بالای ابرها

توجه؛ فرصتی برای یادگیری، رشد و آگاهی

  آنچه دلیل یادگیری، شناخت و آگاهی از خود و پیرامونمان می‌شود، توجه به جزئیات است. درواقع هرلحظه و در هر شرایطی، موارد بسیاری برای توجه کردن وجود دارد و تصمیم انتخاب آن مقابلمان است. توجه به قسمت آموزنده یا بخش منفی و مخرب آن. همین هفتهٔ گذشته و در کارگاه «موانع رسیدن به شغل بامعنی» بود که بار دیگر تمرینی از همین نوع مقابلم

دختری روی سخره

انتخاب میان نیازهای سه‌گانهٔ ما

ما در سطوح مختلف، نیازهای مختلفی داریم. از نیازهای حیاتی (جسمی) تا آن‌هایی که برای غنای روحمان نیاز داریم. نیازهایی چون داشتن شغل بامعنی، پیدا کردن دلیل وجودی خودمان و آنچه به‌عنوان مفهوم زندگی پذیرفته‌ایم. ازاین‌رو نیازهای ما تنوعی است میان جسم، ذهن و روح. قطعاً نیازهای جسم در اولویت است چون بقای ذهن و روح نیز درگرو جسم است. سعی می‌کنم با یک مثال

گفت‌وگو همراه با قهوه

چرا نقش داستان‌سرا در گفت‌وگو مهم است؟

  زمانی که کلمهٔ «داستان‌سرایی» را می‌شنوی، چه تصویری در ذهنت شکل می‌گیرد؟ پیرزنی که برای نوه‌اش داستان نقل می‌کند؟ مرشدی که در قهوه‌خانه داستان رستم و سهراب را بازگو می‌کند؟ یا اعضای خانواده که در کودکی برایت قصه می‌خواندند؟ ممکن است یکی از این‌ها به‌درستی یادآور داستان‌سرایی و قصه‌گویی باشد. مهارتی که با آمدن کتاب‌های سخن‌گو، اَپ‌های مختلف و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، کم‌کم

مردی میان پنجره

رفتار؛ سیستم عاملی که با خودمان ارتقاء می‌یابد

  می‌گویند «چیزی در دلش نیست. ناراحت نشو!» و تو می‌مانی میان ناراحتی از رفتار او و حرف‌های دلگرم‌کنندهٔ دیگران. این‌زمانی است که به‌نوعی از رفتار و برخورد کسی می‌رنجی و از دیدگاه اطرافیان متعجب می‌شوی. تشابه ویندوز با رفتار انسان سال‌ها پیش، زمانی که تازه با کامپیوتر آشنا شده بودم، مفهوم ویندوز را نمی‌فهمیدم. نمی‌دانستم که «پنجره‌های مایکروسافت» برای چه‌کاری است! آشنایی من با

تولد ۳۶ سالگی آیدین حبیبی

هدیه‌ای برای تولد ۳۶ سالگی‌ام

  چند سالی است که رسم هدیه دادن به خود را برای تولدم آغاز کرده‌ام. قبلاً در ۳۳، ۳۴ و ۳۵ سالگی این کار را انجام داده‌ام. درواقع این رسم، روشی است برای قدردانی از زندگی. در سال گذشته همچون زمان‌های دیگر، از بالا و پایین‌های زندگی بهره‌مند بودم. تجربه‌های فراوان و یادگیری بسیار داشته‌ام. امسال، ۲۷ تجربه را برای اولین بار انجام داده‌ام. مثل

پرواز مرغ‌های دریایی

چطور می‌توان رها کردن را تمرین کرد؟

در شرایط مختلفِ ناراحتی، غم و انواع سردرگمی، به رها کردن تشویق می‌شویم. می‌گویند «رها کن»، «در زمان حل می‌شود» و «در توان ما نیست». گاهی در جواب می‌گوییم: (در این شرایط) چطور رها کنم؟ توانایی‌اش را ندارم! این موضوع را نمی‌شود رها کرد. ولی واقعاً رها کردن یعنی چه؟ رها کردن یعنی برداشتن تمرکز از مسئله، مشکل یا ناراحتی. گاهی آن‌قدر به مشکلی گیر

دوستان در حال گفت‌وگوی به شکل دایره

تفاوت توجه، کنجکاوی و دخالت در چیست؟

یک روز عادی در حال رانندگی‌ام و از جادهٔ خلوت لذت می‌برم. بعد از چند دقیقه ترافیک عجیبی من را وادار به توقف می‌کند. بعد از چند دقیقه به قسمتی می‌رسم که ترافیک روان می‌شود و حرکت ماشین‌ها سریع‌تر می‌شود. با تعجب از خود می‌پرسم «چه شد؟» حتماً حدس می‌زنی مشکل کجاست؟ بله. عده‌ای برای کنجکاوی و بررسی تصادف، آهسته حرکت می‌کنند و ترافیک ایجاد می‌شود. هرکدام باکمی