چگونه به دیگران کمک کنیم و هنر کمک گرفتن را بیاموزیم

چطور کمک کنیم؟ پرسشى بسيار مهم.

اول بدانیم که چرا کمک می‌کنیم؟

آیا برای بهبود رفتار، رویکرد یا روشی کمک می‌کنیم یا سعی می‌کنیم سنگی را از جلوی پای کسی برمی‌داریم؟

به نظرم، ما به هیچ‌کس و هیچ‌چیز جز خودمان کمک نمی‌کنیم ولی لازم است که به آن آگاه باشيم چون در غیر این صورت متوقع می‌شویم و درنتیجه دلخور! دلخور از زمانه، روزگار و مردم که من چه‌کارهایی در این دنیا و برای چه کسانی انجام داده‌ام ولی در آخر هیچ خیری ندیده‌ام.

البته درست است که ما در کمک کردن کاری برای دیگری انجام می‌دهیم، ذهن او را راحت می‌کنیم یا برای رضایت او تلاش می‌کنیم. اما در بیشتر مواقع برای رضایت خاطر خودمان است که این کارها را می‌کنیم. این‌یک شرایط ایده‌آل یا به‌اصطلاح «برنده-برنده» است. هم خیر می‌رسانیم و هم لذت می‌بریم.

ذات انسان طوری طراحی‌شده که با کمک کردن خوشحال می‌شود و احساس مفید بودن پیدا می‌کند. پس بهتر است بدانیم که برای چه و به که کمک می‌کنیم.

پیشنهاد می‌کنم به نوشتۀ ما کمک نمی‌کنیم مگر به خودمان، نگاهی بیاندازید.

فعل کمک

از تمایل ما برای کمک به دیگران، می‌توان شادی را به‌جای افسردگی آموخت.
‍- جرالد جمپولسکی

در فعل کمک، دو قسمت کمک‌خواستن و کمک کردن نهفته است؛ یعنی تا زمانی که درخواست کمک نشود، آن كار دخالت، دلسوزی و ترحم محسوب می‌شود که در این حالت هر دو طرف کمک‌ گیرنده و کمک‌ دهنده، احساس ناخوشایندی خواهند داشت.

چگونه به دیگران کمک کنیم و کمک بگیریم؟

در شرایطی مهارت کمک گرفتن و کمک کردن بسیار چالش‌برانگیز است و گاه دلیل توقع یا ناراحتی را فراهم می‌کند. نمونه‌اش شرایطی است که انتظار کمک از دیگری داریم ولی منتظریم تا او پیش‌قدم شود یا در حالتی دیگر بدون درخواست شخصی به او کمک می‌کنیم و در مقابل ناراحتیم از اینکه آن‌قدر به‌کارمان ارج داده نشد.

در شرایطی ممکن است که فکر کنیم شخصی نیاز به کمک دارد و باید حتماً به او کمک کنیم. خواه این کمک می‌تواند معنوی باشد یا مادی. می‌تواند آگاهی رساندن به او باشد یا نجاتش از گرفتاری‌های مالی باشد.

این شرایط حساسی است و گاهی ممکن است کمک ما موجب حس دخالت و بی‌اعتمادی به او شود. گاهی حتی آنچه ما به عنوان «راه درست» می‌دانیم و می‌بینیم، برای دیگری مناسب نیست. حتی اگر تمام شرایط گفته‌شده نیز رعایت شود، ممکن است شخص نیاز داشته باشد که خود از پس مشکلاتش بربیاید و آن را تجربه کند.

پس بهتر است:

در شرایطی کمک مؤثر خواهد بود که درخواستی براى آن باشد. اینکه فکر کنیم فردی کمک می‌خواهد ولی نمی‌داند، دلیل کافی برای وارد عمل شدن نيست. ممکن است که کمک ما موردنیاز فرد نباشد و برعکس کمکى از دیگری در آن شرایط مفیدتر باشد.

۱. اول گوش کنید

۲. اگر فکر می‌کنید کسی محتاج کمک شماست، درواقع این‌طور نیست!

اولین کسی که محتاج کمک است، خودمان هستیم. تحقیقات بسیاری در مورد تأثیر مستقیم کمک کردن بر روی فرد کمک دهنده انجام‌شده و نشان می‌دهد که اثر مستقیم معنوی آن بر روی خود شخص است. اگر دقت کنید و کمی هم انصاف به خرج دهید، متوجه خواهید شد که نیاز خودتان برای کمک کردن بسیار بیشتر از کمک‌ گيرنده به آن است.

۳. هنر درخواست کردن

برای بسیاری از ما درخواست كردن بسیار مشکل است. حتی برای کارهای کوچک نيز از کمک‌ خواستن خجالت می‌کشیم. بیشتر ترجيح می‌دهیم تا آن کار را خودمان انجام دهیم تا از ديگرى درخواست کنیم. این مورد هم از احساس‌های منفی مانند خجالت، غرور یا نیازمندی نشأت می‌گیرد.

برای من بارها پیش‌آمده که به دلیل‌های گفته‌شده از کاری پشیمان شده‌ام چون نیاز به درخواست داشته است. کاری که با کمک‌های دوستانه می‌توانست نتیجه‌ای بسیار مفید برایم داشته باشد. در حقیقت این قسمتی است که من نیز تمرین می‌کنم.

پیشنهاد می‌کنم این ویدیو را ببینید. عنوانش همین است: «هنر درخواست کردن». سخنرانی آماندا پالمر در تِد، راجع به زندگی‌اش و درخواست کمک است و توضیح می‌دهد چگونه بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری مردمی (crowdfunding) را در حوزۀ موسیقی تا به امروز به انجام رسانده است.

۴. اگر به فکر سرمایه‌گذاری مادی یا معنوی هستید، کمک کردن در آن دسته نمی‌گنجد

اگر کاری می‌کنید و انتظار دارید که در قبالش کاری برایتان انجام شود، باید بگویم که ناامید خواهید شد. اگر دانسته کمکی می‌کنید که در قبالش پاداش مادی یا معنوی بگیرید، بهتر است انجامش ندهید. معتقدم اگر کمکی را با خلوص نیت انجام دهید و انتظار پاداشی نداشته باشید، حتماً نتیجۀ آن را در زندگی‌تان احساس خواهید کرد.

۵. در موردی کمک كنيد كه از شما درخواست شده، نه آن چیزی که شما می‌خواهید

ممکن است فردی برای کمک خاصی نزد شما آمده باشد. درصورتی‌که توان انجامش را ندارید، بهتر است پوزش بخواهید و انجام ندهید تا کاری را انجام دهید که خود صلاح می‌دانید و در آخر مقبول ایشان هم نیست.

همۀ ما نیازمند کمک هستیم. هرکدام به‌نوعی. در جامعۀ سالم، افراد از روی علاقه و نه رفع مسئولیت اجتماعی برای کمک به هم‌نوع خود مشارکت می‌کنند.

بسیار باارزش‌تر است كه مستقیماً بدانید کمکتان برای چه شخصی است و چگونه از آن استفاده می‌شود تا اینکه فقط پولی بدهید و يا کمکى کنید. کمک‌های مالی خوب است ولی کافی نیست. اگر پشت آن نیتی نباشد، پول در آخر کمک چندانی نمی‌کند. اولین مرحله برای بهبود دادن مسئله‌ای در جامعه، «نیت» انجام آن است. اینکه بخواهید باعث تغییری شوید، بخواهید برای کسی فقط باشید یا بخواهید که کسی سلامتی‌اش را بازیابد.

به قدرت خواست خود شک نکنید. معجزۀ محبت، لطف و عاطفه، فقط و فقط با خواست شما فعال می‌شود

این تکه را از کتاب پیام ‌گم‌گشته – عرفان بومیان استرالیا نقل‌قول می‌کنم:

«در جامعۀ ما پزشک به نزدیکان بیماری که انواع درمان‌های ممکن دربارۀ او به‌کاررفته و بااین‌همه در وضعیت بحرانی و خطر مرگ به سر می‌برد، می‌گوید هر کاری که در توانش بوده، انجام داده است.» بارها این عبارت را شنیده‌ام: «متأسفم. کار دیگری از ما ساخته نیست. اکنون همه‌چیز به لطف خدا بستگی دارد.» اما این جمله، به طرز خنده‌آوری وارونه است.

موسیقی پیش‌زمینه حین نوشتن: Purl – Behind Clouds

تصویر آیدین حبیبی
آیدین حبیبی
گاهی زندگی ما را از خودِ درون‌مان دور می‌کند. من اینجا هستم تا در فضایی امن و بدون قضاوت، همراهت باشم برای بازنگری، وضوح ذهنی، و شروعی تازه.اگر در جستجوی آرامش و مسیر تازه‌ای هستی، خوشحال می‌شوم همراهت باشم. درخواست جلسهٔ کوچینگ

نوشته‌هایی برای تأمل بیشتر

هم‌دلی کردن دو نفر باهم

دردم را به رسمیت بشمار

دراین‌بین چیزی که گاهی غمگینم می‌کند، رویکرد دیگران و گه گاهی خودم در مواجه با مسائل است. اینکه چطور دیگران و گاه خودمان در مقابله با مسائل، آن را نادیده می‌گیریم یا سعی می‌کنیم آن را کوچک کنیم یا نادیده‌اش بگیریم. آن‌طوری که برای من هم واضح است، این موضوع

تهران در بهار

تهران، شهر زیبا؛ البته از نگاه قدردان‌گونه

چند سال پیش برای تمرینی سعی کردم نکات مثبت اطراف خود را بیابم. این تمرین از دیدگاه «قدردان گونه» شکل‌گرفته بود. تلاشم این بود تا نکاتی که در شهر، رفتار و فرهنگ جامعۀ اطرافم وجود داشت را شناسایی کنم. پس از یک هفته توجه، برای مطرح کردن دست‌یافته‌هایم با دوستم

راه‌هایی برای رهایی از وابستگی‌ها

مدتی بود که خواب پرواز کردن نمی‌دیدم. البته آنهایی هم که یادم مانده، محدود است. یکی از آنها را چند سال پیش دیدم. با پدربزرگم بالای کوهی در اروپای شرقی، به گمانم لهستان، رفته بودیم. در آنجا دشتی بزرگ بود. آنها با ایتالیا در جنگ بودند و همگی خود را برای

2 دیدگاه ثبت شده، نظر تو چیه؟

  1. من هیچ گونهاطلاعی از این نوشتارنداشته و حالامتوجه قصد ومنطور شما شدم من بسیار تشگرمیکنم که. قصد کمک به من را دارید ودرقبل چون ما رسم براین داریم درحدبیان هم که شده از کمک کننده بیان نمایم درقالب تشگر که چگونه میتوانم به شمادرقبال این خدمت خدمتی انجام دهم

دیدگاهت را بنویس

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *