۳۵ درسی که در ۳۵ سال زندگی آموخته‌ام

تصویر آیدین حبیبی در تولد ۳۵ سالگی

از دو سال پیش، هم‌زمان با راه‌اندازی «قدم زدن در باغ عدن»، سنت هدیه دادن به خودم را آغاز کردم. قبلاً در ۳۳ و ۳۴ سالگی نیز این کار را انجام داده‌ام. سنتی که برای خودم جالب بود که با انجام آن متوجه شدم، بیش ازآنچه فکر می‌کردم، لحظات خوش و لذت‌بخش در طول سال داشته‌ام و می‌توانم قدردان‌تر از گذشته زندگی کنم.

اما امسال رویکردم در اینجا متفاوت است.

سرخپوستان سنت جالبی دربارهٔ جشن تولد دارند. برای آنها روز تولد مهم نیست و آن را جشن نمی‌گیرند و در عوض در زمان‌هایی از سال برای رشد آگاهی فرد جشن می‌گیرند و ازآن‌پس هرسال تولد شخص، برابر با آن روز می‌شود.

در این روش کل قبیله، آن فرد را به‌عنوان فرد جدید و تازه متولدشده‌ای می‌بینند که دارای توانایی‌های جدیدی است. نامی که در بدو تولد به هرکدام از آنها داده می‌شود، در این روز تغییر می‌کند و بر اساس ویژگی‌های جدید، دوباره نام‌گذاری می‌شود.

نام‌های جدید بر اساس توانایی‌های فرد درزمینه‌های مختلف مثل شکارچی، درمان گر یا آموزش‌دهنده به فرد داده می‌شود. جالب است که نام‌ها در سال‌های مختلف بنا بر تغییر و توسعهٔ توانایی‌های او بازهم تغییر می‌کند.

این نوع جشن گرفتن و نام‌گذاری را بسیار می‌پسندم. بسیار لذت‌بخش است که توانایی و مهارت‌هایت میان اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی، ارج داده شود و هرسال از آن قدردانی شود. می‌دانی که در اجتماعت افرادی هستند که توانایی دیدن و درک تو رادارند و در مقابل یاد می‌گیری که خودت باشی و دائم در حال خودسانسوری نباشی.

خودت باش؛ نقش بقیه قبلاً گرفته شده.
– اسکار وایلد

ازآنجاکه من هنوز قبلیهٔ خودم را پیدا نکرده‌ام و امیدی به این‌گونه جشن‌ها در اجتماع فعلی‌ام ندارم، بنابراین تصمیم گرفتم تا حداقل به‌نوعی، خودم این لطف را در حق خودم انجام دهم. البته به نوع دیگری.

دوست دارم از روز نام‌گذاری‌ام تا به امروز، یادگیری‌هایم را به اشتراک بگذارم. شاید یادآوری آنها باعث درک و شناخت بهتری از خودم نیز بشود.

۳۵ درس از زندگی تا ۳۵ سالگی

۱. در هر شرایط و موقعیتی می‌توان تعادل را پیدا و راه میانه را انتخاب کرد.

۲. در هر موقعیتی انتخاب (چاره) وجود دارد و درواقع انتخاب‌های فرد «بی‌چاره» محدود است نه کاملاً بدون انتخاب.

۳. برای هرلحظه انتخاب می‌کنی. خواه خودآگاه، خواه ناخودآگاه.

۴. اگر کاری برایت مهم باشد، آن را انجام می‌دهی. اگر جدیت در کاری داشته باشی، در مسیرت کمک می‌رسد.

۵. دنبال کار بامعنی باش. کاری که خودت لذت ببری و دیگران نیز از آن استفاده کنند.

بر چیزی که خوشحالت می‌کند تمرکز کن و آن کاری را انجام ده که به زند گیت معنا می‌بخشد.
– بَری شوارتز

۶. همیشه کسانی هستند که مایل‌اند به تو کمک کنند. کافی است که درخواست کردن را یاد بگیری.

۷. ما به هیچ‌کس جز خودمان کمک نمی‌کنیم و درواقع از کمک کردن لذت می‌بریم.

۸. اگر توانایی بخشش چیزی را نداشته باشی، توانایی دریافت آن را هم نخواهی داشت.

۹. از افرادی که با اجبار محبت می‌کنند، دوری‌کن. آنها در خود انتظار و برای تو دِین می‌سازند.

۱۰. آنچه را که به آن جذب یا از آن طرد می‌شوی، درواقع ویژگی‌های مثبت و منفی خودت هستند. می‌توانی از آن برای شناخت خودت استفاده کنی.

شناخت دیگران هوش است؛
اما شناخت خود، خِرد واقعی است؛
– لائوتسه

۱۱. سعی کن به آن چیزهایی که علاقه داری وقت بیشتری اختصاص دهی تا آنهایی که علاقه نداری.

۱۲. پیدا کردن علاقه‌ها و توجه به آنها یکی از وظایف مهم زندگی است.

۱۳. همسو کردن علاقه و استعداد، «عنصر وجودی» را شکل می‌دهد که در راستای آن، پیشرفت، رشد و لذت بی‌نهایت خواهد بود.

۱۴. یکی از دلایل حیات، لذت بردن از آن است. جنبه‌های مختلف لذت را برای خودت تعریف کن.

۱۵. برای لذت بردن از زندگی کیفیت را فدای کمیت آن نکن.

۱۶. درنهایت، کیفیت زندگی مهم است. برای رسیدن به کیفیت، استانداردهای خودت را بساز.

۱۷. تعریف اجتماعت از فرد موفق را دنبال نکن و سبک شخصی خودت را کشف کن.

۱۸. از موفقیت شخصی، تصویری ترسیم کن و ویژگی‌هایش را بنویس.

۱۹. نوشتن روزانه به هر نوعی، کارآمد و راهگشاست.

۲۰. در انتها همه به دنبال رضایت، خوشحالی و آرامش هستند. رضایت از توجه به نیازهای اصلی، خوشحالی از رسیدن به رضایت و آرامش از مجموع آن دو حاصل می‌شود.

۲۱. از داشته‌هایت (مادی و معنوی) هرروز قدردانی کن.

۲۲. ساده‌زیستی و قانع بودن، فرصت بیشتری برای توجه به نیازهای اصلی و رضایت فراهم می‌کند.

۲۳. از شلوغی ذهنی تا جایی که می‌توانی دوری‌کن. حتی برای چند لحظه. یکی از روش‌های رهایی از آن، توجه به آن است.

۲۴. در هر رخدادی، درسی نهفته است که گاه نمایان و بیشتر پنهان است که نیاز به توجه عمیق دارد.

۲۵. یادگیری از رویدادها از دو طریق ممکن است. متوجه می‌شوی و درس می‌گیری یا متوجه نمی‌شوی و زندگی آن درس را می‌دهد. روش دوم همیشه دشوارتر است.

۲۶. بیشتر رشد و یادگیری شخصی در شرایط ناخوشایند، رخ می‌دهد. سعی کن در پی سختی‌ها و مشکلات به دنبال یادگیری از آن باش.

در رنج و درد، معنی و مفهومی نهفته است که نیاز به توجه دارد.
– دالای لاما

۲۷. هیچ‌چیز اتفاقی نیست و دلیلی برای آن وجود دارد و درک نکردن دلیلش، دلیلی بر بی‌دلیلی آن نیست.

۲۸. در طبیعت هیچ‌چیز به ناگهان پدیدار نمی‌شود. تغییر فصل، طوفان، تولد، رشد یا حتی مرگ. برای متوجه شدن روند تغییر، به نشانه‌های آن توجه کن.

۲۹. تغییر اجتناب‌ناپذیر است. مگر اینکه خودت مانع آن شوی.

۳۰. هیچ‌چیز در طبیعت مانا و ماندگار نیست. رابطه‌ها نیز اگر رشد و تغییر نکنند، ماندگار نخواهند بود.

۳۱. در ارتباط با دیگران صداقت داشته باش و از واژه‌های متناسب بااحساست استفاده کن.

۳۲. توازنی میان احساس و منطق پیدا کن. لازم نیست در هر زمینه از منطق استفاده کنی.

۳۳. افرادی را در کنارت داشته باش که توانایی شنیدن احساساتت را داشته باشند. بی قضاوت و بدون پند و نصیحت بشنوند.

۳۴. به الگوهای رفتاری، آنهایی که در طول زندگی مدام تکرار می‌شوند، توجه کن. با توجه و تغییر آنها، زندگی‌ات دگرگون می‌شود.

۳۵. توجه به جزئیات و نگاه به کلیات همواره در زندگی باعث بهبود کیفیت و سازندگی می‌شود.

اگر کسی بتواند به‌اندازهٔ کافی توجه کند، چیزی در دنیا نیست که بر او پنهان بماند.
– سادگورو

خوشحالم که یادگیری‌هایم را با تو شریک شدم. اگر دوست داشتی تو نیز یادگیری‌هایت را به این لیست اضافه کن یا دیدگاهت را بنویس.

ارادتمند،
آیدین ۳۵ ساله


اگر از خواندن این نوشته لذت بردی، احتمالاً از نوشته‌های آینده هم لذت خواهی برد. مشترک هفته نامهٔ باغ عدن شو!

2 دیدگاه برای «۳۵ درسی که در ۳۵ سال زندگی آموخته‌ام»

  1. من هم از همه اتفاقات زندگی ام یاد گرفتم که به روح زندگی اعتماد کنم، بپذیرم و باهاش نجنگم. نه اینکه تلاش نکنم ولی شرطی و با پیش فرض برخورد نکنم، در نتیجه لحظه ها روشنتر اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *