۱۰ درسی که در مجوعۀ کلاه قرمزی یادآوری می‌شود

مجوعۀ کلاه قرمزی

برای من و هم‌نسل‌های من و گاهان نسل‌های دیگر، کلاه قرمزی علاوه بر خاطراتی که بزرگ شدمان را یادآوری می‌کند، درس‌هایی همراه دارد که تکرار آن جالب است. درس‌هایی که در زندگی روزمره بسیار ساده ولی کاربردی و تأثیرگذارند.

از کودکی مجموعۀ کلاه قرمزی و شخص شخیص آقای کلاه قرمزی محبوب‌ترین برنامه و شخصیت عروسکی من بوده است. آن‌قدر محبوب که حتی کلمۀ عروسک را به‌سختی می‌توانم برای کلاه قرمزی ابراز کنم. دلیلش هم نزدیکی شخصیت و رفتارش به شخصی است که گویی سال‌ها می‌شناسمش.

پسرخاله، پسرعمه، فامیل دور، ببعی، آقای هم ساده، عزیزم ببخشید، دختر همسایه، جی گر، دی بی و… همگی بخشی از زندگی روزمره من هستند. از سال ۸۸ که مجموعۀ کلاه قرمزی در روزهای عید پخش می‌شوند، تکرار قسمت‌های آن و مرور آنها کار هرروز من است.

در تماشای چندبارۀ مجموعۀ کلاه قرمزی ۹۴، ده نکتۀ آموزشی یافتم که دانستن (یادآوری) آن برای هر شهروند مسئول نه‌تنها ضروری بلکه حیاتی است. قبلاً دربارۀ نیاز جامعه به شهروند مسئول نوشته‌ام. پیشنهاد می‌کنم حتماً اگر نخوانده‌اید، سری به این نوشته بزنید.

به گمانم شما هم تمام این قسمت‌ها را چند بار دیده و لذت برده‌اید، ولی دعوت من به جور دیگر دیدن و توجه به آن است. تا زمانی که صحبت و رفتارمان باهم یکی نشود، نمی‌توان انتظار تغییر در خود و محیط خود داشت.

 

۱. توجه به گفتار و استفاده صحیح از واژه‌ها

درجایی آقای مجری سعی داشت استفاده صحیح از کلمات را یادآوری کند. واژه‌هایی مانند: «در مر»، «پول مول»، «چیز میز». در موردی هم که در جواب استفادۀ واژه «دهن مهن» از پسرعمه، آن را به دنبال مهن فرستاد. مشکل استفاده از این واژه‌های تکراری، کلی‌گویی و بیان ناقص احساس/نیازمان را در پی دارد.

۲. آداب رانندگی

در قسمتی دی بی به‌جای فامیل دور آموزش رانندگی می‌بیند و ازآن‌پس فامیل متوجه می‌شود که با رانندگی دی بی اتفاق خاصی در شهر نمی‌افتد. حتی زمانی که خیابان ورودممنوعی را وارد می‌شود، می‌بیند که عده‌ای هم به دنبال او وارد می‌شوند و متعجب می‌گوید: «من فهمیدم که این شهر چقدر دیو داره!»

۳. تغییر هنجارهای اجتماعی برای زیبایی

معیارهای زیبایی به‌شدت تغییر کرده و تغییر آن را بدون تلاش می‌توان دید. ازجمله این تغییرات، جراحی‌های «نازیبایی» هستند که طبیعت صورت و سایر اندام‌های بدن را مختل می‌کند. این‌گونه تغییرات و تلاش برای «زیبا شدن» و نه «زیبا بودن» می‌تواند ریشه در ناامنی‌ها و اشتیاق بیش‌ازحد به «خواسته شدن» در اجتماع داشته باشد. در این شرایط اجتماع خواسته‌های خود از زیبایی، موفقیت و رضایت را تحمیل می‌کند و درنتیجه عده‌ای بی‌آنکه از آن مطلع باشند، دنباله‌روی آن هستند.

احساس می‌کنم با آدم دیگه‌ای زندگی می‌کنم. – فامیل دور

۴. رفتار و گفتار برعکس

هماهنگ نبودن رفتار با گفتار از مشکلاتی است که ارتباط سالم را دچار پیچیدگی می‌کند. با زبان حرفی گفته می‌شود ولی در عمل جور دیگر رفتار می‌شود. به گمانم شخصیت دی بی هم این مورد را نمایان می‌کند. برای فهماندن منظوری می‌بایست برعکس صحبت کرد.

۵. برخورد دوستانه و محترمانه

۶. لبخند بزن

گفته می‌شود که ده دقیقه لبخند زدن روزانه، درمان بسیار از بی درمان‌هاست.

۷. شادی و نشاط زندگی

به‌واقع شخصیت‌های برنامۀ کلاه قرمزی، نشان می‌دهند که از هر فرصتی می‌توان برای شادی استفاده کرد. روشی که به ظرافت طنزی در گفتار یا رفتارشان دارند. آوازهای گروهی، شوخی‌های بامزه و رفتار کودکانه همگی از این نوع رفتارند. شادی و نشاط هم انتخاب شخصی است که هرروزه پیش رویمان است.

۸. مسئولیت در قبال محیط زندگی

این نیز به شهروند مسئول بازمی‌گردد. نمی‌توان درجایی راحت زندگی کرد بدون آنکه در آنجا احساس مسئولیت و تعلق داشت. تمیزی و زیبایی کوچه، خیابان و شهر محل سکونت شما فقط به شهرداری مربوط نیست.

۹. نمایان کردن احساس واقعی

لازم نیست که در هر شرایطی سعی در ابراز خوشحالی کرد. بهتر است که حس‌های درونی بدن با نمایان کردن بیرونی آن هماهنگ باشد. ناهماهنگی آن فشاری است که به‌شدت مخرب است. هرچند که خوشحالی باشد.

۱۰. از دل شنیدن

بخشی از درکِ گفت‌وگو زمانی شکل می‌گیرد که شما بادل بشنوید. یعنی کامل خود را در جایگاه سخنگو قرار دهید. آن موقع است که معجزه رخ می‌دهد.

اگر از دل بشنوی، حتی صدای قدم‌های مورچه را هم می شه شنید – پسرخاله

قدردانی

اما به نظرم هیچ‌کدام از این درس‌ها و شادی‌ها ممکن نبود بدون حضور دو شخصی که از شعور، آگاهی، فروتنی و درک سطح بالایی برخوردارند. ایرج طهماسب و حمید جبلی در این سال‌ها امکان داشتند تا از فرصت‌های نامحدودی مانند دیگران سوءاستفاده کنند و به‌اصطلاح از پلکان ترقی کلاه قرمزی بالا روند. ولی این کار را نکردند و تأثیر ماندگار شخصیت‌های این مجموعه را به سود مقطعی و تباهی آن مبادله کردند.

می‌توانستند که در بسیاری از برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی از محبوبیت این شخصیت‌ها استفاده کنند و از تبلیغ آن بهره ببرند. ولی نه خود و نه هیچ‌کدام از عوامل مستقیم و غیرمستقیم آنها این کار را نکردند.

من به‌نوبۀ خود مقابل این دو عزیز سر تعظیم فرود می‌آورم و قدردان کارشان هستم.

مجموعۀ کلاه قرمزی بر شما چه تأثیری گذاشته؟ دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.

آهنگ پیش‌زمینه حین نوشتن: Pete Kuzma – Equilibrium

شغلم راهنمای درون‌گردی و آموزشم از نو یادگیری (آموخته‌زدایی) است. من در اینجا از روش‌هایی برای ساخت زندگی باکیفیت می‌نویسم. راه من پیشنهاد است و تغییر را از خود شروع می‌کنم. سعی می‌کنم هرآن چه می‌گویم، می‌نویسم و آموزش می‌دهم، از تجربهٔ شخصی‌ام باشد و نه از دانشی که جسته‌گریخته در ذهن دارم.

4 دیدگاه

  1. سیامک
    ۱۷ خرداد، ۱۳۹۴

    آیدین عزیز، عالی بود . به زیبایی هر چه تمامتر اصل مطلب را بیان کردی. کاملا منطقی و جامع بود. خوشحال شدم که در دنیای مجازی دیدمت. به امید دیدار دوست عزیزم

    پاسخ دادن
    1. آیدین حبیبی
      ۱۸ خرداد، ۱۳۹۴

      خوشحالم که برای شما هم جالب بود. خوشحال‌تر شدم که شما هم به کلاه قرمزی توجه می‌کنید 🙂

      پاسخ دادن
  2. زیلا
    ۲۰ خرداد، ۱۳۹۴

    مطلب زیبا رو خوندم و لذت بردم.

    پاسخ دادن
    1. آیدین حبیبی
      ۲۰ خرداد، ۱۳۹۴

      ممنون از توجهت 🙂

      پاسخ دادن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *