مهارت زندگی

گفت‌وگو

گفت‌وگو از دو واژهٔ «گفت» و «گو» تشکیل‌شده که در آن، ابتدا به شنیدن دعوت می‌شوی و سپس گفتن. گفت‌وگو تفاوت بسیاری با صحبت، مذاکره و بحث دارد. گفت‌وگو تعامل دوطرفه است. در این روش هم شنونده‌ای و هم گوینده.

گفت‌وگو در مهارت‌های زندگی

تمام نوشته‌های گفت‌وگو

دو دوست در ساحل

چطور بحث‌وجدل را به گفت‌وگویی لذت‌بخش تبدیل کنیم؟

برای من هم کم پیش نیامده که وارد بحثی شوم که انتخاب نکرده باشم. بگومگوهای تکراری، دفاع از عقیده‌های شخصی و باور به درست بودنشان یا حتی مخالفت صرف با دیدگاه تو. دلایل این‌چنینی که لذت گفت‌وگو را از بین می‌برد. البته گاهی (و به انتخاب شخصی) این بحث‌های می‌تواند دلیل بر استحکام رابطه شود و البته آغازگر گفت‌وگوی شیرین دیگری شود.

ادامهٔ نوشته >
دوستی انسان و سگ

چطور حس شنیده شدن را (به‌خصوص برای یک درون‌گرا) ایجاد کنیم؟

اگر مدتی است که نوشته‌های من را دنبال می‌کنی، شاید متوجه جایگاه گفت‌وگو از دیدگاه من و اهمیت فراگیری این مهارت شده باشی. ولی اگر اولین بار است که اینجایی یا گذری توجهت به باغ عدن جلب شده، پس لازم است مقدمه‌ای از گفت‌وگو برایت بگویم. قبل از هر چیز باید خیالت را راحت کنم که گفت‌وگو آن چیزی نیست بیشترمان در طول روز انجام می‌دهیم. گفت‌وگو: احوال‌پرسی‌های پشت سرهم در تلفن یا حین رد شدن با همسایه نیست؛ صحبت‌های کوتاه میان همکارهای شرکت نیست؛ به‌قول‌معروف «اجتماعی بودن» هم نیست؛ در عوض: گفت‌وگو آن صحبتی است که رفت‌وبرگشت داشته باشد.

ادامهٔ نوشته >
دو نفر قهوه به دست

گفت‌وگو، گفت و گو یا گفتگو؟ (تفاوت مفهوم بر اساس نوشتار)

متوجه هستم که این‌ها همگی تنوع نوشتاری یک واژه باشد اما بااینکه حتی ازنظر نگارش صحیح ویراستاری، یکی از آن‌ها صحیح‌(تر) است، اما به نظرم مفهوم تنها یکی از آن‌ها به مفهوم واقعی تعامل سازنده میان افراد مرتبط است. یعنی چه؟ زبان بخش جدانشدنی از فرهنگ هر کشور است. زبان نیز از گویش و نوشتارهای مختلف تشکیل‌شده است. در انتها بخش مهمی از فرهنگ به‌نوعی که از واژه در مکالمه‌های روزمره و نوشتارهای خود استفاده می‌کنیم، برمی‌گردد. واژه‌ها نیز مانند هر چیز دیگری هویت دارند. ازاین‌روست که به‌طور مثال در زبان فارسی، واژه‌هایی چون عشق، عزیزم یا عناوینی چون مهندس

ادامهٔ نوشته >

احساس امنیت؛ پیش‌نیازی برای گفت‌وگو

هفتهٔ گذشته، سومین کارگاه «چرا گفت‌وگو مهم است؟» را برگزار کردم. روند کارگاه برایم جالب بود ولی چند جایی بالا و پایین داشت. درجایی حتی احساس کردم که فضای کارگاه از بین رفته و به‌جایش صحبت‌های شخصی افراد جایگزین شده است. البته که توجه به هر دو بخش مهم و ضروری بود. هم کامل کردن موضوعی که عده‌ای را گرد هم آوردیم و هم موضوع و پرسش‌هایی که در طول برنامه مطرح می‌شد. بعد از کارگاه صحبت جالبی پیش آمد. چند نفر ماندند و باهم صحبت کردیم. دربارهٔ آنچه گذشت و آنچه مهم بود. می‌گفتند در موضوع گفت‌وگو، تأکید زیادی

