختی انتخاب می‌کند. اما بسیاری از این راه‌ها، بیراهه‌اند و نتیجهٔ لذت‌بخشی در پی نخواهند داشت.

در زندگی فرصت‌هایی به ما داده می‌شود تا مسیر زندگی‌مان را تنظیم کنیم یا مطابق خودِ واقعی‌مان آن را بهبود دهیم. فرصت‌هایی مانند از دست دادن عزیزی، پایان زندگی مشترک یا بیماری‌های سخت. اینها مواردی جدی هستند و زمان‌هایی به سراغمان می‌آیند که به نشانه‌های کوچک‌تر توجه نکرده‌ایم.

زمانی که خوشحالی و از زندگی رضایت داری، فکر نمی‌کنی که شاید چیزی نیاز به تغییر داشته باشد. ازاین‌رو ناخوشایندی‌ها زمان مناسبی برای تغییر هستند چون متوجه می‌شوی همه‌چیز درست نیست، عادتی باید تغییر کند یا رفتاری بهبود یابد.

در این مواقع پرسش‌های زیر می‌تواند مسیر تغییر را هموار سازد و برای ناراحتی‌ها التیامی باشد.

۱. اگر تأیید دیگران برایت مهم نبود، چطور زندگی می‌کردی؟

گاهی دلیل راحت نبودن با دیگران، راحت نبودن با خودمان است. فکر می‌کنیم برای پسندیده شدن، می‌بایست جور دیگری باشیم، طور دیگری رفتار کنیم یا روش دیگری برای تعامل انتخاب کنیم. هرقدر در رابطه با دیگران از خود واقعی‌مان دورباشیم، رابطه خسته‌کننده‌تر و سخت‌تر می‌شود و در آخر همگی ناراضی خواهند بود.

از خودت بپرس برای لذت بردن از زندگی، می‌بایست چه چیز را تغییر دهی؟

۲. به چه چیز اعتقادداری و حاضری از آن دفاع کنی؟

شاید اکنون فرصتی برای بازنگری عقایدت باشد. از خودت بپرسی که آخرین باری که به سراغ باورهایم رفته‌ام، چه موقع و در چه شرایطی بوده است. فکر کردن به باورها، به‌ویژه زمانی که احساس خستگی یا تنهایی می‌کنی، می‌تواند راه گشا و امیدبخش باشد.

۳. به نظرت هم‌اکنون چه چیزهایی را باید رها کنی؟

شغل، رابطه یا حتی رهایی از بدهی. نگاهی به اطرافت بینداز و ببین چه چیز در زندگی‌ات سنگینی می‌کند و نیاز به رها شدن دارد. می‌توانی به‌جای سرزنش زمین و زمان، قسمت‌های ناخوشایند زندگی‌ات را رها کنی. این کار می‌تواند با قدردانی همراه باشد. یعنی از هر چیز که رهایش می‌کنی، به خاطر تجربه و یادگیری از آن، قدردان باشی.

۴. در حال حاضر در زندگی آماده‌ای به چه چیز «نه» و «بلهٔ» محکم بگویی؟

درخواستی مقابلت هست و مرددی که به آن بله یا خیر بگویی؟ در این مواقع حساس، انتخاب بله یا نه می‌تواند جدیت و تعهدت به تغییر را مشخص کند.

۵. پنج چیز که در زندگی قدردانش هستی، چیست؟

در زندگی همه، لحظه‌ها و تجربه‌هایی وجود دارد که در تاریخچهٔ فردی پررنگ است و بودن هرکدام از آنها نیاز به قدردانی دارد ولی اغلب فراموش می‌شود. تکرار قدردانی از داشته‌ها باعث احساس رضایت درونی و درنهایت رضایت از زندگی می‌شود. امروز از داشته‌هایت قدردانی کن و در صورت امکان، حضوری یا با نوشتن، احساس قدردانی‌ات را بیان کن.

۶. در دنیا چه چیز برایت بیشترین اهمیت را دارد؟ (خانواده یا شخص خاصی مدنظر نیست.)

ممکن است از خودت شنیده باشی که اگر امکانش را داشتم کار دیگری انجام می‌دادم، پناهگاه حیوانات راه مینداختم، نجاری می‌کردم یا پیاده سفر می‌کردم. اکنون فرصتی است که این پرسش را از خودت بپرسی. آیا زمانش رسیده تا آن کار را انجام دهی یا برای پیشرفت آن زمان بیشتری بگذاری؟

۷. آیا عنصر وجودی خودت را کشف کرده‌ای؟

عنصر وجودی هم‌سویی علاقه و استعداد در هر فرد است. آنهایی که با بیشترین لذت و کم‌ترین زحمت، در کار و زندگی موفق هستند. درواقع برای این افراد فاصلهٔ کار و زندگی، خط باریک و کم‌رنگی است که گاه تفکیک آن ممکن نیست. نمی‌شود گفت چه موقع کار می‌کنند و چه موقع زندگی.

اگر تاکنون وقتی برای کشف عنصر وجودی‌ات نگذاشته‌ای، شاید الآن وقتش باشد. پیش‌ازاین راهنمای کوتاهی برای معرفی و یافتن عنصر وجودی منتشر کرده‌ام که می‌توانی آن را دانلود کنی.