مهارت زندگی

توجه

آنچه دلیل یادگیری، شناخت و رشد می‌شود توجه به جزئیات و نگاه به کلیات است.

توجه در مهارت‌های زندگی

تمام نوشته‌های توجه

ایستاده روی پل چوبی

موانع زندگی من چیست؟

شاید بدون درنگ پاسخ به‌عنوان مقاله این باشد که خودمان مانع اصلی هستیم و وقتی می‌گوییم خودمان، منظور نوع رویکردمان به زندگی است. اینکه چطور به تغییر و آنچه مقابلمان است توجه می‌کنیم و در مواقع نیاز، ادامه می‌دهیم یا جهت عوض می‌کنیم.

ادامهٔ نوشته >
مردی میان غروب آفتاب و طلوع مهتاب در ساحل ایستاده

چگونه گذشته را فراموش کنم؟ (حفظ یا حذف گذشتهٔ ناخوشایند)

[این نوشته به درخواست یکی از خوانندگان سایت نوشته‌شده است. امیدوارم که بخواند و برایش مفید باشد.] غم گذشته و نگرانی از آینده، دو مانعی است که دلیل لذت نبردن از حال می‌شود. شاید تعدادی از ما، همان‌هایی که همین لحظه در حال خواندن این نوشته هستیم، یاد گذشته‌ای ناخوشایند باشیم و در فکر اینکه کاش راهی برای حذف آن وجود داشت. چرا می‌خواهیم گذشته را حذف کنیم؟ هرکسی دلیلی برای حذف گذشته دارد. ممکن است یکی تجربهٔ تلخی در رابطه‌ای داشته، دیگری گرفتاری‌های مالی و شرایط ناخوشایند داشته و شخص دیگری با بیماری روحی و جسمی به چالش افتاده

ادامهٔ نوشته >
سنجاقک قرمز روی غنچهٔ گل

توجه چیست؟

توجه کردن فعالیتی است برای مکث کردن، تأمل یا اختصاص ذهن به رویداد یا چیزی مهم. از کودکی و از زمان مدرسه ما را به توجه کردن هدایت کرده‌اند اما هیچ زمینه‌ای برای یادگیری آن پیشنهاد نداده‌اند. یاد گرفته‌ایم کسی توجه ما را نیاز دارد به او نگاه کنیم یا بشنویم؛ اما آیا نگاه کردن ما همان دیدنی است که او انتظار دارد یا شنیدنمان همان چیزهایی را می‌شنود که او می‌خواهد؟ توجه، مهارتی است که پیش‌زمینهٔ تمام مهارت‌های زندگی است. همراهِ توجه، حضور در لحظه می‌آید. با توجه، انتخاب شکل می‌گیرد. از توجه، کیفیت زندگی پدیدار می‌شود. درواقع اگر

ادامهٔ نوشته >
زیر سطح آب

در مشکلات به چه چیزی باید توجه کرد؟

از دیروز چندین پیغام گرفته‌ام که هرکدام از افرادی بود که شرایط ناخوشایندی از خود را توصیف می‌کردند. شرایطی که به گفتهٔ آن‌ها توسط دیگری پدیدار شده و آن‌ها را محکوم‌به پذیرش ساخته است. ولی نکته‌ای که در تمامی آن‌ها مشترک بود، پذیریش شرایط فعلی و مقصر دانستن فرد مقابل بود. چه چیزی برای توجه وجود دارد؟ درون مشکل‌ها و ناخوشنودی‌ها نکتهٔ مهمی وجود دارد که در بیشتر مواقع اهمیت خود را از دست می‌دهد و آن‌قدر تحت تأثیر ناراحتی قرار می‌گیرد که به‌سختی نمایان می‌شود. آن نکتهٔ مهم این است که از خود بپرسیم، در پس مشکل چه نکته

ادامهٔ نوشته >
بالای ابرها

توجه؛ فرصتی برای یادگیری، رشد و آگاهی

  آنچه دلیل یادگیری، شناخت و آگاهی از خود و پیرامونمان می‌شود، توجه به جزئیات است. درواقع هرلحظه و در هر شرایطی، موارد بسیاری برای توجه کردن وجود دارد و تصمیم انتخاب آن مقابلمان است. توجه به قسمت آموزنده یا بخش منفی و مخرب آن. همین هفتهٔ گذشته و در کارگاه «موانع رسیدن به شغل بامعنی» بود که بار دیگر تمرینی از همین نوع مقابلم گذاشته شد. تمرینی که با صحبت‌های یکی از مهمان‌ها، در ذهنم ماند. در آغاز کارگاه هرکدام از شرکت‌کننده‌ها تعریف و دیدگاه خود از «شغل بامعنی» را مطرح می‌کرد. از نگاه آن‌ها شغل بامعنی ویژگی‌هایی داشت

ادامهٔ نوشته >
تولد ۳۶ سالگی آیدین حبیبی

هدیه‌ای برای تولد ۳۶ سالگی‌ام

چند سالی است که رسم هدیه دادن به خود را برای تولدم آغاز کرده‌ام. قبلاً در ۳۳، ۳۴ و ۳۵ سالگی این کار را انجام داده‌ام. درواقع این رسم، روشی است برای قدردانی از زندگی. در سال گذشته همچون زمان‌های دیگر، از بالا و پایین‌های زندگی بهره‌مند بودم. تجربه‌های فراوان و یادگیری بسیار داشته‌ام. امسال، ۲۷ تجربه را برای اولین بار انجام داده‌ام. مثل اولین سالگرد ازدواج و اولین سخنرانی بزرگ در همایش «صلح جهانی» در دانشگاه الزهرا سال گذشته، آغاز و پایان آموزش دورهٔ راهبری از مؤسسهٔ اریکسون بود. اکنون در حال انجام مراحل برای مدرک بین‌المللی کوچینگ (ICF)

ادامهٔ نوشته >

ترس؛ نیروی محرک یا عامل بازدارنده؟

از بدو شکل‌گیری موجودات چند سلولی تاکنون، ترس یکی از عوامل بقاء جانوران و انسان بوده است. همهٔ موجودات به‌نوعی با ترس رابطه دارند. می‌دانند برای حیات چه‌زمانی باید بر ترس خود غلبه کنند و کجا آن را به‌عنوان نیروی بازدارنده استفاده کنند و فرار را برقرار ترجیح دهند.

ادامهٔ نوشته >
از نمای تلسکوپ هابل

شناخت و یادگیری از یک الگوی رفتاری

هفتهٔ گذشته بیشتر بی‌انرژی بودم. متوجه شدم در من یک الگوی رفتاری مدام در حال تکرار است. در خودم انرژی تولید می‌کنم، برای مدتی باانگیزه و علاقه حرکت (زندگی) می‌کنم ولی بعد از مدتی و بدون پیش‌زمینه و هشدار باتری خالی می‌کنم. چند روزی در این وضعیت سر می‌کنم تا دوباره انرژی‌ای از درونم جرقه می‌زند و باانگیزه و مصمم‌تر از قبل به زندگی ادامه می‌دهم.

ادامهٔ نوشته >
تصویر آیدین حبیبی در تولد ۳۵ سالگی

۳۵ درسی که در ۳۵ سال زندگی آموخته‌ام

از دو سال پیش، هم‌زمان با راه‌اندازی «قدم زدن در باغ عدن»، سنت هدیه دادن به خودم را آغاز کردم. قبلاً در ۳۳ و ۳۴ سالگی نیز این کار را انجام داده‌ام. سنتی که برای خودم جالب بود که با انجام آن متوجه شدم، بیش ازآنچه فکر می‌کردم، لحظات خوش و لذت‌بخش در طول سال داشته‌ام و می‌توانم قدردان‌تر از گذشته زندگی کنم.

ادامهٔ نوشته >
دو نفر در حال صحبت

ایجاد فضای امن برای دیگران یعنی چه؟ به همراه ۸ روش ارائۀ آن

  زمانی که مادرم در بستر مرگ بود، من، خواهر و برادرهایم دورهم جمع شدیم تا در روزهای آخر کنارش باشیم. هیچ‌کدام نمی‌دانستیم چگونه یک نفر را در دوران گذارش از این زندگی به زندگی بعدی همراهی کنیم. اما تا حدی مطمئن بودیم که می‌خواهیم او را در خانه نگه‌داریم و همین کار را هم کردیم.

ادامهٔ نوشته >

تمرکز ماهی قرمز از انسان پیشی گرفت!

به تحقیق مایکروسافت بازۀ تمرکز انسان از ۱۲ ثانیه در سال ۲۰۰۰ به ۸ ثانیه در سال ۲۰۱۵ رسید و طبق مطالعۀ قبلی، ماهی قرمز با بازۀ تمرکز حدود ۹ ثانیه، از انسان پیشی گرفت. در این مطالعه که در کانادا انجام‌شده، نشان می‌دهد که از زمان ورود تکنولوژی و مهم‌تر از آن تلفن‌های هوشمند، تمرکز انسان کاهش پیداکرده و توانایی‌اش در انجام چند کار همزمان افزایش داشته است. اما بیشترین افت تمرکز در افرادی دیده می‌شود که زمان استفاده‌شان از تلفن‌های هوشمند زیاد و جزء اولین مشترکان خرید مدل جدید آن می‌باشند. از سال ۲۰۰۰ تاکنون چه اتفاقی افتاده که باعث کاهش تمرکز ما شده؟ ۱

ادامهٔ نوشته >
دو نفر در حال گفت‌وگو

توهم شفافیت؛ فکر می‌کردم که فکر می‌کردی

تابه‌حال چند بارشده که: مطمئن باشید حرفی را واضح گفته‌اید، ولی برای شنونده نامفهوم بوده؟ رفتار مخاطبتان را نتیجۀ لج‌بازی یا مخالفت دیده‌اید؟ کاری را برای کسی انجام داده ولی کاملاً برعکس خواستۀ او بوده؟ [مدتی به این پرسش‌ها توجه کنید و سپس ادامه دهید.]

ادامهٔ نوشته >

مایندودیو؛ تجربه‌ای از «توجه به جزئیات» و «نگاه به کلیات»

حدود پنج سال پیش ایده‌ای در مورد خواب داشتم که بسیار توجه و ذهنم را مشغول کرده بود. ایده ساده بود. شبکۀ اجتماعی با محتوای خواب. می‌خواستم به خواب دیدن بیشتر توجه کنم و دیگران را به این موضوع دعوت کنم. ایده را با دوستم سروش، مطرح کردم. استقبال او را که دیدم، به‌سرعت کار را شروع کردیم. بعد از چند ماه Mindudio متولد شد. حدود دو سالی بر روی تولید و توسعۀ پروژه کارکردیم و دست‌آخر چند ماه پس از راه‌اندازی، کار را متوقف و سایت را برای همیشه بستیم. درس‌های بسیاری از این پروژه و همکاری مشترک آموختیم که برای خودمان، تک‌تکشان باارزش

ادامهٔ نوشته >
تهران در بهار

تهران، شهر زیبا؛ البته از نگاه قدردان‌گونه

چند سال پیش برای تمرینی سعی کردم نکات مثبت اطراف خود را بیابم. این تمرین از دیدگاه «قدردان گونه» شکل‌گرفته بود. تلاشم این بود تا نکاتی که در شهر، رفتار و فرهنگ جامعۀ اطرافم وجود داشت را شناسایی کنم. پس از یک هفته توجه، برای مطرح کردن دست‌یافته‌هایم با دوستم قرار گذاشتم. باعث تأسف بود که دست‌خالی بودم و در آن زمان نکته‌ای توجهم را جلب نکرده بود. نگاه قدردان گونه چیست؟ در «نگاه قدردان گونه» (Appreciative Inquiry) که روشی برای تحلیل، تصمیم‌گیری و بهبود روش‌های رفتاری، محیطی و سازمانی است، نگاه و تمرکز بر آن چیزی است که صحیح

ادامهٔ نوشته >

چگونه با اصل زندگی ارتباط نزدیک داشته باشیم؟

توجه به اتفاق‌های روزمره از جالب‌ترین روش‌ها و یادگیری متسقیم از اصل زندگی‌است. دیروز چند اتفاق جالب افتاد و جالب‌ترینش، آخری و در تاکسی بود. تکه‌تکه مسیر را پیاده رفتم و گمانم حدود ۹کیلومتری پیاده این‌طرف و آن‌طرف کردم. بعدازظهر بود و خسته بودم، تاکسی گرفتم تا سریع‌تر به خونه برسم.

ادامهٔ نوشته >

ماجرای یک تصمیم؛ بخش دوم: معجزه مرگ

توضیح: این نوشته، قسمت دوم و آخر پُست «ماجرای یک تصمیم» است. مرگ را معمولاً نمی‌پسندیم و از آن واهمه داریم. چراکه فکر می‌کنیم مرگ، پایان است و بعد از آن هیچ! ولی تا مرگی نباشد، تولدی هم نیست. همانطور که ما به‌عنوان انسان دارای توانایی‌های نامحدودی در انجام کارهای مختلف هستیم و همه با تمرین و  آگاهی امکان دسترسی به پتانسیل‌های نامحدود بشر را دارند، در عین حال دارای ظرفیت محدود برای انجام کارهای هم‌زمان می‌باشیم. قدیمی‌ها می‌گفتند: با یک دست دوتا هندونه رو نمی‌شه بلندکرد. به گمانم، قدیمی‌های عزیز به همین مورد اشاره می‌کردند. که یکی را بلندکردی، زمین بگذار

ادامهٔ نوشته >

ماجرای یک تصمیم؛ بخش اول: شناسایی الگوهای رفتاری

دیروز متوجه شدم که مدتی‌است سعی می‌کنم کاری را انجام‌دهم و بیشتر از آنکه اقدامی‌کنم، به‌قولی گوشهٔ ذهنم نگه‌می‌دارم. این زمان برای دوهفته اخیر به‌همین شکل بوده ولی حواسم بهش جمع‌نشده بود. البته دقت که می‌کنم متوجه می‌شوم این از آن دسته کارها بود که نیاز به همکاری و پیگیری چندنفره و گروهی بود و به‌تنهایی کار زیادی پیش نمی‌رفت. داستان از آنجا شروع شد که سعی‌کردم در کاری که برای خودم واضح نبود، مشارکت کنم. معمولاً وقتی پیشنهادی می‌شود که برایم مشخص نیست، ذهنم در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد و راحت‌ترین راه را انتخاب می‌کند. و آن هم جواب «نه» است. متوجه‌شدم که این

ادامهٔ نوشته >

۳ روش برای یافتن نیازهای واقعی خودمان

تا زمانی که چیزی را از دست ندهیم، متوجه نیستیم که چقدر نیازمان در این دنیا کم است. جیمز بَری چند روز پیش با دوست عزیزی در مورد خودمان و زندگی‌مان صحبت می‌کردیم. از من درمورد دیدگاه و روش زندگی‌ام پرسید. با کمی تأمل شروع‌کردم. در این شرایط معمولاً اولین نکته‌ای که در زندگی‌ام نمایان می‌شود، «نیاز» است که برایم مفهومی بسیار مهم است و تلاشم این است که همواره و در لحظه حواسم به نیاز (واقعی) خودم باشد. نیاز واقعی چیست؟ آن چیزی‌است که پس از فراهم‌شدن آن، رضایت درونی و درنهایت خرسندی بوجود می‌آید. این نوع رضایت پایدار و توجه مستقیم

ادامهٔ نوشته >

هدیه‌ای برای تولد ۳۳ سالگی‌ام

سعادت، زمانی‌است که آنچه می‌اندیشی، سخن می‌گویی و رفتار می‌کنی، در توازن می‌باشد. ~گاندی چندروز پیش تولد ۳۳ سالگی‌ام بود. خواستم برای خود هدیه‌ای بگیرم و فکرکردم چه‌چیز بهتر از توجه دقیق به خودم. برای همین یک هفته قبل از تولدم، شروع به فکرکردن و نوشتن کردم. از اینکه این ۳ سال و مخصوصاْ سال گذشته چه بر من گذشت؟ ابتدا فکرکردم که این عدد ۳۳ را اگر به ۳ تقسیم کنم، دوران‌های جالبی به‌دست می‌آید. توجه به این سه دوران نیاز به زمان بیشتری است که هم‌اکنون مشغول آن هستم ولی دوست دارم توجهی به سال گذشته کنم و نکاتی که توجهم

ادامهٔ نوشته >

چطور آماده تغییر شویم؟

در زندگی فرصت‌هایی پیش می‌آید که می‌تواند آغازگر تغییری نو باشد ولی فهمیدن زمان آن، انتخاب‌ درست و مهم‌تر از آن واکنش متناسب بسیار مهم است. امروز با دوستی صحبت می‌کردم که از شرایط  کارش گله می‌کرد و می‌گفت: با این مقدار حقوق «صرف نمی‌کند». می‌خواست با رئیسش درمورد حقوق و شرایط جدید وارد مذاکره شود. پیشنهاد کردم اکنون وقت مناسبی برای بازنگری کلی به کارش است. پیشنهاد دادم چون: معمولا در این شرایط آمادهٔ تغییر هستیم و بررسی شرایط راحت‌تر است. ممکن است تا به حال کاری را انجام داده‌ایم که به آن عادت کرده‌ایم. زندگی کوتاه‌تر از آن‌است که

ادامهٔ نوشته >

ساخته شده با ❤ در تهران و ازمیر

تولید ۱۳۹۷