ادامهٔ نوشته >
صحرا در باد

احساساتی که برای دیدنش باید شنید

چند روز پیش در اینستاگرام، از ناشناسی پیغام گرفتم. چون از دوستانم نبود، باید ابتدا درخواست پیغامش را تأیید می‌کردم. از من خواسته بود تا در مورد مسئله‌ای مهم صحبت کند. ترجیح می‌داد که ابتدا حرف‌هایش را بخوانم و سپس حضوری قرار بگذاریم.

ادامهٔ نوشته >
گفت‌وگو همراه با قهوه

چرا نقش داستان‌سرا در گفت‌وگو مهم است؟

زمانی که کلمهٔ «داستان‌سرایی» را می‌شنوی، چه تصویری در ذهنت شکل می‌گیرد؟ پیرزنی که برای نوه‌اش داستان نقل می‌کند؟ مرشدی که در قهوه‌خانه داستان رستم و سهراب را بازگو می‌کند؟ یا اعضای خانواده که در کودکی برایت قصه می‌خواندند؟ ممکن است یکی از این‌ها به‌درستی یادآور داستان‌سرایی و قصه‌گویی باشد. مهارتی که با آمدن کتاب‌های سخن‌گو، اَپ‌های مختلف و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، کم‌کم به فراموشی سپرده‌شده است. اما این مهارت تنها به نقل قصه و داستان‌های خاله‌سوسکه، دختر پیرهن قرمزی و چوپان دروغ‌گو ختم نمی‌شود. داستان‌سرایی، مهارتی است که در گفت‌وگو نیز کاربرد بسیار دارد. زمانی که از گفت‌وگو

ادامهٔ نوشته >
مردی میان پنجره

رفتار؛ سیستم عاملی که با خودمان ارتقاء می‌یابد

  می‌گویند «چیزی در دلش نیست. ناراحت نشو!» و تو می‌مانی میان ناراحتی از رفتار او و حرف‌های دلگرم‌کنندهٔ دیگران. این‌زمانی است که به‌نوعی از رفتار و برخورد کسی می‌رنجی و از دیدگاه اطرافیان متعجب می‌شوی. تشابه ویندوز با رفتار انسان سال‌ها پیش، زمانی که تازه با کامپیوتر آشنا شده بودم، مفهوم ویندوز را نمی‌فهمیدم. نمی‌دانستم که «پنجره‌های مایکروسافت» برای چه‌کاری است! آشنایی من با کامپیوترهای اولیه از آتاری آغاز شد و پس‌ازآن کومودور ۶۴ را تجربه کردم. زمانی که در سال سوم دبیرستان برایم کامپیوتر خریدند، دنیای من زیرورو شد. شب و روز با آنچه نمی‌دانستم و تا به

ادامهٔ نوشته >
در حال گفت‌وگو در غروب

گفت‌وگو چیست و چه تفاوتی با صحبت و مذاکره دارد؟

آخرین صحبت لذت بخشی که به یاد داری، چه زمانی بود؟ چه ویژگی‌هایی داشت و چرا در ذهنت متمایز شده است؟ گاهی فرصتی فراهم می‌کنیم و مقابل دوستی، از دل می‌گوییم و از دل می‌شنویم؛ اما برعکس گاهی نیز از هر فرصتی استفاده می‌کنیم تا چندجمله‌ای از خود بگوییم تا عطش شنیده شدنمان برطرف شود، اما این کجا و آن کجا! ما یا صحبت می‌کنیم یا صحبت می‌شنویم و فقط مدت کوتاهی را در سکوت می‌گذرانیم. البته این روزها انواع آلودگی‌های صوتی، سکوت را نیز برهم زده است. بیایید کمی به عقب‌تر برویم. اصلاً برای چه صحبت می‌کنیم؟ دلایلت چیست؟

ادامهٔ نوشته >
دو نفر در حال گفت‌وگو

تا چه حد آمادهٔ شنیدن حرف راست هستی؟

در فکرم که راستش را بگویم یا اصلاً نگویم یا دروغ تحویلش دهم. سبک‌سنگین که می‌کنم، راست‌گویی در این شرایط کمکی نمی‌کند، از آن‌سو دروغ گفتن هیچ‌وقت انتخابم نیست. پس می‌ماند نگفتن. راه چهارمی هم به ذهنم نمی‌رسد! واقعاً راست گفتن و بیشتر از آن راست شنیدن کار دشواری است. آنهایی هم که بی‌ملاحظه از این ابزار برای بیان عقایدشان استفاده می‌کنند و خود را «رُک‌گو» می‌نامند، از بیرون خشک، بی‌احساس و مخرب دیده می‌شوند. در شرایط من، بازگو کردن واقعیت (حداقل از دید خودم) ماجرا، مرا به فردی خودمحور، خودخواه و بی‌توجه به دیگران تبدیل می‌کند. به نظرم دشواری درراه صداقت،

ادامهٔ نوشته >
دو نفر در حال صحبت در کویر

چطور بدون خودتخریبی، خود را برای دیگران باز کنیم؟

هر نادانی می‌تواند انتقاد، شکایت یا کسی را محکوم کند. ولی برای درک کردن و گذشت، شخصیت و خویشتن‌داری لازم است. – دِیل کارنِگی در حال چَت‌کردن با پویا بودم. در همان چند جملهٔ اول متوجه شدم که بی‌پرده و از درونم صحبت می‌کنم. یعنی از ظاهرسازی‌های مرسوم در مراودات روزمره، استفاده از واژه‌های بی‌روح خوبم، شکر یا بدنیستم پرهیز می‌کنم و از اصل حالم صحبت می‌کنم. می‌توانستم از فرصت استفاده کنم و خود را بازکنم، یا اینکه اصلاً احساسم را بیان نکنم. من اولی را انتخاب کردم. می‌دانستم که این بهترین کار است. هرازگاهی و اغلب در فصل بهار، روزهای گیج

ادامهٔ نوشته >
سه نفر در حال گفت‌وگو

۳ روش برای بهبود کیفیت گفت‌وگو

یکی از نکات مهم که در گفت‌وگو، فهمیدن نوع مکالمه است. می‌توان حس کرد که این نوع مکالمه برای دو طرف چطور خواهد بود. به‌خصوص در مکالمهٔ تلفنی که امکان درک شرایط محیطی و زمانی در ابتدا دشوار است. همزمان با در نظر گرفتن دلیل مکالمه می‌توان به چند موردتوجه کرد: آیا طرف مقابل زمان کافی برای من دارد؟ می‌خواهم حرف بزنم یا آماده‌ام که بیشتر بشنوم؟ آیا فرصت برای باز کردن مسائل و موضوعات عمیق وجود دارد؟ معمولاً در روابط صمیمی پرسیدن این پرسش که «آیا الآن وقت داری؟» جایگزین این حس می‌شود. بااین‌حال در این نوع رابطه نیز برای حفظ

ادامهٔ نوشته >
چند نفر مشغول صحبت در کافه

چند پیشنهاد برای گفت‌وگوی عمیق

چند روز پیش در استانبول دوستم، بورا را دیدم. او را از سال ۲۰۰۹ می‌شناسم. باهم در کارگاه «هنر میزبانی و گفت‌وگوی سازنده» آشنا شدیم. از همان ابتدا حضور و لبخندش برایم جالب بود. آن زمان چند باری باهم گپ زدیم و گفت‌وگوی ما عمیق شد. در این سال‌ها ارتباطمان محدود بوده به چند دیدار حضوری و چندین پیغام در فیس‌بوک و ایمیل. اما چیزی در ارتباطم با او وجود دارد که من را به او نزدیک‌تر از خیلی‌های دیگر می‌کند. حتی آنهایی که بسیار بیشتر می‌بینمشان. فکر می‌کنم با بخشی از خودم  در رفتار و برخوردش مواجه می‌شوم. شاید از مفهوم «آینه» مولانا یا «انعکاس» یونگ

ادامهٔ نوشته >

اندر احوالات روزمره؛ خوبم

می‌خواهم با کسانی صحبت‌کنم که به مسائل توجه‌دارند و مایل‌اند تفاوت عمیقی ایجاد کنند. ~مارک ویکتور هانسن وقتی می‌گوییم یا می‌شنویم «خوبم»، چه اطلاعاتی در این کلمه نهفته است؟ به‌طور کل نیت ما از پرسیدن حال افراد در روز چیست؟ آیا بخشی از مکالمۀ غیرارادی است؟ در پاسخ آن تفاوتی برای پرسش‌گر و پاسخ‌دهنده وجود دارد؟ اصلا چرا ما اینقدر در گفتگو احوال می‌پرسیم، ولی متوجه احوال هم نیستیم؟ هدف از «احوال‌پرسی» چیست؟ ما معمولاً برای چه از حال یکدیگر می‌پرسیم؟ آیا غیر از این است که حال افراد برایمان مهم است؟ غیر از این است که سلامتی جسم و شادابی روح آنها برایمان مهم

ادامهٔ نوشته >

هنر خودشنوایی

دوست دارم گوش کنم. عمیق شنیدن دلیل یادگیری بسیاری در من شد. اغلب مردم گوش نمی‌کنند. – ارنست همینگوی ما به عنوان موجود اجتماعی، نیاز به روابط اجتماعی داریم. سوای شخصیت‌های درون‌گرا و برون‌گرا که نیازها و رفتارهای اجتماعی‌شان متفاوت است، هرکدام از ما همواره با گروه‌هایی در اجتماع در رابطه هستیم. بخشی از آنها انتخابی و بخش دیگر اجباری. گفتگو از راه‌های پایه برای برقراری ارتباط است. ولی معمولاً هنگامی که کلمۀ گفتگو را می‌شنویم، بیشتر به‌فکر صحبت کردن هستیم تا گوش کردن. ریشۀ کلمۀ گفتگو اگر کمی ریشه‌ای به کلمه دقت‌کنیم، متوجه خواهیم شد که این واژه از دو قسمت «گفت» و

ادامهٔ نوشته >

گفتگوی آگاهانه

ما در طی روز زمان طولانی را صرف برقراری ارتباط می‌کنیم. در واقع حدودا ۷۰درصد مواقع. به گفته‌ای که از نتیجه تحقیقات در این رابطه استخراج شده، بیش از ۴۵درصد مواقع درحال گوش‌کردن، ۳۰درصد صحبت‌کردن، ۱۶درصد خواندن و ۹درصد نوشتن هستیم. حال این پرسش کلی مطرح می‌شود که چرا با اینکه بیشتر مواقع درحوال گوش‌کردن هستیم، همچنان فرد مخاطبمان نیازمند گوش شنواست؟ دلایل بسیاری در پاسخ این پرسش مطرح است که سعی دارم در این نوشته تعدادی از آنها را بررسی کنم. ۱. نیت در مرحله اول می‌بایست نیت گفتگو برای طرفین (یا جمع درصورت گفتگوی گروهی) مشخص شود. بهترین حالت این

ادامهٔ نوشته >

ساخته شده با ❤ در تهران و ازمیر

تولید ۱۳۹۷